دیدگاه
جواد رحیمپور
پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴
گذار دموکراتیک در بحران
جان کلام اعتراضهای ۱۴۰۴ گذار است. چرخ فرسودهٔ حکومت نهتنها به چشمانداز ۲۰ سالهاش نرسید، بلکه دیگر چشماندازی هم ندارد. جمهوری اسلامی در تلهٔ خودخواستهٔ ایدئولوژیگرایی، برساختن نظام رانتی، مهار و حذف نظام ضعیف انتخاباتی موجود، به رسمیت نشناختن دیگری، تقبیح تشکلیابی، و… گرفتار شده است و اکنون بهسمت نقطهٔ پایانی این رویکردها نزدیک میشود.
اعتراضهای پیاپی فراگیر و بهطور مشخص از دی ۹۶ هم باعث تجدیدنظر حکومت نشد و دورهٔ ۸ساله هم با اعتراضهای گذار از وضع موجود برای جمهوری اسلامی رو به پایان است. اما مهمتر از گذار، چشمانداز آن است.
توزیع گستردهٔ اعتراضها در شهرهای کوچک همراه با نقطهٔ کانونی اعتراضها در بازار نشان میدهد که مطالبهٔ اقتصادی و کارآمدی اقتصادی بر دموکراسیخواهی در بخش شهروندی تقدم دارد. این نوع گذار در بطن خودش خطرات بنیادی در پیش روی آینده ایران میگذارد.
نخستین خطر در شکل خرید رؤیای بدون پشتوانه و حرکت اعتراضی بر محور فرد است. این روزها با وجود انتشار دفترچهٔ اضطرار و تعیین قدرت بیمهار و بازتولید نظام سرمایهداری دولتی در وجه اقتصادی آن از طریق تصرف بنیادهای اقتصادی جمهوری اسلامی، بخشی از جامعه همچنان بهدنبال شکوفایی ایران زیر سایهٔ دیکتاتوری مدرن هستند.
بسیاری از کسانی که در انقلاب ۵۷ مشارکت کردند نهتنها کتاب ولایت فقیه آقای خمینی را نخوانده بودند، بلکه خودشان به او کمک میکردند تا رؤیاهایشان را بر زبان او بگذارند و یکشبه در مسیر دموکراسی اروپایی قرارش دهند. اکنون نتیجه روشن است. این تجربه باز هم در جمهوری اسلامی تکرار شد و عدهای بهدنبال ظرفیتهای دموکراتیک در قانون اساسی گشتند. هرچند این دومی اگرچه ساختار قدرت را اصلاح نکرد، ولی انرژی بسیاری آزادکرد و در عمل تور ایدئولوژی حکومت را پاره کرد.
همهٔ این تجربهها نشان میدهد که گذار دموکراتیک در بحران است. هرچند گذار ناگزیر است، اما اگر تغییر چشمانداز دموکراتیک نداشته باشد، جامعهٔ ایران را از انقلاب مجدد بینیاز نمیکند. مشکل در انقلابهای مکرر نیست، بلکه استهلاک منابع ایران چندان شدید است که تحمل یک دورهٔ دیگر تمرکز بیانتهای قدرت را ندارد.
البته تمام مسئولیت گذار غیردموکراتیک به عهدهٔ شهروندان عاصی و نمایندهٔ سیاسی آنها نیست. سهم حکومت مستقر از یک سو و مهمتر از آن نقش نیروهای دموکراسیخواه است. این جریانها با روند اشتباه بهویژه از سال ۱۴۰۱ صرفاً بهدنبال تبیین جنبش اجتماعی و تسخیر خیابان بودند و این در حالی است که حوزهٔ سیاسی علاوه بر حوزهٔ عمومی شامل حوزهٔ قدرت با دو زیر بخش حوزهٔ نمایندگی سیاسی و نظام حکمرانی است.
دموکراسیخواهان آگاهانه حوزهٔ قدرت را کنار گذاشتند و هنوز نیز بر این خطای خود پافشاری میکنند. با این حال، هر روند گذاری به عرصهٔ نمایندگی سیاسی و حکمرانی متصل میگردد و سپهر سیاست ایران در این مسیر قرار دارد و به سرفصل نمایندگی سیاسی رسیده است.
زمان در حال از دست رفتن است و نمیتوان در نقش ارزندهٔ آن زمان مصطفی رحیمی نشست و هشدار داد صدای پای فاشیسم میآید. اکنون دموکراسیخواهان باید گرد هم آیند و برای رسیدن به گذار دموکراتیک مردم را تنها نگذارند.
برگرفته از کانال تلگرام حمید آصفی