شنبه ۲۷ دی ۱۴۰۴
ترامپ می گوید گزینه نظامی علیه ایران را جدی می گیرد و طبق گزارشهای رسانهای، ناو هواپیمابر خود را به خلیج فارس اعزام کرده است. پیش از آن، آمریکا در ونزوئلا مداخله کرده و در قبال دانمارک نیز به روشنی اعلام کرد که قصد تصاحب جزیره گرینلند را دارد.
پشت این سه رویداد ژئوپلیتیک که تقریبا همزمان در جریان است، یک پیوند واحد وجود دارد که آنها را به هم پیوند داده است: تلاش برای بازتعریف نظم جهان تحت منطق هژمونی آمریکا. این آزمون تحمل و مقاومت در برابر فشار هژمونیک آمریکا، جهان را تدریجا به نقطه بحرانی فروپاشی معیارها و قواعد بینالمللی موجود نزدیک میکند.
در یکی از برنامههای زنده شبکه تلویزیونی بینالمللی چین (سیجیتیاِن)، مهمانان حاضر منطق ژئوپلیتیک مشترک پشت این رویدادها را آشکار کردند و گفتند: زمانی که یک قدرت بزرگ «قانون جنگل» را بپذیرد، شکنندگی جهان فراتر از تصور خواهد بود.
پروفسور جیانگ شیشو از دانشگاه شانگهای گفت که اقدامات آمریکا به پیروی از «قانون جنگل» است و این کشور اعتقاد دارد «قدرت حقیقت را میسازد» که همین امر نیز وجه اشتراک سه بحران پیش روی جهان است. آنتون فدیانسکی از دانشگاه آمریکایی واشنگتن خاطرنشان کرد: به نظر میرسد مداخله نظامی «موفق» آمریکا در ونزوئلا «کاتالیزوری» برای اقدامات بعدی شده است. اعتماد به نفس بیش از حد ترامپ پس از اقدام در ونزوئلا، یک عامل کلیدی روانی در تشدید بحران ایران بود. در مورد بحران گرینلند، فدیانسکی معتقد است که این رویداد به سرعت به یک آزمان تحمل فشار و مقاومت اتحاد نظام غربی در برابر هژمونی آمریکا تبدیل شده است.
همه مهمانان بر این باور بودند که وقتی قواعد بینالمللی با «قانون جنگل» جایگزین شوند، هر کشوری ممکن است هدف بعدی باشد، خواه در جلگههای یخی مدار شمالگان باشد یا در ساحل خلیج فارس.
این گفته اغراقآمیز نیست و کاربران اینترنتی مالزیایی چنین مفهومی را به روش خود بیان کردهاند.
پس از آنکه سفارت آمریکا در مالزی در یک رسانه اجتماعی تصویری از چشمانداز شبانه مالزی از فضا با عنوان «مالزی، تو هرگز تا این حد ‘پرنور’ نبودهای» منتشر کرد، کاربران مالزیایی با پاسخهایی طنزآمیز مانند «ما شبها آتش روشن میکنیم تا حیوانات وحشی را برانیم و بتوانیم با امنیت روی درختان بخوابیم» یا «ما اینجا نفت نداریم، فقط روغن پختوپز داریم» به طور جمعی این پست را نقد کردند. پشت این نظرات طنزآمیز، یک درک هشیارانه غیرقابلانکار نهفته است: تحت منطق هژمونی آمریکا، منابع و ارزش استراتژیک یک کشور ممکن است به گناه اولیه و بهانه مداخله و یا حتی غارت آن تبدیل شود.
میتوان این واکنش را نمونهای از هوشیاری تیزبینانه مردم کشورهای «جنوب جهانی» دانست که زمینه وقوع آن، دقیقاً همان مجموعه رویدادهای ذکر شده حول ونزوئلا، ایران و حتی گرینلند است. همه این رویدادها از یک منطق پیروی میکنند: زمانی که «برتری نظامی و نیاز به منابع، فراتر از قواعد بینالمللی هستند، می توان با استفاده از قدرت، کشورهای مستقل و منابع آنها را به عنوان داراییهای قابل معامله و تصرف تبدیل کرد. طنزپردازی کاربران مالزیایی در واقع یک اعلامیه اجتناب از خطر را صادر کرده و نشان میدهند که آنان برای «زدودن ارزش» پیشاپیش تلاش میکنند.
در مواجهه با چنین فشاری، کشورهای جهان، به ویژه کشورهای کوچک و متوسط، در حال یافتن راهی برای تقویت استقلال استراتژیک خود هستند و نمونههایی مانند اتحادیه کشورهای جنوب شرق آسیا (آسهآن)، سازمان همکاری شانگهای، مکانیسم بریکس و اتحادیه آفریقا، همکاریهای منطقهای و جنوب-جنوب با ایجاد بازارهای بزرگتر، مواضع یکپارچهتر و گفتگوهای امنیتی مؤثرتر، در حال تبدیل شدن به راهی مهم برای همبستگی در مقابل هژمونی یکجانبه هستند.