Skip to content
آوریل 28, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • پیامک حجاب، نقشه، خانه؛ وقتی قانون حجاب به آدرس‌نامهٔ قدرت تبدیل می‌شود
  • اجتماعی
  • ایران
  • خبرها
  • دیدگاه‌ها

پیامک حجاب، نقشه، خانه؛ وقتی قانون حجاب به آدرس‌نامهٔ قدرت تبدیل می‌شود

(تصویر افزودهٔ اندیشهٔ نو است.)

حمید آصفی

چهارشنبه ۳ دی ۱۴۰۴

نامش را باید صریح گفت: محمدتقی بانکی‌پور، طراح لایحهٔ عفاف و حجاب. و سخنش را هم بی‌پرده باید شنید، نه برای تکرار، که برای افشا. وقتی یک نمایندهٔ مجلس با خونسردی اعلام می‌کند پیامک حجاب می‌تواند محل زندگی «فرد بی‌حجاب» را مشخص کند، ما با خبر روبه‌رو نیستیم، با یک اعتراف روبه‌روییم. اعتراف به اینکه قانون دیگر تنظیم‌کنندهٔ رفتار نیست، نقشه‌بردار بدن شهروندان است. اعتراف به اینکه حجاب از مسئلهٔ فرهنگی عبور کرده و به ابزار مکان‌یابی انسان‌ها رسیده است. اینجا دیگر بحث روسری نیست؛ بحث این است که قدرت چگونه از بدن عبور می‌کند تا به خانه برسد.

بانکی‌پور می‌گوید مردم گرانی را تحمل می‌کنند، اما بی‌حجابی را نه. این جمله نه تحلیل اجتماعی است و نه حتی خطای زبانی؛ این جمله بازنویسی واقعیت برای توجیه شکست است. هیچ جامعه‌ای با سفرهٔ خالی دغدغهٔ موی زن غریبه را ندارد. هیچ طبقهٔ محرومی از ناتوانی در خرید نان به حجاب دیگری پناه نمی‌برد. این گزاره ساختهٔ اتاق‌هایی‌ست که فقر را عدد می‌بینند و رنج را قابل مدیریت. فقر، در این نگاه، بحران نیست، اهرم است. مردم اگر زیر فشار معیشت خم شوند، کمتر سرشان را بالا می‌آورند، کمتر سؤال می‌پرسند، کمتر حق انتخاب مطالبه می‌کنند.

وقتی پیامک قرار است نقش مأمور را بازی کند و قانون نقش دوربین را، ما وارد قلمرو تازه‌ای شده‌ایم: قلمرو دولت بی‌چهره. دولتی که دیده می‌شود، اما دیده نمی‌شود؛ لمس می‌کند، اما پاسخ‌گو نیست. در این قلمرو، زن فقط زن نیست، نشانه است. بدن فقط بدن نیست، کلید ورود است. و خانه دیگر حریم نیست، نقطه‌ای روی نقشه است. این همان جایی‌ است که قانون از معنا تهی می‌شود و به فناوری مهار بدل می‌گردد.

بانکی‌پور و همفکرانش گمان می‌کنند جامعه هنوز در فاز ترس زندگی می‌کند. اما جامعهٔ ایران مدت‌هاست وارد مرحلهٔ بی‌اعتنایی فعال شده است. مردم نه حجاب را مسئلهٔ اصلی می‌دانند و نه بی‌حجابی را؛ مسئله حق انتخاب است. مسئله این است که چرا حکومت به‌جای مهار تورم، مهار مو را تمرین می‌کند؛ چرا به‌جای بستن راه رانت، می‌خواهد پیامک بفرستد؛ چرا به‌جای پاسخ‌گویی، نشانه‌گذاری می‌کند. این جابه‌جایی اولویت‌ها تصادفی نیست، نشانهٔ حکمرانی درمانده‌ای‌ است که مسئلهٔ اصلی را رها کرده و به حاشیه‌ها چنگ می‌زند.

لایحهٔ عفاف و حجاب، که فعلاً ظاهراً شورای عالی امنیت ملی جلوی اجرای آن را گرفته است، آن‌گونه که بانکی‌پور از آن پرده برمی‌دارد نه برای اخلاق آمده و نه برای نظم اجتماعی. این لایحه تمرین کنترل است. تمرین اینکه چگونه می‌توان از یک موضوع نمادین شبکه‌ای از رصد و پیگیری ساخت. تمرین اینکه چگونه می‌توان خانه را از حریم به پرونده تبدیل کرد. و تمرین اینکه چگونه می‌توان فقر را «قابل تحمل» نامید تا آزادی «غیرقابل تحمل» جلوه کند.

قدرتی که فقر را تحمل‌پذیر می‌داند دیر یا زود با خشم غیرقابل مهار روبه‌رو می‌شود. نظامی که خانه را رصد می‌کند امنیت تولید نمی‌کند، اضطراب می‌کارد. و قانونی که با پیامک آغاز شود با اعتماد پایان نمی‌یابد. امروز پیامک است، فردا شاید چیز دیگری؛ اما آن‌چه باقی می‌ماند حافظهٔ جمعی جامعه‌ای‌ است که می‌بیند چگونه به نام اخلاق از کرامتش خرج می‌شود.

اینجا حجاب قربانی نیست، بهانهٔ قربانی‌سازی است. زن هدف نهایی نیست، میدان آزمایش است. و بانکی‌پور، با همهٔ صراحتش، ناخواسته یک خدمت کرده است: او نشان داد مسئله کجاست. مسئله نه روسری است و نه بی‌حجابی؛ مسئله این است که چه کسی حق داشت قانون را به آدرس‌نامه تبدیل کند و فقر را سپر کند تا آزادی را عقب براند. این سؤال‌ها می‌مانند. و این‌ بار با هیچ پیامکی پاک نمی‌شوند.

برگرفته از کانال تلگرام نویسنده

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: دربارهٔ وضعیت و اختلاف‌ها در میان «اپوزیسیون»
Next: تشدید سانسور محتوای فلسطینی در تیک‌تاک پس از واگذاری مدیریت آن به سرمایه‌گذاران آمریکایی
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved