Skip to content
آوریل 28, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • «حفظ نظام» – نام مستعار یک فروپاشی طولانی
  • ایران
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک

«حفظ نظام» – نام مستعار یک فروپاشی طولانی

حمید آصفی

چهارشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۴

جمهوری اسلامی سال‌هاست دیگر حتی تظاهر به حکومت‌داری هم نمی‌کند؛ آنچه باقی مانده یک سازوکار بقا با پوستهٔ ایدئولوژیک است. «حفظ نظام» نه یک اصل، بلکه بهانه‌ای برای توجیه هر جنایت، هر دروغ، و هر ویرانی است. این ساختار نه کشور می‌خواهد، نه جامعه، نه آینده، فقط می‌خواهد بماند، ولو روی تلی از خرابه‌ها.

اما مشکل اینجاست: نظامی که همه‌چیز را فدای بقا می‌کند در نهایت خودِ بقا را هم می‌بازد. جمهوری اسلامی امروز نه به‌خاطر دشمن خارجی، بلکه به‌دلیل تهی شدن از درون در آستانهٔ سقوط ایستاده است. مشروعیت اجتماعی فرو ریخته، اقتصاد از کنترل خارج شده، و شکاف میان حکومت و جامعه به نقطه‌ای رسیده که دیگر با سرکوب هم پُر نمی‌شود.

در چنین وضعی، تهدیدهای پُرطمطراق، خط‌ونشان کشیدن‌ها، و ژست‌های ایستادگی چیزی جز بلوف یک قدرت فرسوده نیست. نظامی که دست بالا داشت نیازی به این همه فریاد نداشت. این حجم از شعار دقیقاً نشانهٔ خالی بودن انبار گزینه‌هاست. جمهوری اسلامی نه توان جنگ دارد، نه توان صلح آبرومندانه، نه می‌تواند کوتاه بیاید بی‌آنکه اقتدار پوشالی‌اش فرو بریزد، و نه می‌تواند تقابل را ادامه دهد بی‌آنکه پایه‌هایش بلرزد.

هر عقب‌نشینی جدید نه یک تصمیم استراتژیک، بلکه اعتراف به شکست تاریخی است. و هر امتناع از عقب‌نشینی نه ایستادگی، بلکه لجبازی یک نظام گرفتار در بن‌بست است. این حکومت دیگر تصمیم نمی‌گیرد، واکنش نشان می‌دهد. و حکومت‌های واکنشی معمولاً عمر طولانی ندارند.

آنچه «امتیاز بزرگ» جمهوری اسلامی تصور می‌شد- توانایی بازی کردن با بحران- حالا تبدیل به ناتوانی در خروج از بحران شده است. بحران دیگر ابزار حکومت نیست، زیست‌بوم آن است. اما زیستن در بحران جامعه را می‌سوزاند و حکومت را فرسوده می‌کند. این معادله‌ای است که هیچ برنده‌ای ندارد.

جمهوری اسلامی امروز نه نمایندهٔ یک ملت است، نه حتی حافظ منافع خودش. این نظام به مرحله‌ای رسیده که هر روز ماندنش دلیل تازه‌ای برای رفتنش تولید می‌کند. هر مذاکرهٔ پنهانی، هر عقب‌نشینی بی‌صدا، هر وعدهٔ توخالی، تنها یک پیام دارد: حکومت می‌داند که دیگر آینده‌ای در اختیار ندارد و فقط زمان را می‌کُشد.

«حفظ نظام» حالا نه یک استراتژی، بلکه نشانهٔ هراس است، هراس از روزی که دیگر نه سرکوب جواب بدهد، نه معامله، نه شعار. و آن روز نه با فشار خارجی، که با انباشت خشم داخلی فرا می‌رسد. این نظام شاید هنوز سر پا باشد، اما عملاً فروپاشیده.

برگرفته از کانال تلگرام نویسنده

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: دانشجویان پیشرو: رژیم اسلامی مسئول اول و آخر این جنایت را نابود خواهیم کرد!
Next: بیانیهٔ سوم ۱۷ چهره سیاسی، فرهنگی، و مدنی دربارهٔ «جنایت سازمان‌یافتهٔ حکومتی علیه بشریت»
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved