Skip to content
ژوئن 2, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • خشمِ بی‌رهبر
  • ایران
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک

خشمِ بی‌رهبر

تصویری از اعتراض‌های مردمی در خیابان چراغ‌ برق، تهران ـ دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴ ـ عکس از ویدئوهای منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی (تصویر افزودهٔ اندیشهٔ نو است.)

محمد مالجو

سه‌شنبه ۱۶ دی ۱۴۰۴

آیا اعتراض‌های خیابانی کنونی صرفاً صحنۀ فورانی دیگر از خشم فروخورده‌اند یا نشانه‌ای از ورود جامعۀ ایران به مرحله‌ای سرنوشت‌ساز از تاریخ خود؟

در تلاش برای ارائۀ پاسخی به این پرسش باید عقب‌تر ایستاد و مسیر طی‌شدۀ پس از انقلاب را مرور کرد. آنچه امروز در خیابان‌ها می‌بینیم محصول توفیق در اجرای سیاستی است که دهه‌ها جامعه را به‌طور نظام‌مند از امکان ساختن «ما»ی جمعی محروم کرده است. حکومت، آگاهانه، از شکل‌گیری هویت‌های مستقل سیاسی و صنفی و مدنی در جامعه ممانعت کرده و سازمان‌یابی را به امری پُرهزینه و پُرخطر بدل ساخته است. نتیجه عبارت است از جامعه‌ای پر از صدای نارضایتی، اما بی‌بلندگو و پُر از خشم، اما بی‌سازمان.

از دل چنین وضعی است که اعتراض‌های کنونی سر برآورده‌اند: اعتراض‌هایی بی‌سازمان و بی‌رهبر. نه آغازشان به تصمیم نهادی بازمی‌گردد، نه استمرارشان به فرمان تشکیلاتی وابسته است و نه پایانشان با فراخوانی مرکزی رقم می‌خورد. درست به همین دلیل است که این اعتراض‌ها را نه می‌توان به‌سادگی مهندسی کرد و نه پیشاپیش به‌دقت پیش‌بینی‌.

در این میان، یک موتور پنهان اما تعیین‌کننده نیز حضور دارد: شکاف نسلی. نسلِ حاضر در خیابان‌ها نه خاطرۀ انقلاب را دارد و نه بدهکاری عاطفی به نظم مستقر. پُرشمارند در این نسل که آینده‌ای برای خویش در چارچوب موجود نمی‌بینند و همین فقدانِ افق است که درجۀ بالایی از ریسک‌پذیری را به نیروی محرک اعتراض‌ها بدل کرده است. خیابان برای بسیارانی در این نسل نه ابزار فشار، بلکه میدان اثبات وجود است. بااین‌همه، این نسل نیز، در غیاب شبکه‌های پایدار سازمان‌یابی، ناگزیر بار اعتراض را بیشتر بر بدن و حضور فیزیکی خودش حمل می‌کند، امری که هم قدرت انفجاری می‌آفریند و هم هزینه‌های سنگین انسانی و روانی به همراه دارد.

فقدان سازمان و رهبری است که معادلۀ مهار را بر هم می‌زند. مذاکره با چه کسی؟ وقتی رهبری وجود ندارد، مذاکره کارکردش را از دست می‌دهد. اعتراض‌های توده‌ایِ بی‌رهبر با میز مذاکره فروکش نمی‌کنند. تداوم یا افولشان نه تابع میز مذاکره، بلکه عمدتاً تابع دینامیک‌های میدانی و شدت سرکوب و تجربۀ زیستۀ بن‌بست و احساس امید یا بی‌افقی در جامعه است.

اقتصادِ فرسوده نیز به این آتش به‌قوّت سوخت می‌رساند. تورّم مزمن و ناامنی معیشتی عملاً مطالبات را از نقد سیاست‌های خاص به اعتراض به ساختاری کشانده که امکان زندگی عادی را دیگر برای بخش وسیعی از جمعیت منتفی کرده است. مسئله که عمدتاً کل شیوۀ زیستن ‌شد، مصالحه بسیار دشوار می‌شود و عقب‌نشینی بسیار پُرهزینه. اعتراض اکنون دیگر واکنش به یک خط‌مشی خاص نیست، اعتراض به یک وضعیت است.

تناقض تلخ ماجرا اینجاست: نظام سیاسی دقیقاً به‌دلیل توفیق در تشکل‌زدایی است که امروز با چنین اعتراضی روبه‌رو می‌شود. همان سیاستی که مانع تولد هویت‌های جمعی شد، اعتراض‌هایی ساخته که سیّال‌اند، تکثیرشونده‌اند، و به‌دشواری مهارشدنی. خیابان خود به رسانه بدل شده و منطق سرایت عملاً هر سرکوب را به امکان زایش اعتراض در نقطه‌ای دیگر تبدیل می‌کند. اما این گردش مداوم، بدون لنگر سازمانی، خطر بازتولید چرخه‌های فرسایشی را نیز در خود دارد.

در این میان، بُعدی کلیدی‌تر نیز وجود دارد: نسبتِ این ناآرامی‌ها با تهدید خارجی. از یک سو، استمرار اعتراض‌ها می‌تواند برای برخی بازیگران خارجی نشانۀ تضعیف انسجام داخلی تلقی شود. از سوی دیگر، ایرانِ ملتهب و ناآرام لزوماً هدفی کم‌هزینه برای مداخلۀ خارجی نیست و بی‌ثباتی داخلی می‌تواند هزینۀ هر تهاجم خارجی را به‌طور جدّی افزایش دهد. بااین‌همه، گرچه نمی‌توان با قطعیت گفت که اعتراض‌های خیابانی خود محرک حملۀ خارجی خواهند شد یا نه، اما با اطمینان بیشتری می‌توان ادعا کرد که وقوع حملۀ خارجی احتمالاً به فروکش‌ کردن اعتراض‌های خیابانی خواهد انجامید زیرا، در شرایط تهدید بیرونی، منطق بقا و امنیت جمعی موقتاً بر شکاف‌های درونی غلبه می‌کند، خیابان از میدان اعتراض به صحنۀ اضطرار تغییر کارکرد می‌دهد، و حتی جامعه‌ای ناراضی نیز در برابر خطر خارجی به حالت تعلیقِ تعارض‌های داخلی و تمرکز بر دفع تهدید سوق داده می‌شود. از این منظر، خیابان‌های ملتهب می‌توانند برای تهاجم خارجی هم‌زمان هم چراغ سبز باشند و هم چراغ قرمز، بسته به اینکه از بیرون چگونه خوانده شوند و چه رویدادی این معادله را ناگهان بر هم بزند. اما تهاجم خارجی غالباً نقش خاموش‌کنندۀ موقت اعتراض‌ها را ایفا می‌کند، نه از سر حل مسئله، بلکه از رهگذر تعلیق‌ مسئله.

نهایتاً این اعتراض‌ها نه به‌راحتی به پیروزی می‌رسند و نه به‌سادگی خاموش می‌شوند. آینۀ جامعه‌ای‌اند که دهه‌ها از سازمان‌یابی محروم مانده، اما هنوز از حرکت بازنایستاده. پرسش اصلی شاید این باشد: آیا این انرژی سرگردان راهی برای تبدیل‌ شدن به «ما»ی جمعی خواهد یافت یا همچنان با فراز و نشیب در خیابان‌ها فوران خواهد کرد؟

برگرفته از کانال تلگرام نویسنده
(تأکیدها از اندیشهٔ نو است.)

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: سفره‌های کوچک، آسیب‌های بزرگ؛ خروج گوشت و لبنیات از سفره‌ها شاخص اصلی بحران است/ پای مرغ یا سویا به‌جای گوشت!
Next: نهضت آزادی ایران: شرایط ایران هرگز به قبل از بهمن ۱۳۵۷ بازنمی‌گردد / مخالفت با مداخلهٔ خارجی
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved