Skip to content
ژوئن 2, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • از «نزدیک‌ترین جهان‌های ممکن» تا بدترین جهانِ ممکن
  • ایران
  • دیدگاه‌ها
  • علوم اجتماعی

از «نزدیک‌ترین جهان‌های ممکن» تا بدترین جهانِ ممکن

دیدگاه

Recently updated on ژانویه 26th, 2026 at 05:32 ب.ظ

طاها پارسا

جمعه ۳ بهمن ۱۴۰۴

وقتی می‌گوییم «اگر فلان اتفاق می‌افتاد، نتیجه چنین می‌شد»، در واقع داریم دربارهٔ چیزی حرف می‌زنیم که رخ نداده است. منطق برای مواجهه با این جمله‌ها یک ابزار مهم دارد: ایدهٔ «نزدیک‌ترین جهان‌های ممکن». این مفهوم می‌پرسد اگر شرطِ فرضی واقعاً برقرار می‌شد، جهان تا چه حد با جهان فعلی تفاوت می‌کرد.

مثلاً وقتی می‌گوییم «اگر لیوان از روی میز می‌افتاد، می‌شکست»، به جهانی فکر می‌کنیم که همه‌چیز مثل حالاست، فقط لیوان کمی جابه‌جا می‌شود و می‌افتد. قوانین فیزیک همان است و تجربهٔ روزمره نشان می‌دهد در اغلب این جهان‌های نزدیک لیوان می‌شکند. به همین دلیل، این شرطی معتبر است.

در این نگاه، هر «جهان ممکن» یک نسخهٔ فرضی از جهان ماست، با همان قوانین طبیعی، همان ساختارهای اجتماعی، و همان بازیگران، فقط با یک تغییر محدود. معیار اعتبار یک شرطیِ خلافِ واقع این است که آیا نتیجهٔ ادعاشده در نزدیک‌ترین این جهان‌ها رخ می‌دهد یا نه، و نه در دورترین و ترسناک‌ترین سناریوهای قابل تصور.

شرطی‌های خلافِ واقع از جنسِ «اگر فلان کار نمی‌شد، فاجعه می‌شد» ذاتاً مغالطه نیستند. اما در سیاست و اخلاق اغلب به ابزاری برای توجیه تبدیل می‌شوند. مسئله ساده است: جمله‌هایی مانند «اگر حکومت شلیک نمی‌کرد، کشور دچار هرج‌ومرج/تجزیه می‌شد» به نزدیک‌ترین جهان‌های ممکن نگاه نمی‌کنند، بلکه مستقیم به بدترین جهانِ ممکن یا ترسناک‌ترینشان می‌پرند، جهانی که در آن، با حذف یک کنش خشونت‌آمیز، ناگهان فاجعه‌ای عظیم رخ می‌دهد. در این میان، جهان‌های نزدیک‌تر عمداً نادیده گرفته می‌شوند: عدم شلیک و کنترل اوضاع، عقب‌نشینی، گفت‌وگو، یا حتی ادامهٔ وضعیت بدون فروپاشی.

یک نمونهٔ مغالطه‌آمیزِ دیگر از همین جنس این است:
«اگر رسانه‌ها این موضوع را بزرگ نمی‌کردند، جامعه ملتهب نمی‌شد.»
اینجا نیز به‌جای بررسی نزدیک‌ترین جهان‌های ممکن- مثل جهانی که رسانه‌ها گزارش می‌دهند، اما نهادهای قدرت مسئولانه‌تر رفتار می‌کنند- مستقیم بدترین سناریو انتخاب می‌شود. التهاب اجتماعی نه به تصمیم‌ها و ساختارهای واقعی، بلکه به یک عامل گفتاری نسبت داده می‌شود و زنجیرهٔ علّی ناقص می‌ماند. دقیقاً همین‌جاست که شرطیِ خلافِ واقع از ابزار تحلیل به ابزار توجیه تبدیل می‌شود. به‌جای پرسش از محتمل‌ترین پیامد، ترسناک‌ترین سناریو انتخاب می‌شود. نتیجه نه فهم واقعیت، بلکه معقول جلوه‌ دادن تصمیمی است که قبلاً گرفته شده است.

قاعده روشن است: اگر برای درست‌ بودن یک «اگر» مجبورید بدترین جهانِ ممکن را تصور کنید، با استدلال طرف نیستید، با توجیه طرفید. شرطیِ خلافِ واقع وقتی معتبر است که محتمل‌ترین جهان را توضیح دهد، نه اینکه با کابوس تصمیم‌های خشونت‌آمیز را معقول جلوه دهد.

راهِ تشخیص ساده است. هر وقت با جمله‌ای از جنس «اگر این کار را نمی‌کردیم، فاجعه می‌شد» روبه‌رو شدید، بپرسید: نزدیک‌ترین جهانی که این کار در آن انجام نشده چه شکلی دارد؟ آیا واقعاً در آن جهان فاجعه محتمل‌تر است؟ یا فقط بدترین تصویر ممکن به‌جای محتمل‌ترین گذاشته شده است؟

«نزدیک‌ترین جهان‌های ممکن» یادآوری می‌کنند که تحلیل با ترس فرق دارد. شرطیِ خلافِ واقع وقتی معتبر است که به جهان‌های نزدیک نگاه کند، نه به کابوس‌هایی که فقط برای توجیه ساخته می‌شوند.

برگرفته از کانال تلگرام زیتون

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: کاهش نیرو و انتشار مطبوعات پس از اعتراض‌های اخیر در ایران
Next: دیوارنوشته بر سلول انفرادی
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved