سهشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۴
نیما حیدری – اندیشهٔ نو: خبر کوتاه و شوکآور بود: روز دوشنبه ۲۴ آذر ۹ کارگر در خط تولید یکی از واحدهای کارگاهی مستقر در شهرک صنعتی دولتآباد شهرستان برخوار در اصفهان بر اثر گازگرفتگی جانشان را از دست دادند. در بین فوتیها چند زن هم دیده میشوند. از وضع جسمی مجروحان احتمالی نیز خبری منتشر نشده است.
اما شوکهکنندهتر از خود خبر این است که در حالی که بیش از ۲۴ ساعت از آن فاجعه میگذرد، ادارهٔ کل کار استان اصفهان میگوید که هنوز حتی نام کارگاه محل حادثه را نمیداند.
خبرگزاری کار ایران (ایلنا) گزارش داده است که با گذشت یک روز از حادثه و اعزام بازرسان به محل، زهرا عسکری، مدیر روابط کار اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان اصفهان رسماً اعلام کرده است که هنوز «اطلاعات دقیقی از جزئیات حادثه و حتی نام شرکت یا کارگاه محل وقوع آن» ندارد.
شهرک صنعتی دولت آباد در شمال شهر اصفهان و در منطقهٔ دولتآباد واقع شده است، این منطقه با ۱,۷۰۰ هکتار وسعت یکی از بزرگترین مناطق صنعتی کشور است. در این منطقهٔ صنعتی ۲۰ رسته و صنف کاری فعالاند که صنایع بزرگ تولید سنگ، آجر، ماشینسازی، و قطعهسازی برای صنعت خودروسازی از مهمترین آنهاست. بیش از ۲۰هزار نفر در حدود ۲,۰۰۰ کارخانه و کارگاه کوچک و بزرگ این منطقه کار میکنند.
سانحهای که روز دوشنبه رخ داد بار دیگر توجهها را به وضع ایمنی در شهرکهای صنعتی جلب کرد. اگرچه هنوز عامل گازگرفتگی هنوز دقیقاً مشخص نشده است (نقص فنی، خطای انسانی، یا فرسودگی تجهیزات)، فعالان کارگری معتقدند ریشهٔ این حوادث کاری را نباید صرفاً در «اتفاق» جستوجو کرد.
جعفر عظیمزاده، فعال کارگری، با ابراز تأسف از این حادثه میگوید که در تحلیل این وقایع نباید فقط دنبال علت فنی گشت. او میگوید: «واقعیت این است که کارگر در ایران آنقدر بیحقوق شده است که این حوادث نتیجهٔ مستقیم آن بیحقوقیِ پایهیی است.»
از دیدگاه این فعال کارگری، حتی اگر علت فنی حادثه مشخص شود، عامل اصلی همچنان پابرجاست: «بیمیلی سرمایهگذاران به هزینه کردن برای ایمنی، و ناتوانی کارگران در مطالبهگری.»
عظیمزاده توضیح میدهد: «کارفرماها، بهعنوان صاحب سرمایه، تمایلی ندارند که برای ایمنی محیط کار هزینه کنند. از طرف دیگر، دولت نیز در وظایف بازرسی و نظارتیاش قصور میکند.»
عظیمزاده وضع کنونی را به «کشتار جمعی» تشبیه میکند. دادههای رسمی نیز این ادعا را تأیید میکند. مرگ کارگران ایران در حوادث کار در پنج سال گذشته ۳۰درصد افزایش یافته است. در سال ۱۴۰۲ در حوادث محلهای کار ۲,۱۱۵ کارگر کشته شدند که بیشترین آمار در دههٔ اخیر بود.
چرا کارگران اعتراض نمیکنند؟
نکتهٔ کلیدی در تحلیل عظیمزاده ارتباط مستقیم بین «ایمنی محیط کار» و «تشکلیابی کارگران» است. او معتقد است وقتی کارگران امنیت شغلی نداشته باشند و زیر سایهٔ قراردادهای موقت کار کنند، قدرتی برای فشار آوردن به کارفرما برای تأمین ایمنی در محل کار ندارند.
این فعال کارگری با انتقاد از نهادهایی مانند شوراهای اسلامی کار آنها را فاقد کارایی لازم برای دفاع کردن از جان کارگران میداند و تأکید میکند که چون حق اعتصاب و تشکل مستقل به رسمیت شناخته نشده است، کارگر عملاً خلعسلاح است و فقط زمانی که کارد به استخوانش میرسد، آن هم اغلب برای معوقات مزدی و نه ایمنی، صدای اعتراضش بلند میشود.
حادثهٔ مرگبار گازگرفتگی در شهرک صنعتی دولتآباد اصفهان هشداری مکرر و جدّی دربارهٔ وضع تأمین ایمنی و بهداشت در واحدهای صنعتی کشور است. در این واقعهٔ جانگداز ۹ خانواده داغدار شدند و جامعهٔ کارگری بار دیگر در شوک فرو رفت. این وقایع نه تصادفی، بلکه نتیجهٔ طبیعی ساختاری در نظام حکمرانی کشور است که «ایمنی» را کالایی گران و پُرهزینه و «جان کارگر» را ارزانترین کالا میداند.