Skip to content
ژوئن 2, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • قطع اینترنت همچون اعلام بن‌بست
  • ایران
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک

قطع اینترنت همچون اعلام بن‌بست

(تصویر افزودهٔ اندیشهٔ‌ نو است.)

محمد مالجو

جمعه ۳ بهمن ۱۴۰۴

قطع سراسری اینترنت در ایران را نباید با زبان خنثای «تدبیر امنیتی» بزک کرد. این اقدام پیش از آنکه فنّی باشد اعترافی سیاسی است: اعتراف به ناتوانی.

حکومتی که نه رهبر اعتراض را می‌شناسد، نه درکی عمیق از رمزورازهای سازمان‌یابی اعتراض‌های خیابانی دارد، و نه حتی با طرف مذاکره‌ای برای مهار نارضایتی‌ها مواجه است ناگزیر به فلج‌‌سازی زیرساخت سرایت اعتراض‌ها پناه می‌برَد. اینترنت را قطع کردند، چون خیابان از کنترل خارج شده بود و چون خیابان دیگر نه صرفاً به محل تجمع، بلکه به رسانه بدل شده بود.

خیابان، در اعتراض‌های اخیر، کارکردی فراتر از حضور جسمانی داشت. خیابان محل روایت بود، محل ثبت تجربه، محل انتقال خشم، و محل تولید معنا. هر تصویر و هر ویدئو سندی بود علیه روایت رسمی و حلقه‌ای در زنجیرۀ سرایت. قطع اینترنت تلاشی بود برای پاره‌ کردن این زنجیره: نه برای اطفای خشم، بلکه برای محروم‌‌سازی جامعه از حافظۀ جمعی. قدرت وقتی از اقناع ناتوان می‌شود، به حافظه حمله می‌کند.

اینجا دقیقاً جایی است که تناقض عریان می‌شود. جامعه‌ای که دهه‌ها از سازمان‌یابی محروم شده اکنون از امکان حافظۀ جمعی نیز محروم می‌شود. اعتراض بی‌رهبر، با قطع اینترنت، عمداً به وضعیت فرسایشی رانده می‌شود: هر موج باید از نو آغاز کند، از نو هزینه بدهد، و از نو سرکوب شود. قطع اینترنت اصولاً تشکل‌زدایی را از سطح نهاد به سطح زیست روزمره گسترش می‌دهد. این دیگر مهار اعتراض نیست، مهندسی فرسایش است.

اما این سیاست نه بی‌هزینه است و نه بی‌پیامد. قطع اینترنت فقط معترضان را هدف نمی‌گیرد، زندگی را نشانه می‌گیرد. کار، درمان، آموزش، ارتباط خانوادگی، و حداقلِ زیستِ قابل‌پیش‌بینی مختل می‌شود. سیاست اکنون دیگر صرفاً با کنش سیاسی درگیر نیست، بلکه بیش‌ازپیش به جان زندگی عادی نیز افتاده است. خشم از خیابان عقب می‌نشیند، اما محو نمی‌شود، در خانه‌ها ته‌نشین می‌شود، شخصی‌تر می‌شود، و عمیق‌تر.

سکوت حاصل از قطع اینترنت به‌هیچ‌وجه سکوتی ناشی از رضایت نیست، سکوتِ تحمیل‌شده است. جامعه کم‌صدا می‌شود، اما آرام نمی‌شود. برعکس، تجربۀ زیستۀ قطع ارتباط اصلاً خودش به منبع تازه‌ای از خشم بدل می‌شود، خشمی علیه نظمی که نه‌فقط امکان اعتراض، بلکه امکان زندگی عادی را نیز سلب می‌کند.

پرسش اساسی این است: آیا خشمِ بی‌رهبر و بی‌سازمان در غیاب اینترنت به فرسایش می‌افتد، یا در زیر این سکوت مصنوعی عملاً بس فشرده‌تر و خطرناک‌تر انباشته می‌شود؟ قطع اینترنت شاید خیابان را موقتاً خلوت کند، اما جامعه‌ای را که به بن‌بست رسیده نمی‌توان با خاموش‌کردن صدا به عقب راند. سکوتِ دوهفته‌ییِ اخیر نه پایان اعتراض، بلکه شکل رادیکال‌تر اعتراض بود.

برگرفته از کانال تلگرام نویسنده

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: هوش اخلاقی: نیاز عصر ما در سیاست و جامعه
Next: کاهش نیرو و انتشار مطبوعات پس از اعتراض‌های اخیر در ایران
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved