صادق کار
جمعه ۲۶ دی ۱۴۰۴
مقامات حکومتی برای توجیە کشتار و سرکوب اعتراضهای مردم در دو هفتۀ اخیر و در رأس همهٔ آنها علی خامنەای بارها بە دروغ اعلام کردهاند اعتراض را حق قانونی مردم میدانند، اما «اغتشاش» را نمیپذیرند و «اغتشاشگران» را سر جایشان مینشانند.
کمی بعدتر، این جماعت وقیح در اتهامزنی تا آنجا پیش رفتند کە «تروریست»، «خرابکار»، «عامل خارجی» را نیز بە «اغتشاشگر» افزودند تا کشتار و سرکوب هزاران شهروند معترض را موجە جلوە دهند.
این در حالی است کە جنبش با اعتصاب شروع شد. در ابتدا یک جنبش اعتراضی مسالمتآمیز و مدنی و در اعتراض بە بە گرانی و تورم و سقوط ارزش پول ملی بود کە علاوە بر تهی کردن سفرەها، فلج کردن امور تولید، ادامۀ کار و کسب را ناممکن کردە بود. اعتصاب در فرهنگ سیاسی چیزی غیر از اعتراض مدنی نیست. اما همین اعتصاب مدنی را هم نیروهای سرکوبگر پس از فرمان خامنەای مبنی بر «نشاندن معترضان سر جایشان» بە خشونت و خاکوخون کشیدند. این البتە در رژیم اسلامی دفعۀ اول نیست کە اعتراضهای مدنی مردم با زدن اتهامهایی کە ساختە و پرداختۀ نهادهای امنیتیاند و با وارونە نشان دادن حقایق سرکوب میشوند.
قبل از اینکە صبر بازار لبریز شود، هزاران اعتصاب و اعتراض از سوی کارگران و حقوقبگیران بە رغم خطر زندان و اخراج و سرکوب در حال انجام بود کە مطالبۀ اصلی آنها افزایش مزد و اعتراض بە گرانی و تورم در کشور بود. حکومت نەتنها هیچیک از این اعتراضها را به رسمیت نمیشناخت و گامی در جهت رسیدگی بە مطالبات بەحق معترضان برنمیداشت آنها را سرکوب میکرد و همزمان با افزایش عامدانۀ قیمت دلار و اجرای سیاست شوکدرمانی قیمتها را بالا میبرد و با سقوط روزافزون ارزش پول ملی بر فقر و فلاکت و نارضایتی اجتماعی میافزود.
رژیم از بدو بە قدرت رسیدن هیچ اعتراضی را بە رسمیت نمیشناخت و اعتراض را سرکوب میکرد. بهانەاش هم همیشە برای توجیە سرکوب نسبت دادن اعتراضها بە بیگانگان با استفادە از عناوینی مانند ضدّانقلاب و تهدید و اخلال در امنیت ملی و عناوینی از این قسم بود.
طی همهٔ سالهای بعد از انقلاب فقط جریانهای سیاسی مختلف و منتقد رژیم نبودند کە همگی بە وحشیانەترین شیوەهای سرکوب قلعوقمع شدند. تمام شوراها و سندیکاهای کارگری، روزنامەهای منتقد، نهادهای مدنی مانند کانون نویسندگان، وکلا، و حتی کسانی از وابستگان و مسئولان اسبق رژیم کە همگی بخشاً معترض کشورداری سران رژیم بودند و فعالیتها و اعتراضهایشان کاملاً قانونی و مسالمتآمیز بود سرکوب و خیلیهایشان کشتە یا زندانی شدند.
خیلی بە عقب اگر نخواهیم برگردیم، بە زندانی کردن رهبران سندیکاهای کارگری و انجمنهای صنفی معلمان اشارە میکنم کە فعالیتها و اعتراضهایشان کاملاً مسالمتآمیز بود، ولی بازداشت شدند و بعضاً تا دە سال از زندگیشان را در زندان گذرانند و هماکنون دستکم ١٠ معلم صرفاً بەدلیل فعالیت سندیکایی در زنداناند، صدها نفر دیگر از کار اخراج شدەاند، و در همین هفتە دو نفر دیگر آنها بازداشت شدند.
