Skip to content
آوریل 28, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • اجساد ناپدیدشده، دفن‌های جمعی و «۳۰,۰۰۰ کشته»: حقیقت آمار کشته‌شدگان ایران چیست؟
  • ایران
  • نوار متحرک

اجساد ناپدیدشده، دفن‌های جمعی و «۳۰,۰۰۰ کشته»: حقیقت آمار کشته‌شدگان ایران چیست؟

از گزارش روزنامهٔ انگلیسی گاردین

۸ دی ۱۴۰۴


اندیشهٔ نو: شهادت کارکنان پزشکان، سردخانه‌ها و گورستان‌ها، تلاش عظیم دولت برای پنهان کردن کشتار سیستماتیک معترضان را آشکار می‌کند.
روز پنجشنبه ۸ ژانویه [۱۸ دی]، در یک شهر متوسط ​​ایران، تلفن دکتر احمدی* شروع به زنگ زدن کرد. همکارانش در بخش‌های اورژانس محلی نگران شده بودند.
تمام هفته مردم به خیابان‌ها آمده بودند و پلیس با باتوم و تفنگ ساچمه‌یی با آنها برخورد کرده بود. با درمان، جراحات آنها نباید خیلی جدّی می‌بود. اما کارکنان اورژانس معتقد بودند که بسیاری از جوانان زخمی از رفتن به بیمارستان‌ پرهیز می‌کنند، زیرا می‌ترسیدند که ثبت نام آنها به عنوان بیمار تروما منجر به شناسایی و دستگیری آنها شود.
احمدی [که به‌دلیل ترس از انتقام ناشناس می‌ماند، اما هویت، اعتبار گفته‌هایش، و حضورش در ایران در جریان ناآرامی‌ها توسط گاردین تأیید شده است] و همسرش بی‌سروصدا شروع به درمان بیماران در مکانی خارج از سیستم بیمارستان‌های دولتی ایران کردند. جوانان زخمی که توسط یک شبکه زمزمه محلی مطلع شده بودند، به سمت آنها هجوم آوردند. آنها عمدتاً جراحات سطحی – زخم‌های ناشی از بریدگی که نیاز به بخیه و آنتی‌بیوتیک داشتند – را با خود آورده بودند. با گذشت عصر پنجشنبه، تعداد بیشتری برای پانسمان مراجعه کردند.
روز بعد، همه چیز ناگهان تغییر کرد. معترضان همچنان می‌آمدند، اما جراحات آنها گلوله‌های از فاصله نزدیک و زخم‌های شدید چاقو، معمولاً به سینه، چشم و اندام تناسلی بود. بسیاری از آنها کشنده بودند.
احمدی از تعداد کشته‌شدگان – بیش از ۴۰ نفر فقط در شهر کوچکش – شوکه شد، اما با قطعی اینترنت، هیچ‌کس نمی‌دانست تصویر ملی چیست. احمدی برای کنار هم قرار دادن این اطلاعات، شبکه‌ای از بیش از ۸۰ متخصص پزشکی را در ۱۲ استان از ۳۱ استان ایران تشکیل داد تا مشاهدات و داده‌ها را به اشتراک بگذارند و تصویر واضح‌تری از خشونت ایجاد کنند.
مشاهدات آنها که با گاردین به اشتراک گذاشته شده و با روایت‌های سردخانه‌ها و گورستان‌های سراسر کشور ترکیب شده است، شروع به آشکار کردن مقیاس وسیع خشونت اعمال شده بر ایرانیان در طول سرکوب دولتی می‌کند. احمدی و همکارانش در ارائه رقمی برای این تلفات مردد هستند، اما موافقند که «تمام آمار مرگ و میر اعلام شده به طور علنی، نشان‌دهنده یک تخمین بسیار کمتر از واقعیت است». آنها با مقایسه تعداد کشته‌شدگانی که شاهد آن بوده‌اند با آمار اولیه بیمارستان‌ها، تخمین می‌زنند که این تعداد می‌تواند از ۳۰,۰۰۰ نفر فراتر رود که بسیار بیشتر از آمار رسمی است. این تخمین بر اساس این نتیجه‌گیری است که «مرگ و میر ثبت شده رسمی مربوط به سرکوب احتمالاً کمتر از ۱۰٪ از تعداد واقعی تلفات است».
تخمین‌ها از تعداد کشته‌شدگان به طور قابل توجهی متفاوت است و قطعی مداوم اینترنت مانع آن شده است. دولت ایران بیش از ۳,۰۰۰ کشته را تأیید کرده است و سازمان هرانا (خبرگزاری فعالان حقوق بشر) مستقر در ایالات متحده، که آمار آن در طول سرکوب‌های قبلی قابل اعتماد بوده است، می‌گوید که بیش از ۶,۰۰۰ کشته را تأیید کرده و بیش از ۱۷,۰۰۰ مرگ ثبت شده دیگر را در دست بررسی دارد که احتمالاً در مجموع حدود ۲۲,۰۰۰ نفر را نشان می‌دهد. سایر تخمین‌ها از پزشکان مستقر در خارج از ایران تا ۳۳,۰۰۰ یا بیشتر متغیر است.
شهادت‌های سردخانه‌ها، گورستان‌ها و بیمارستان‌های سراسر کشور، تلاش‌های هماهنگ مقامات برای پنهان کردن میزان واقعی تلفات را نشان می‌دهد: اجساد در ون‌های بستنی‌فروشی و کامیون‌های گوشت حمل می‌شوند؛ انبوهی از اجساد با عجله دفن می‌شوند؛ و صدها جسد که ظاهراً از شبکه تأسیسات پزشکی قانونی ایران ناپدید می‌شوند.
زبانی که احمدی به کار می‌برد سنجیده و بالینی است، اما توصیف خشونتی که پزشکان ثبت کرده‌اند، او را به گریه می‌اندازد. او می‌گوید: «از نظر پزشکی، جراحاتی که مشاهده کردیم، وحشیگری بی‌حد و حصری را نشان می‌دهد – چه از نظر مقیاس و چه از نظر روش.» پزشک دیگری که در تهران مستقر است، به گاردین می‌گوید: «من در آستانه فروپاشی روانی هستم. آنها مردم را به صورت دسته جمعی به قتل رسانده‌اند. هیچ کس نمی‌تواند تصور کند … من فقط خون، خون و خون دیدم.»
در سراسر ایران، در سردخانه‌ها و گورستان‌ها، اجساد روی هم انباشته شده‌اند – که بسیاری از بیمارستان‌ها و واحدهای پزشکی قانونی را که مجبور به انتقال کامیون‌های پر از اجساد شده‌اند، تحت الشعاع قرار داده است. کارکنان گورستان و پزشکی قانونی، هرج و مرج را توصیف می‌کنند و گزارش‌هایی مبنی بر تلاش مقامات برای دفن سریع و دسته جمعی برای پنهان کردن تعداد کشته‌شدگان وجود دارد.
کارکنان یک سردخانه می‌گویند که با چندین کامیون پر از جسد مواجه شده‌اند که بسیار بیشتر از ظرفیت سردخانه و انبار آن مرکز بوده است. وقتی کارکنان اعتراض کردند که نمی‌توانند حجم اجساد را مدیریت کنند، دو کامیون پر از اجساد به جای دیگری منتقل شد – اما وقتی کارکنان سردخانه سعی کردند محل انتقال اجساد را پیدا کنند، متوجه شدند که هیچ یک از مراکز بزرگ پزشکی قانونی در منطقه آنها را دریافت نکرده‌اند. پزشکان «اظهار سوءظن کردند که این موضوع با دفن دسته جمعی [دفن دسته جمعی] مرتبط است».


شبکه احمدی حداقل هفت همکار دیگر از مراکز پزشکی قانونی در چهار استان بزرگ را پیدا کرد که تجربیات مشابهی را گزارش کردند. ویدیوی تأیید شده از سردخانه کهریزک در تهران صحنه‌های مشابهی را نشان می‌دهد، از جمله آنچه که به نظر می‌رسد صدها جسد در خیابان بیرون از مرکز قرار گرفته‌اند.
گاردین همچنین با سه شاهد صحبت کرد که به طور مستقل از تلاش برای دفن دسته جمعی و انباشت صدها جسد در یک گورستان بزرگ (بهشت سکینه) در شهر کرج، در ۵۰ کیلومتری غرب تهران، خبر دادند.
رضا*، شاهدی که می‌گوید در بهشت سکینه حضور داشته است، در روایتی کتبی که با گاردین به اشتراک گذاشته است، می‌گوید: «در ۱۰ و ۱۱ ژانویه، صدها جسد را آوردند که گفته می‌شد بی‌صاحب و ناشناس هستند.» او می‌گوید بسیاری از کشته‌شدگان با وانت‌های کوچکی که معمولاً برای میوه و سبزیجات استفاده می‌شوند، حمل می‌شدند و همه آنها در کیسه‌های مخصوص حمل جسد مهر و موم نشده بودند.
«این وسایل نقلیه ده‌ها بار از انبارها به این سو و آن سو می‌روند… من اجسادی را در این کامیون‌ها دیده‌ام که آنقدر به هم چسبیده بودند که جدا کردن آنها نیاز به قدرت داشت. وقتی آنها را روی هم انباشته کردند، خون هنوز تازه و خشک شده بود.»
توصیف او توسط احمدی و شبکه‌اش تکرار می‌شود، که می‌گویند الگویی را در چندین شهر مشاهده کرده‌اند که «کامیون‌های یخچال‌دار که معمولاً برای بستنی یا گوشت استفاده می‌شوند» «به صورت کاروانی به مراکز پزشکی قانونی و ورودی‌های پشتی بیمارستان‌ها در حال حرکت بودند».
یکی از شاهدان حاضر در بهشت سکینه که برای جستجوی جسد یکی از دوستانش به او اجازه ورود به محل داده شده بود، می‌گوید که شخصاً صدها جسد «روی هم انباشته» را جستجو کرده و کارکنان گورستان به او گفته‌اند که «فقط در دو روز گذشته هزاران جسد دریافت کرده‌اند».
کارکنان به او گفتند که «دستور این بود که این اجساد در گورهای دسته جمعی دفن شوند»، اما بسیاری از آنها از ترس انتقام‌جویی امتناع کردند. او به نقل از یکی از کارکنان گفت: «من از انجام این کار می‌ترسم، زیرا مردم… در نهایت به دنبال اعضای گمشده خانواده خود خواهند آمد و مرا به عنوان مسئول این گورهای دسته جمعی خواهند کشت و دفن خواهند کرد.»
«غبار خون، صدها گلوله»: من یک جراح در ایران هستم – این وحشتی است که در این سرکوب شاهد بوده‌ام.
روایت‌های بهشت سکینه تنها یک نمونه از چیزی است که به نظر می‌رسد یک الگوی ملی باشد، و کارکنان پزشکی قانونی در سراسر کشور صحنه‌های مشابهی را گزارش می‌دهند. پزشکان و کارکنان سردخانه تأکید می‌کنند که نوع جراحات مشاهده شده روی بیماران و اجساد، نشان‌دهنده قتل و نقص عضو عمدی و سیستماتیک معترضان است، نه تیراندازی تصادفی و آشفته.
در برخی موارد، این قتل‌ها نشانه‌های اعدام را داشتند. کارکنان پزشکی در مراکز پزشکی قانونی در دو شهر مختلف ایران، اجسادی را با جراحات ناشی از اصابت گلوله از فاصله نزدیک به سر که از سردخانه‌های بیمارستان منتقل شده بودند، در حالی که هنوز به کاتتر، لوله بینی-معدی یا لوله تراشه متصل بودند، توصیف کردند.
احمدی می‌گوید: «این موضوع بسیار مشکوک است. به طور معمول، ابزارهای پزشکی خارجی پس از مرگ برداشته می‌شوند. وجود آنها نشان می‌دهد که این افراد در حالی که هنوز تحت مراقبت‌های پزشکی فعال بودند، فوت کرده‌اند.»
این روایت‌ها با عکس‌هایی که توسط سازمان بررسی واقعیت ایرانی «فکت‌نامه» تأیید شده است، مطابقت دارند. این عکس‌ها بیماران فوت‌شده را در کیسه‌های مخصوص اجساد با لباس بیمارستان، کاتترهای متصل به بدن و آثار گلوله روی پیشانی نشان می‌دهند. گاردین به طور مستقل این عکس‌ها را تأیید نکرده است. یک پزشک ایرانی ساکن بریتانیا که این عکس‌ها را تجزیه و تحلیل کرده است، گفت: «از نظر پزشکی، به نظر می‌رسد اجسادی که با کاتتر و دستگاه‌های پزشکی متصل دیده می‌شوند، در حالی که تحت درمان بوده‌اند، مستقیماً به سرشان شلیک شده است.»
حتی با اینکه کادر پزشکی تلاش می‌کند شهادت و داده‌های خود را به اشتراک بگذارد، بسیاری نگرانند که تعداد واقعی کشته‌شدگان هرگز مشخص نشود و این تعداد با تلاش هماهنگ ملی مقامات برای پنهان کردن آمار مرگ و میر پنهان بماند.
مشاهدات پزشکان نتیجه می‌گیرد: «این سازوکارها شامل عدم تشویق به حضور در بیمارستان، خارج کردن اجساد از مسیرهای استاندارد پزشکی قانونی، جابجایی تعداد زیادی از اجساد فراتر از امکانات مستند و محدود کردن توانایی کادر پزشکی در ثبت علل مرگ است.»
احمدی می‌گوید در مجموع، «آنها سیستمی را تشکیل می‌دهند که نه‌تنها برای سرکوب اعتراض، بلکه برای سرکوب خاطره نیز طراحی شده است.»

*برای محافظت از هویت‌ها، نام‌ها تغییر داده شده است.

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: نشست ۴۰ کشور برای اجرای تحریم‌ها علیه ایران؛ آمریکا از برخی کشورها «تعهد» گرفت
Next: دانشجویان پیشرو: رژیم اسلامی مسئول اول و آخر این جنایت را نابود خواهیم کرد!
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved