Skip to content
آوریل 27, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • نگاهی به «مرحلهٔ دوم» آتش‌بس غزه: چرا امید هنوز دور از دسترس به نظر می‌رسد
  • جهان
  • صلح
  • نوار متحرک

نگاهی به «مرحلهٔ دوم» آتش‌بس غزه: چرا امید هنوز دور از دسترس به نظر می‌رسد

در حالی که دولت ترامپ مرحلهٔ بعدی آتش‌بس را آغاز می‌کند، شکاف آشکاری میان وعده‌های داده‌شده و واقعیت مرگ‌بار در غزه دیده می‌شود.

پناهگاه های موقتی در کنار جاده نزدیک اردوگاه پناهندگان نصیرات در مرکز نوار غزه، در تاریخ ۹ نوامبر ۲۰۲۵ ساخته شدند [ایاد بابا/خبرگزاری AFP]

گزارشی از هانی محمود از غزه در الجزیره

ترجمهٔ فریبرز شایگان – اندیشهٔ نو

سه‌شنبه ۳۰ دی ۱۴۰۴

وقتی استیو ویتکاف «مرحلهٔ دوم» آتش‌بس را اعلام کرد، به نظر می‌رسید همان به‌روزرسانی‌ای باشد که همه در غزه بی‌صبرانه منتظرش بودند. در نحوهٔ بیان این نمایندهٔ آمریکا که گفت «مرحلهٔ دوم» چیزی بود که واقعاً‌ به نظر می‌رسید که گویا اوضاع بالاخره در حال تغییر است.

در کمتر از ۲۴ ساعت، اعلامیهٔ دیگری منتشر شد. کاخ سفید اعضای «هیئت صلح» جدید را نام برد که قرار است مسئول نظارت بر یک کمیتهٔ تکنوکرات (مدیران تخصصی) برای مدیریت امور روزمرهٔ غزه پس از جنگ باشد. این کمیته، به ریاست دکتر علی شعث، مقام سابق فلسطینی کار خواهد کرد که او را بخشی از برنامه‌ای آینده‌نگر برای بازسازی و ثبات معرفی کرده‌اند.

روی کاغذ به نظر می‌رسد که پیشرفتی در کارها صورت می‌گیرد، مثل صحبت کردن از ساختارها، یا برنامه‌ریزی برای آینده‌ای فراتر از جنگ.

اما در میدان واقعی عمل در غزه اطمینان و اعتمادی دیده نمی‌شود. شک و تردید وجود دارد، و خیلی هم زیاد.

بسیاری از فلسطینی‌ها در اینجا نمی‌توانند بفهمند که چگونه هیئتی که برای بازسازی غزه طراحی شده می‌تواند شامل افرادی باشد که آشکارا از اسرائیل حمایت کرده‌اند، به‌ویژه در زمانی که هنوز ویرانی در همه‌جا دیده می‌شود و هیچ‌کس هم بازخواست نشده است.

ساختمان‌ها هنوز ویرانه‌اند. خانواده‌ها هنوز در حال سوگواری‌اند. محله‌های کاملی اینجا و آنجا از بین رفته‌اند. و در چنین حال و روزی صحبت کردن از حکمرانی و بازسازی دور از واقعیت به نظر می‌رسد.

برای خانواده‌هایی که خانه و عزیزان و حس امنیت را از دست داده‌اند نادیده گرفتن این تناقض دشوار است. سخت است وقتی که از شما می‌خواهند به آینده‌ای اعتماد کنید که افرادی طراحی کرده‌اند که هیچ درکی از درد کنونی و احساس مسئولیت در قبال آن ندارند.

برای کسانی که زندگی روزمره‌شان با وزوز مداوم پهپادها و حمله‌های ناگهانی هوایی اسرائیل توأم است، هیچ‌چیز واقعاً تغییر نکرده است.

پدر و مادرها هنوز نگران‌اند که فرزندانشان امشب کجا خواهند خوابید. امدادگران هنوز مسیرهایشان را نه بر اساس جایی که بیشترین نیاز به کمک را دارد، بلکه بر اساس جاده‌هایی تعیین می‌کنند که بتوانند زنده از آنجا عبور کنند. خانواده‌ها هنوز شب‌ها بی‌سروصدا می‌مانند و گوش می‌خوابانند تا بشنوند و بفهمند که آیا سکوت باقی می‌ماند یا دوباره جنگ شروع می‌شود.