اینها واقعیتیهاییاند کە با ادعای علی خامنەای و سایر سرکردگان دروغگوی رژیم جنایتکار مبنی بر آزاد بودن حق اعتراض ضدیّت دارد.
صدها کارگر را فقط بەدلیل شرکت در اعتصابی کە مطالبۀ آن افزایش مزد و حتی اعتراض بە پرداخت نشدن مزد چند ماهە، یا اعتراض بە رد نکردن حق بیمە، یا نداشتن امنیت شغلی و ایمنی بودە زندانی یا اخراج کردەاند. پرستار و بازنشستە را بهخاطر اعتراض بە اجرا نکردن قوانین سرکوب و از کار اخراج میکنند. دانشجو را بەدلیل اعتراض بە کیفیت بد غذا و وضع بد خوابگاە از تحصیل محروم میکنند. کشاورز را بهخاطر اعتراض بە تصرف حقابە از طرف مافیای حاکم بر آب سرکوب و مجازات میکنند. زنان و دختران را بهخاطر لباس سرکوب و مجازات میکنند. فعال محیطزیستی را بەدلیل خاموش کردن آتش جنگلهای هیرکانی، کسبە را بەدلیل راە دادن مشتریانی کە لباسشان مطلوب نظام نیست مجازات میکنند.
هیچکدام از اینها اغتشاشگر، خرابکار، تروریست، و عامل بیگانە نبودند و نیستند. همگی معترضاند. با وجود این، وقتی رژیم ارتجاعی و استبدادی حاکم بر ایران هرگونە اعتراض و فعالیت مدنی را دەها سال است سرکوب میکند و معترضان را بەخاطر درخواست مطالبات برحقشان علیە استبداد و بیعدالتی و مطالبات معیشتی با تیربار و اسلحە جنگی بیرحمانە بە قتل میرساند، و بابت تحویل جنازۀ جانباختگان پول گلولە یکمیلیاردی از خانوادەهای آنان طلب میکند، آنگاه مردم بهخصوص در کشوری کە قانون جنگل در آن فرمانروایی میکند حق دارند در موقعی کە خطر تهدیدشان میکند از خود در مقابل حیوانات وحشی دفاع کنند و برای سرنگون رژیمی کە قانون جنگل را در کشور مستقر کردە اقدام کنند. در این صورت نیز مقصر اصلی کسی غیر از رژیم سرکوبگر نیست.
تظاهرات و مبارزە برای کنار زدن حکومت از قدرت حقی طبیعی است. کشتن اغتشاشگر با سلاح جنگی بدون اثبات جرم در دادگاە عادلانە قانونی نیست و «مجازات» کشتن اغتشاشگر بدون محاکمه، ولو اینکە دادن عنوان اغتشاشگر بە طرف واقعی باشد، تیرباران خیابانی است.
اکثر مردم کشور ما از رژیم مستبد و عدالتستیز و خودکامۀ فقاهتی و عملکرد فاجعەبار آن بە ستوە آمدەاند و برای سرنگون کردن آن مصمماند. بعد از اعمال جنایتهایی کە رژیم در جریان جنبش انقلابی علیە مردم مرتکب شد، عزم اکثریت برای برچیدن این نظام ستمگر و فاسد، کە تا کنون با تکیە بە زور و خشونت توانستە بر پا بماند، قویتر از پیش شدە است.
مردم آگاهتر و باتجربەتر از آن شدەاند کە رژیم بتواند با سرکوب و فریب مانع از تداوم و پیروزی انقلاب آنها بشود. درسهای جنبش انقلابی بەوضوح شکستناپذیر شدن مبارزات مردم را نشان داد و تبلیغات دروغین رژیم علیە این جنبش را زودتر از آنکە رژیم انتظار داشت بیاثر کرد.
تەماندۀ ترس مردم از سرکوب فرو ریخت، اتحاد و همبستگی میانشان تقویت شد، فداکاری و جسارت برای هدف مشترک بە جامعە بازگشت، و همدستی مدعیان اصلاحطلبی بهواسطۀ مشارکت در سرکوب مردم آنان را بیش از پیش رسوا کرد.
نقل از وبگاه به پیش