Skip to content
ژوئن 1, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • به یاد مایکل پارنتی، افشاگر امپریالیسم و مدافع سوسیالیسم
  • جهان
  • نوار متحرک

به یاد مایکل پارنتی، افشاگر امپریالیسم و مدافع سوسیالیسم

مایکل پارنتی، استاد دانشگاه و پژوهشگر مارکسیست آمریکایی (متولد ۳۰ سپتامبر ۱۹۳۳ – درگذشته ۲۴ ژانویه ۲۰۲۶).

حبیب مهرزاد – اندیشهٔ نو

سه‌شنبه ۷ بهمن ۱۴۰۴

مایکل پارنتی (Michael Parenti)، استاد دانشگاه، تاریخ‌نگار، پژوهشگر سیاسی، و اندیشمند مارکسیست آمریکایی، روز شنبه ۲۴ ژانویه ۲۰۲۶ (۴ بهمن ۱۴۰۴) در ۹۲ سالگی درگذشت (متولد ۳۰ سپتامبر ۱۹۳۳).

او از جوانی تا آخرین لحظهٔ عمرش سوسیالیست بود. پارنتی با قلمی تند و بی‌پروا می‌نوشت و حقایق را صریح می‌نوشت. او منتقد سرسخت جنگ‌های امپریالیستی بود و به‌خاطر همین مواضع نتوانست شغل دانشگاهی پایداری در آمریکا داشته باشد.

کتاب معروف او «سیاه‌پوشان و سرخ‌ها: فاشیسم عقلانی و سرنگونی کمونیسم» (Blackshirts and Reds، ۱۹۹۷) پاسخی قاطع به موج ضدّکمونیستی و ضدّمارکسیستی پس از جنگ سرد بود و هنوز هم یکی از ابزارهای ضروری برای مقابله با تاریخ‌نگاری تحریف‌شدهٔ ضدّکمونیستی است.

پارنتی در این کتاب با زبانی روشن، تند، و بی‌تعارف دو پدیدهٔ تاریخی بزرگ قرن بیستم را در تقابل با یکدیگر بررسی می‌کند: فاشیسم (سیاه‌پوشان) و کمونیسم/سوسیالیسم واقعاً موجود (سرخ‌ها). هدف اصلی کتاب مقابله با روایت غالب پس از جنگ سرد و فروریزی اتحاد شوروی و دولت‌های سوسیالیستی در اروپای شرقی است. این روایت غالب، که هنوز هم ترویج می‌شود، این است که فاشیسم و کمونیسم دو «تمامیت‌خواهی» مشابه‌اند. حتی کمونیسم بسیار بدتر جلوه داده می‌شود.

پارنتی در فصل‌های ابتدایی کتاب توضیح می‌دهد که فاشیسم انحراف یا بیماری روانی نیست، بلکه پاسخی «عقلانی» (از دیدگاه سرمایه‌داری) به تهدید سوسیالیسم و جنبش کارگری است. سرمایه‌داران بزرگ (صاحبان صنایع، بانک‌داران، زمین‌داران) از فاشیست‌ها حمایت مالی و سیاسی کردند، چون فاشیست‌ها را سپر بلای خودشان در برابر کمونیسم و اتحادیه‌های کارگری می‌دیدند.
او مثال‌های تاریخی مشخصی از ایتالیا (موسولینی)، آلمان (هیتلر)، و حمایت غرب از رژیم‌های فاشیستی می‌آورد.

دفاع از دستاوردهای نظام‌های سوسیالیستی
پارنتی با نظم معیّنی به حمله‌های رایج ضدّکمونیستی پاسخ می‌دهد و نشان می‌دهد بسیاری از آنها تحریف، اغراق، یا دروغ بوده‌ است.

او دستاوردهای دولت‌های سوسیالیستی را در چند بخش دسته‌بندی می‌کند:

۰ افزایش چشمگیر باسوادی، امکانات آموزش و مراقبت‌های پزشکی، و افزایش امید به زندگی
۰ تحقق حقوق زنان (حق کار، مزد یکسان با مردان در کارهای یکسان، طلاق، سقط جنین، آموزش برابر)
۰ برابری قومی و ملی (به‌ویژه در اتحاد شوروی چندملیتی در مقایسه با نژادپرستی آمریکا و آپارتاید آفریقای جنوبی)
۰ تأمین اشتغال کامل، مسکن برای همه، مراقبت‌های پزشکی همگانی و رایگان، تعطیلات با حقوق، و امنیت شغلی
۰ کمک به جنبش‌های ضدّاستعماری و آزادی‌بخش در جهان سوم

نقد «چپ ضدکمونیست»
پارنتی بخش مهمی از کتابش را به انتقاد از چپ‌گرایان غربی اختصاص می‌دهد که به‌جای حمایت از نظام‌های سوسیالیستی واقعاً موجود، آنها را به‌خاطر «ناکافی بودن انقلابیگری» یا «استبدادی بودن» رد می‌کردند و عملاً به پروپاگاندای غرب کمک می‌کردند.

بازگشت سرمایه‌داری پس از جنگ سرد و نتایج فاجعه‌بار آن
پارنتی در آن کتاب با جزئیات نشان می‌دهد که پس از فروپاشی دولت‌های سوسیالیستی در اتحاد شوروی و کشورهای اروپای شرقی در سال‌های ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۱، شوک‌درمانی و خصوصی‌سازی وحشیانه به راه افتاد؛ فقر، بیکاری، بی‌خانمانی، و جرایم سازمان‌یافته بسیار افزایش یافت؛ میانگین عمر (به‌ویژه در روسیه) کاهش یافت؛ نژادپرستی، یهودستیزی، و ناسیونالیسم افراطی بازگشت؛ الیگارش‌ها و شرکت‌های غربی منابع ملی را غارت کردند.

او این وضع را «فاجعهٔ انسانی» نامید و نوشت که بسیاری از مردم در آن کشورها اکنون با حسرت از دوران سوسیالیستی یاد می‌کنند.

نکتهٔ مرکزی در این کتاب این است که فاشیسم ابزار سرمایه‌داری برای نابودی تهدید سوسیالیستی است. نظام‌های سوسیالیستی قرن بیستم، با همهٔ‌ کاستی‌ها و مشکلاتی که داشتند (محدودیت‌های سیاسی، تمرکز قدرت، و…)، دستاوردهای عظیمی برای توده‌های زحمتکش و محروم داشتند که امروزه همهٔ آنها در نظام سرمایه‌داری آن کشورها تقریباً ناپدید شده‌ است.

مایکل پارنتی روایت «فاشیسم = کمونیسم = دو شر مطلق» را تحریف ایدئولوژیک بزرگی می‌داند که فقط به نفع سرمایه‌داری عمل می‌کند.

«سیمای امپریالیسم» (The Face of Imperialism) کتاب دیگری از مایکل پارنتی است که در سال ۲۰۱۱ منتشر شد. این کتاب یکی از آثار متأخر و مهم او در نقد امپریالیسم معاصر (به‌ویژه امپریالیسم آمریکا) است.

کتاب در حدود ۱۶۰ صفحه است و تمرکزش بر این است که نشان دهد امپریالیسم نه‌فقط قدرت نظامی یا سلطهٔ سیاسی، بلکه فرایندی اقتصادی-سرمایه‌داری برای انباشت سرمایهٔ فراملی است. پارنتی توضیح می‌دهد که امپریالیسم آمریکا (و سرمایه‌داری جهانی) از طریق چه ابزارهایی عمل می‌کند. از آن جمله‌اند:

۰ غارت منابع طبیعی و ثروت جمعی و ملی کشورهای دیگر
۰ خصوصی‌سازی اجباری و مقررات‌زدایی در اقتصاد
۰ ایجاد بدهی خارجی سنگین که کشورها را وابسته به قدرت‌های بزرگ نگه می‌دارد
۰ تحریم‌، کودتا، تغییر رژیم، و در نهایت جنگ و حملهٔ مستقیم اگر لازم ببیند
۰ جهانی‌سازی برای اقلیتی کوچک، یعنی سود برای شرکت‌های بزرگ و نخبگان، اما فقر، بیکاری، و نابودی بازارهای محلی برای مردم عادی

پارنتی در این کتاب تأکید می‌کند که این سیاست‌ها نه تصادفی، بلکه به‌عمد طراحی‌شده تا منافع سرمایه‌داران بزرگ و به‌ویژه سرمایه‌های مالی تأمین شود. کشورهایی که بخواهند مستقل از این نظام عمل کنند (مانند کوبا) «دشمن» یا «دولت سرکش» معرفی می‌شوند.

پارنتی در این کتاب نشان می‌دهد که امپریالیسم مستقیماً به مشکلات داخلی در خود آمریکا (فقر فزاینده، زیرساخت‌های فرسوده، بحران زیست‌محیطی) منجر می‌شود، چون منابع عظیم به جنگ‌ها و غارت خارجی به سود اقلیتی کوچک اختصاص می‌یابد.

سیمای امپریالیسم به‌روشنی بیان می‌کند که هدف امپراتوری جهانی آمریکا کسب قدرت صرفاً برای قدرت نیست، بلکه برای شکل دادن جهان به‌صورت بازار آزاد جهانی تحت سلطهٔ شرکت‌هاست. این پیگیری قدرت امپریالیستی مضمون سیاسی-اقتصادی دارد.

سیاست خارجی آمریکا نه ناتوان است و نه گمراه‌کننده، بلکه اساساً در خدمت منافع شرکت‌های فراملی آمریکاست. این روند مصادرهٔ جهانی از طرف اَبَرثروتمندان- که اغلب شامل استفاده از زور و خشونت است- چیزی است که امپریالیسم شناخته می‌شود.

او تأکید می‌کند که فقر در جهان سوم محصول «توسعه‌نیافتگی» نیست، بلکه ناشی از بهره‌کشی بیش از حد و توسعهٔ ناهنجار است.

پارنتی در این کتابش توضیح می‌دهد که تحول نگران‌کنندهٔ تغییرات آب‌وهوایی مربوط به نسل بعدی یا پایان قرن نیست. تغییرات فاجعه‌بار هم‌اکنون در حال رخ دادن است. برای بقا باید امپراتوری را عقب راند، انرژی پایدار را توسعه داد، و جامعهٔ بشری را از بیماری سودورزی رها کرد.

او کتاب را با نقد این ایدهٔ غالب که امپریالیسم را «دفاع از دموکراسی» یا «کمک انسان‌دوستانه» جلوه می‌دهد به پایان می‌رساند و خواننده را به مسئولیت‌پذیری سیاسی دعوت می‌کند.

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: بیانیهٔ سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در محکومیت قتل‌عام مردم معترض
Next: بیانیهٔ کانون نویسندگان ایران: قتل‌عام معترضان راه آزادی‌خواهی را سد نخواهد کرد
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved