Skip to content
ژوئن 1, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • شهر علیه شهروند: برخورد با ماراتن کیش نقضِ «حق بر شهر» است
  • اجتماعی
  • خبرها

شهر علیه شهروند: برخورد با ماراتن کیش نقضِ «حق بر شهر» است

دوشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۴

🔸برخورد قضایی با ماراتن کیش ۱۴۰۴، احضار مسئولان و بازداشت برگزارکنندگان‌ را اگر از دریچه نظریه «حق بر شهر» بازخوانی کنیم، با صحنه‌ای کلاسیک از تضاد میان «شهروندان متقاضی تصاحب فضا» و «حاکمیتی که فضا را ابزاری برای کنترل می‌بیند» مواجه می‌شویم.

🔸در ماراتن کیش، ما شاهد برخورد دو نوع فضا هستیم:

🔹فضای انتزاعی: فضایی که قانون‌گذار، دادستان و فدراسیون می‌بینند. در این نگاه، خیابان‌های کیش یک «نقشه هندسی» برای عبور و مرور یا یک «قلمرو حقوقی» است که باید تحت قواعد سفت و سخت بوروکراتیک (مجوز فدراسیون) و ایدئولوژیک (کدهای پوشش) باشد. برای دادستانی، این فضا تنها زمانی «مشروع» است که کاملاً منضبط باشد.

🔹فضای زیسته: فضایی که دوندگان و شهروندان تجربه می‌کنند. برای ۵۰۰۰ دونده، خیابان‌های کیش فضایی برای «لذت»، «تعامل اجتماعی» و «نشاط جمعی» بود.

🔸برخورد قضایی، تلاشی قهرآمیز برای سرکوب «فضای زیسته» و بازگرداندن سلطه «فضای انتزاعی» است. وقتی دادستان از «خدشه‌دار شدن عفت عمومی» یا «نقص مقررات» سخن می‌گوید، در واقع دارد اعلام می‌کند که بدنِ شهروند و شادی جمعی او، تنها تا زمانی حق حضور در شهر را دارد که در قالب‌های خشک و از پیش تعیین‌شده‌ی حاکمیت (فضای انتزاعی) بگنجد. هرگونه خروج از این قالب (مثل دویدن مختلط یا پوشش متفاوت)، به عنوان یک «اغتشاش» در نظم فضا تلقی و جرم‌انگاری می‌شود.

حقِ «تصاحب» فضا

🔸یکی از ارکان حق بر شهر، حقِ «تصاحب» است؛ به این معنا که شهروندان حق دارند فضای شهری را برای نیازهای خود (فراتر از نیازهای مبادلات سرمایه‌داری یا اداری) تغییر دهند و استفاده کنند. ماراتن شهری، یکی از معمول‌ترین شکل‌های تصاحب فضا است. مردم خیابان را که معمولاً محل «تردد خودرو» (کارکرد) است، به محل «بازی و ورزش» (ارزش) تبدیل می‌کنند.

🔸ورود دستگاه قضایی و تأکید بر لزوم اخذ مجوزهای متعدد، در واقع سلبِ حق «تصاحب» است و این یعنی شهروندان «مالک» شهر نیستند، بلکه «مستأجرانی» هستند که برای هر نوع استفاده‌ی غیرمعمول از فضا (حتی دویدن)، باید اجازه‌نامه رسمی داشته باشند. بازداشت برگزارکنندگان نشان می‌دهد که سیستم، «تصاحب خودجوش» یا حتی «تصاحب سازمان‌یافته غیردولتی» را برنمی‌تابد و آن را تهدیدی علیه مالکیت انحصاری خود بر فضا می‌داند.

طرد و حقِ مشارکت

🔸حق بر شهر «حقِ تغییر خود با تغییر شهر» است. وقتی گروهی از زنان و مردان تصمیم می‌گیرند در فضایی عمومی بدوند، در حال تمرینِ نوع جدیدی از بودن در شهر هستند. برخورد قضایی که متمرکز بر «پوشش» و «اختلاط» است، مصداق بارز «طرد فضایی» است.

🔸سیستم قضایی با جرم‌انگاری این رویداد، عملاً بخشی از جامعه را از حق مشارکت در تولید فضای شهری محروم می‌کند. پیام این است: «شما حق ندارید فضای شهر را مطابق با سبک زندگی خود بازتعریف کنید.» حق بر شهر در اینجا به یک امتیازِ مشروط تقلیل می‌یابد که تنها به کسانی داده می‌شود که «بدن» و «رفتار» خود را کاملاً با هنجارهای دیکته شده (فضای انتزاعی) منطبق کنند.

🔸برخورد با ماراتن کیش ۱۴۰۴، نقض آشکار «حق بر شهر» و بیانگر این است که در ساختار حکمرانی فعلی، فضای عمومی (خیابان) متعلق به شهروندان نیست تا در آن شادی کنند، بدوند و با هم باشند؛ بلکه فضایی است متعلق به دولت که تنها به صورت مشروط و موقت به شهروندان «اجاره» داده می‌شود.

🔸تبدیل «دویدن» به «جرم» و «ماراتن» به «پرونده قضایی»، نشانه نگاهی است که شهر را نه بسترِ زندگی، که بسترِ اطاعت می‌خواهد.

اصل۲۰

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: آغاز به کار رسمی مرکز صندوق بین‌المللی پول در شانگهای
Next: پیام سید مصطفی تاجزاده از زندان اوین به مناسبت روز دانشجو و برنامهٔ برای ایران فردا
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved