الف. هوشیار
چهارشنبه ۲۶ آذر ۱۴۰۴
به گزارش خبرگزاریها، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، روز سهشنبه ۲۵ آذر در شبکهٔ اجتماعی تروت سوشال که متعلق به خودش است نوشت:
«بهدلیل دزدی داراییهای ما و دلایل بسیار دیگر، از جمله تروریسم، قاچاق مواد مخدر، و قاچاق انسان، رژیم ونزوئلا بهعنوان سازمان تروریستی خارجی تعیین شده است.
بنابراین، امروز دستور محاصرهٔ کامل و مطلق همهٔ نفتکشهای تحریمشدهای را صادر میکنیم که به ونزوئلا وارد میشوند یا از آن خارج میشوند.
ونزوئلا اکنون در محاصرهٔ بزرگترین ناوگان دریایی در تاریخ آمریکای جنوبی است و این ناوگان بزرگتر خواهد شد و شوکی که به آنها وارد میکند چیزی است که تا به حال ندیدهاند.»
اظهارات دونالد ترامپ دربارهٔ «دزدیده شدن نفت و اموال آمریکا توسط ونزوئلا» و صدور دستور «محاصرهٔ دریایی نفتکشها» بار دیگر یکی از قدیمیترین کشمکشها در اقتصاد سیاسی جهان را به سطح گفتمان تند امنیتی کشاند: نزاع بر سر مالکیت منابع طبیعی، حاکمیت ملی، و سرمایهٔ خارجی. آنچه ترامپ «دزدی» مینامد از منظر دولت ونزوئلا «ملیسازی» و از منظر حقوق بینالملل اختلاف پیچیدهٔ مالکیتی و غرامتی است که در دو دههٔ گذشته لایهبهلایه سیاسی شده است.
۱. پیشزمینه: ملیسازی منابع در ونزوئلا
از اوایل دههٔ ۲۰۰۰، بهویژه در دورهٔ هوگو چاوز، ونزوئلا سیاستی آگاهانه را دنبال کرد که هدفش
● افزایش کنترل دولت بر صنعت نفت
● کاهش نقش شرکتهای چندملیتی
● بازتعریف نفت بهعنوان «دارایی عمومی و ملی»
بود. در این چارچوب، شرکتهای خارجی فعال در نفت ونزوئلا- از جمله شرکتهای آمریکایی مانند شورون، اکسون موبیل، و کنکو فیلیپس یا مجبور شدند با شرایط جدید (سهم بیشتر دولت، مالیات بیشتر، کنترل حاکمیتی) به کار ادامه دهند یا فعالیتهایشان را متوقف کنند. برخی داراییها ملی شد و برخی قراردادها لغو یا بازنویسی شد.
از دید دولت ونزوئلا این اقدام در واقع اعمال حق حاکمیت بر منابع طبیعی آن کشور و ادامهٔ سنّت ملیسازی در آمریکای لاتین بود.
۲. روایت آمریکا: «سلب مالکیت غیرقانونی»
ایالات متحد آمریکا و شرکتهای نفتی آمریکایی این روند را بهگونهای کاملاً متفاوت تفسیر کردند. از نگاه آنها:
● دولت ونزوئلا بدون رضایت شرکتها مالکیت یا کنترل داراییها را تغییر داده،
● غرامتها یا پرداخت نشده یا ناکافی بوده،
● قراردادها یکجانبه نقض شده است.
بر همین اساس، برخی شرکتها به دادگاههای داوری بینالمللی (مانند ICSID) یا دادگاههای داخلی آمریکا شکایت کردند. این اختلافها در اصل حقوقی–اقتصادی بود، اما بهتدریج وارد قلمرو سیاست خارجی شد.
ترامپ در سخنانش این مجموعه اختلافها را با واژهٔ بسیار سنگین و غیرحقوقیِ «دزدی» (Theft) خلاصه میکند، واژهای که بهعمد بار کیفری و اخلاقی دارد و ملیسازی را از اقدامی حاکمیتی به «جرم» تقلیل میدهد.
۳. اقدامات آمریکا: تحریم، توقیف، محاصره
در واکنش به سیاستهای ونزوئلا، ایالات متحد آمریکا مجموعهای از اقدامات فزاینده را به اجرا گذاشت:
- تحریمهای نفتی و مالی
صادرات نفت ونزوئلا محدود شد و دسترسی آن کشور به نظام مالی بینالمللی بسیار کاهش یافت.
- توقیف داراییها
داراییهای دولت ونزوئلا در خارج از کشور، از جمله حسابها و املاک، و از جمله حدود ۳۱ تُن طلای ونزوئلا ذخیرهشده در بانک انگلستان، مسدود شد که ارزش آن حدود ۲میلیارد دلار آمریکا برآورد میشد.
- کنترل بر شرکت سیتگو (CITGO)
شرکت پالایشگاهی بزرگ سیتگو، که در آمریکا فعال است ولی متعلق به شرکت ملی نفت ونزوئلا (PDVSA) است، عملاً از کنترل دولت ونزوئلا خارج شد.
از دید دولت ونزوئلا:
این اقدامات نوعی «دزدی سازمانیافتهٔ دولتی» و نقض آشکار مالکیت ملی ونزوئلاست. اما در گفتمان ترامپ این اقدامات نه مصادره، بلکه «پس گرفتن اموال دزدیدهشده» معرفی میشود.
۴. چرا ترامپ از واژهٔ «دزدی» استفاده میکند؟
انتخاب واژهٔ «دزدی» انتخاب سیاسی آگاهانه است، نه توصیف حقوقی. این واژه
● اختلاف اقتصادی را به نزاع اخلاقی تبدیل میکند،
● تحریم و محاصره را به «اجرای عدالت» بدل میسازد، و
● راه را برای اقدامات شدیدتر (حتی نظامی) هموار میکند.
در این منطق، اگر ونزوئلا «دزد» باشد، محاصره دیگر مجازات جمعی یا فشار اقتصادی نیست، بلکه بازپسگیری حق قانونی تلقی میشود که در واقع نوعی توجیه اخلاقی برای اقدام سیاسی-نظامی غیرقانونی تلقی میشود.
۵. جمعبندی: دو منطق، دو جهانبینی
در قلب این منازعه نهفقط نفت، بلکه دو برداشت متضاد از مالکیت و حاکمیت قرار دارد:
● در منطق حاکمیت ملی ونزوئلا:
○ منابع طبیعی متعلق به ملتاند
○ دولت حق دارد قراردادها را بازتعریف کند
● در منطق حاکمیت نو استعماری ترامپ و بخشهایی از لابیهای سیاسی در آمریکا:
○ حضور سرمایهٔ آمریکایی معادل حق مالکیت پایدار است
○ وقتی یک حاکمیت ملی سرمایههای خارجی به خروج مجبور میکند، «دزدی» محسوب میشود
به همین دلیل، آنچه در زبان ترامپ «دزدی نفت آمریکا» نامیده میشود در واقع بازتاب نزاعی تاریخی است:
نزاع میان حاکمیت ملی کشورهای پیرامونی و ادعای مالکیت بلامنازع سرمایهٔ فراملی امپریالیسم.