همهٔ این بیانیه‌های رسمی یعنی چه؟ خانواده‌های ساکن غزه احساس می‌کنند کیلومترها از آنچه واقعاً رخ می‌دهد دور هستند. مرحلهٔ دوم ممکن است در برخی اطلاعیه‌های خبری وجود داشته باشد، اما برای بیشتر مردم زندگی هنوز در همان‌جایی که شروع شده بود گیر کرده است.

در سخنرانی‌ها یا در عنوان‌ خبرها آتش‌بس احساس نمی‌شود. آتش‌بس را در چیزی می‌توان حس کرد که الآن نیست: در سکوت ناگهانی، در آرامشی که در سینه‌ات احساس کنی، در شب‌هایی که با تکان و لرزه تمام نمی‌شوند. این آن چیزی است که مردم منتظرش هستند. نه نام‌گذاری، نه نقطهٔ عطف. فقط خودِ تغییر.

بعد از ماه‌ها تلفات و خستگی، طبیعی است که بخواهی باور کنی اوضاع واقعاً بهتر شده است. دیپلمات‌ها مرتب حرف از پیشرفت می‌زنند. دولت‌ها باید هم بگویند که حرکتی در حال شکل‌گیری است. اما کسانی که واقعاً این وضع را زندگی می‌کنند چی؟ آنها فقط چیزی پایدار و باثبات می‌خواهند. آنها می‌خواهند بدانند که فردا بدتر از امروز نخواهد بود، که می‌توانند بیدار شوند و نترسند و نلرزند.

اما الأن آن حس وجود ندارد. وعده‌ها ناهماهنگ است، زمان‌بندی‌ها مدام عقب می‌افتد، و تعهد‌های زیادی یکی پس از دیگری از نظر دور می‌شود. کسانی که این وضع را تجربه می‌کنند احساس نمی‌کنند که در ایجاد صلح پیشرفتی صورت می‌گیرد؛ انگار همه‌چیز به سر سوزنی بند است و هر لحظه ممکن است همه‌چیز خراب شود. فقط اینکه صحبت از «مرحلهٔ دوم» شود باعث نمی‌شود مردم احساس امنیت بیشتری کنند.

و بدتر از آن، درد و رنج پوشیده‌تر به‌خاطر از دست رفتن تدریجی امید است. وقتی که کلمات رسمی با واقعیت مطابقت نداشته باشد، مردم انتظاراتشان را پایین می‌آورند. امید تبدیل به چیزی شکننده می‌شود، چیزی که دوستش داری، اما زیاد به آن اعتماد نداری، چون ناامید شدن دوباره خیلی دردناک است. اعلام پیشرفت قبل از اینکه کسی احساس پیشرفت کند اعتماد نمی‌سازد. اعتماد را می‌فرساید.

موضوع کنار گذاشتن دیپلماسی نیست. موضوع صداقت است. اگر «مرحلهٔ دوم» قرار است معنایی واقعی داشته باشد، مردم باید آن را در زندگی روزمره‌شان احساس کنند: خاک‌سپاری‌های کمتر، بیمارستان‌هایی که واقعاً کار می‌کنند، جاده‌هایی که مثل تله نیستند، و روزهایی که ترس مداوم وجود ندارد.

صلح و آرامش واقعی در آن لحظات کوچک و معمولی رشد می‌کند، وقتی بدون ترس و دلهره در خیابان قدم می‌زنی، وقتی شب می‌خوابی، بدون اینکه به فکر این باشی که اگر اوضاع خراب شد چطور فرار کنی.

تا زمانی که چنین لحظاتی فرا نرسد، «مرحلهٔ دوم» بیشتر فقط نمادین است. و نمادها، هرقدر هم امیدوارکننده باشند، نمی‌توانند ایمنی کسی را تأمین کنند. فقط تغییر واقعی است که امنیت می‌آورد.

کسانی که روزبه‌روز زندگی می‌کنند صلح را در اعلامیهٔ بعدی نمی‌بینند. صلح و آرامش از زمانی شروع می‌شود که آنها بتوانند شب را پشت سر بگذارند و باور داشته باشند که آتش‌بس تا صبح همچنان پابرجا خواهد بود.

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: روز بیست‌ و چهارم اعتراض‌ها: تداوم خاموشی ارتباطات و هشدارهای بین‌المللی درباره جنایت جمهوری اسلامی علیه بشر
Next: سرباز کوبایی: نیروهای ویژهٔ آمریکا اطلاعات داخلی از محل اقامت مادورو داشتند
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved