جمعه ۲۸ آذر ۱۴۰۴
اندیشهٔ نو: شامگاه زمستانی داکا آرام نماند. با انتشار خبر مرگ شریف عثمان هادی، کنشگر جوان و یکی از چهرههای شاخص جنبش اعتراضی ۲۰۲۴ بنگلادش، خیابانها بار دیگر صحنهٔ خشم و فریاد شد. میدان شاهباغ، که در سالهای اخیر بارها به صحنه و نماد اعتراض بدل شده است، این بار با شعارهایی پُر شد که بیش از یک سوگواری ساده را فریاد میزد: «ما همه هادی هستیم».

هادی فقط فعال سیاسی نبود. او در نگاه بخشی از نسل جوان بنگلادش نماد گذار از اعتراض خیابانی به سیاست رسمی بود. کسی بود که از دل جنبش دانشجویی برخاست، به سخنگوی «پلتفرم انقلاب» (Inqilab Mancha) بدل شد، و در آستانهٔ ورود به رقابت انتخاباتی هدف گلوله قرار گرفت.
از جنبش ژوئیه تا سیاست انتخاباتی
نام شریف عثمان هادی با «جنبش ژوئیه ۲۰۲۴» گره خورده است، جنبشی که ابتدا با اعتراض به نظام سهمیهبندی مشاغل دولتی آغاز شد، اما خیلی زود به پیکاری فراگیر علیه اقتدارگرایی، فساد، و انسداد سیاسی تبدیل شد. سرکوب خونین آن اعتراضها، که صدها کشته بر جای گذاشت، در نهایت به سقوط دولت شیخ حسینه و تشکیل دولت موقت انجامید.
در این میان، هادی و گروهی از کنشگران جوان تلاش کردند انرژی خیابان را به زبان سیاست ترجمه کنند. او بهعنوان سخنگوی پلتفرم انقلاب از ضرورت «عدالت برای قربانیان ژوئیه»، اصلاح نهادهای سیاسی، و برگزاری انتخابات آزاد سخن میگفت و بنا داشت بهعنوان نامزد مستقل در انتخابات پارلمانی پیش رو (حوزهٔ داکا–۸) شرکت کند.
از نگاه بسیاری از جوانان بنگلادش این مسیر نشانهٔ بلوغ جنبش بود: عبور از اعتراض صرف، بدون واگذاری میدان به احزاب سنتی.
تیراندازی در قلب پایتخت
۱۲ دسامبر / ۲۱ آذر، حوالی عصر، هادی در یکی از خیابانهای مرکزی داکا هدف تیراندازی افراد ناشناس قرار گرفت. شدت زخم به حدّی بود که پس از انتقال اولیه به بیمارستان پزشکی داکا، برای درمان به سنگاپور اعزام شد. چند روز بعد خبر مرگ او منتشر شد که بهسرعت به انگیزهای برای راه افتادن موج تازهای از اعتراضها بدل شد.
رسانههای بنگلادش، بهویژه روزنامهٔ Prothom Alo، گزارش دادند که فقط چند ساعتی پس از اعلام خبر مرگ هادی، دانشجویان و فعالان جوان میدان شاهباغ را در اختیار گرفتند و مسدود کردند. شعارها آشکارا سیاسی بود: حمله به حزبهای سنّتی، اعتراض به ناکارآمدی دولت موقت، و تأکید بر اینکه «کشتن هادی کشتن یک فرد نیست؛ حمله به یک جنبش است».
خشم از دولت موقت
دولت موقت، که پس از سقوط حکومت پیشین با وعدهٔ «انتقال آرام به دموکراسی» روی کار آمده بود، حالا با بحرانی تازه روبهروست. فعالان پلتفرم انقلاب دولت را به ناتوانی در حفاظت از کنشگران جنبش ژوئیه متهم میکنند. در بیانیهها و تجمعهای اعتراضی هشدار داده شده که اگر عاملان این ترور شناسایی و بازداشت نشوند، اعتراضها وارد مرحلهای «بزرگتر و سازمانیافتهتر» خواهد شد.
در یکی از تجمعها سخنرانان تأکید کردند که پیش از تیراندازی به هادی تهدیدهایی علیه او شده بود و حمله به او «تصادفی» نبوده است. این ادعاها بیاعتمادی عمیق بخشی از جامعهٔ جوان به نهادهای امنیتی و سیاسی بنگلادش را آشکار میکند.
فراتر از ترور
اعتراضهای پس از مرگ هادی فقط واکنشی احساسی به از دست رفتن چهرهای محبوب نیست. آنچه در خیابانهای داکا، راجشاهی، و چیتاگونگ دیده میشود بازگشت پرسشهای بیپاسخماندهٔ دورهٔ گذار است:
* چه کسی نمایندهٔ واقعی جنبش ژوئیه است؟
* آیا دولت موقت توان یا ارادهٔ تضمین عدالت و امنیت را دارد؟ و
* آیا مسیر صندوق رأی هنوز برای نسل معترض معنا دارد؟
برای بسیاری از جوانان بنگلادش هادی نماد امکان این گذار بود. مرگ او این ترس را تقویت کرد که ساختار قدرت- حتی پس از سقوط دولت پیشین- همچنان در برابر ورود نیروهای تازه مقاومت میکند.
بنگلادش در آستانهٔ ۲۰۲۶
انتخابات پارلمانی ۲۰۲۶ قرار است نقطهٔ عطف بازسازی مشروعیت سیاسی بنگلادش باشد. اما فضای کنونی، با وجود اعتراضهای خشونتآمیز و شکاف عمیق اجتماعی و بیاعتمادی به نهادها، نشان میدهد که این مسیر بهسادگی طی نخواهد شد.
مرگ شریف عثمان هادی بهجای خاموش کردن یک صدا، سؤال بزرگتری را پیش روی بنگلادش گذاشته است: آیا نظام سیاسی این کشور قادر است صدای نسل جدید را جذب کند، یا هر بار که این صدا به آستانهٔ قدرت نزدیک میشود با خشونت حذف خواهد شد؟
پاسخ این پرسش نهفقط سرنوشت انتخابات، بلکه آیندهٔ گذار سیاسی بنگلادش را رقم خواهد زد.