Skip to content
ژوئن 1, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • جمهوری اسلامی: وقتی «امپریالیسم علیه ماست»، اما «پروژهٔ ضدّامپریالیستی» غایب است
  • ایران
  • دیدگاه‌ها
  • علوم اجتماعی
  • نوار متحرک
  • ویژه اندیشهٔ نو

جمهوری اسلامی: وقتی «امپریالیسم علیه ماست»، اما «پروژهٔ ضدّامپریالیستی» غایب است

الف. هوش‌یار

دوشنبه ۸ دی ۱۴۰۴

چکیده
در گفتار رسمی و نیز در بخشی از فضای رسانه‌ییِ منتقد غرب جمهوری اسلامی اغلب «کشوری ضدّ‏امپریالیست» معرفی می‌شود که در برابر آمریکا، تحریم‌ها، فشارهای سیاسی، و نظم جهانی ایستاده است. اما پرسش ‏اصلی این است:
آیا قرار گرفتن در موقعیتِ تقابل با امپریالیسم به‌خودیِ‌خود به معنای ضدّامپریالیست بودن است؟ پاسخ قطعاً منفی است. از ‏این منظر، جمهوری اسلامی امروزه نمونهٔ بارز حکومتی است که هدف فشار حداکثری امپریالیسم است، اما الزاماً کنشگر پروژهٔ رهایی‌بخش ضدّامپریالیستی نیست‎.‎

از لحظهٔ انقلاب تا تثبیت دولتی
انقلاب ۱۳۵۷ بی‌تردید حامل مؤلفه‌های واقعی ضدّامپریالیستی بود. تلاش‌های اولیهٔ دوران انقلابی نیز ضمن سرنگون کردن یک ‏رژیم وابسته به امپریالیسم آمریکا و قطع کردن پیوندهای مستقیم با بلوک غرب و تأمین استقلال سیاسی، به ملی‌گرایی در اقتصاد و ‏تجارت خارجی دامن زد، اگرچه از همان ابتدا گرایش‌های ارتجاعی و ضدّدموکراتیک نیز وزنهٔ سنگینی داشت.‏
اما همان‌گونه که فرانتس فانون هشدار می‌داد، لحظهٔ رهایی ملی می‌تواند به‌سرعت جایش را به استقرار قدرت جدید ‏بدون رهایی اجتماعی بدهد. فانون در توصیفی که امروزه به‌طرز نگران‌کننده‌ای با ایران قابل تطبیق است می‌نویسد:‏
‏«بورژوازی داخلی پس از استقلال نه نظم تازه‌ای می‌سازد و نه جامعه‌ای نو، بلکه صرفاً جای استعمارگر ‏را اشغال می‌کند.»‏
در ایران دوران انقلاب «گفتمان ضدّامپریالیستی» به‌تدریج به گفتمان رسمی دولت بدل شد. این گفتمان بیش از آنکه به ‏بازسازی ساختارهای اقتصادی و اجتماعی منجر شود، به ابزاری در خدمت مشروعیت سیاسی حکومت تبدیل شد.‏

اقتصاد رانتی و ضدّامپریالیستی بدون گسست از آن
از منظر اقتصاد سیاسی، نقد سمیر امین نیز مستقیماً متوجه وضعی است که با آن روبه‌روییم. امین تأکید می‌کند که ضدیت ‏با امپریالیسم بدون «گسست ساختاری» از منطق انباشت سرمایه‌داری جهانی صرفاً لفظی توخالی است:‏
‏«کشوری که در زنجیرهٔ ارزش جهانی مانده، حتی اگر با قدرت‌های امپریالیستی در تعارض سیاسی باشد، ‏ضدّامپریالیست نیست.»‏
ایرانِ امروز:‏
‏●‏ اقتصادی عمیقاً رانتی دارد و سرمایه‌داری بی‌بندوباری بر آن حاکم است که حاصل استثمار کارگران و غارت ‏همگانی را به‌صورت ده‌ها میلیارد دلار ارز به حساب های بانکی گرو‌ه‌های مافیایی در مراکز سرمایه‌داری ‏جهانی انتقال می‌دهد. ‏
‏●‏ اقتصاد هنوز هم پس از چند دهه به صادرات مواد خام (نفت، گاز، مواد معدنی) وابسته است.‏
‏●‏ بخش بزرگی از نیازها از طریق واردات، آن هم اغلب به‌صورت قاچاق نیمه‌رسمی و غیررسمی و با دور زدن ‏تحریم‌ها صورت می‌گیرد.‏
‏●‏ و نیروهای سپاهی و امنیتی کشور با ایفای نقش بسیار مهم و اثرگذار در بازار نظامی‌ منطقه دربست در خدمت ‏مجتمع صنعتی-نظامی جهانی است. ‏

در چنین شرایطی، تعارض با غرب بیشتر نزاع بر سر سهم و قدرت چانه‌زنی به‌عنوان یک قدرت منطقه‌یی است تا تلاشی ‏برای شکستن منطق نظم امپریالیستی. نکتهٔ ظریف‌ آنجاست که ایران در حالی که خودش هدف فشارهای امپریالیستی است، در ‏سیاست منطقه‌یی گاه رفتارهایی بروز می‌دهد که با تکیه بر تشکیل یک قدرت منطقه‌یی شیعی با شبکه‌های نفوذ به مداخله‌های نظامی–امنیتی دست زده و منطق امنیتی را بر مطالبات اجتماعی اولویت داده است. این همان تناقضی است که ‏‏آلن میک‌سینز وود درباره‌اش هشدار می‌دهد:‏
‏«مقاومت در برابر امپریالیسم اگر به نقد منطق قدرت و انباشت ثروت ملی منجر نشود، می‌تواند خود به ‏شکلی از سلطه بدل شود.»‏
در این معنا، ایران نه در جایگاه بدیل نظم امپریالیستی، بلکه در جایگاه دولتی درگیر رقابت قدرت در همان منطق جهانی‎ ‎امپریالیستی قرار می‌گیرد.‏

دولت قوی، جامعهٔ ضعیف‌شده
از منظر گرامشی، مسئلهٔ اصلی ایران امروز نه «ضدیت با غرب»، بلکه فقدان هژمونی اجتماعی رهایی‌بخش است. آنتونیو ‏گرامشی یادآوری می‌کند که: «قدرتی که صرفاً بر اجبار تکیه کند پایدار نیست.» واقعیت آن است که انقلاب ایران‏
‏●‏ به مشارکت اجتماعی گسترده منجر نشده،
‏●‏ نابرابری، دیکتاتوری، و سرکوب مردم را کاهش نداده، و
‏●‏ پیوندی ارگانیک با مطالبات کارگران، زنان، و فرودستان برقرار نکرده است.‏

در نتیجه، آنچه از آن باقی مانده دولتی مقاومتی است، نه جامعهٔ رهایی‌یافته‎.‎

ایران و خطای چپ اردوگاهی
در اینجا نقد پری اندرسون هم اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. بخشی از چپ، با منطق «اردوگاه‌بندی»، هر دولتی را که با ‏آمریکا در تعارض است مترقی می‌نامد. اما این نگاه عملاً چشمش را بر روابط قدرت در درون جوامع می‌بندد.‏
به‌ قول اندرسون:‏
‏«وقتی سیاست به صف‌بندی ژئوپلیتیک فروکاسته می‌شود، نقد اجتماعی تعطیل می‌شود.»‏

جمع‌بندی: جمهوری اسلامی ضدّامپریالیست نیست، بلکه امپریالیسم‌زده است
با تکیه بر این چارچوب نظری شاید دقیق‌ترین توصیف ایران امروز این باشد: جمهوری اسلامی حکومتی است که ‏امپریالیسم علیه آن عمل می‌کند، اما خود حامل پروژه‌ای رهایی‌بخش و ضدّامپریالیستی نیست‎.‎

هدف از برجسته کردن این تمایز نه اخلاقی است و نه تبلیغاتی، بلکه تحلیل درست واقعیت‌ها از درون فاکت‌های پُرتناقضی ‏است که چشم‌انداز سیاسی را مبهم می‌کند. ضدّامپریالیسم، اگر معنایی داشته باشد، نام پروژه‌ای اجتماعی–تاریخی است: ‏پروژه‌ای که بدون دموکراسی، عدالت اجتماعی، و رهایی درونی به شعاری ژئوپلیتیک تقلیل می‌یابد.‏

تناقض اصلی در جمهوری اسلامی میان سیاست خارجی و داخلی‌اش نیست. میان حرف و عمل، هم در سیاست خارجی و هم ‏در سیاست داخلی است. در حرف خودش را همه‌جا ضدّاستکبار و ضدّامپریالیسم می‌نمایاند و در عمل مشغولِ از هستی ساقط ‏کردن زحمتکشان با غارت دسترنج و منابع کشور است. و در سیاست خارجی نیز در پوشش تقابل با امپریالیسم آمریکا و ‏اسرائیل کارش کشاندن منطقه به نظامی‌گرایی‌های افراطی است که میلیاردها دلار چرخش سرمایه برای صنایع نظامی ‏جهانی فراهم کرده است.‏


منابع:‏

‎●‎ Fanon, Frantz. The Wretched of the Earth
‎●‎ Amin, Samir. Delinking
‎●‎ Wood, Ellen Meiksins. Empire of Capital
‎●‎ Gramsci, Antonio. Selections from the Prison Notebooks
‎●‎ Anderson, Perry. Essays in New Left Review

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: ادامهٔ‌ نقض حقوق مدنی بهائیان در ایران: حبس کردن ۸ زن بهائی در اصفهان
Next: یکشنبه های اعتراض، تامین کننده فردایی بهتر!
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved