یکشنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۴
۲۸۰ کارگر فولاد سیادن ابهر میگویند سه ماه است که با سختترین شرایط کار کردهاند، اما حتی یک ریال مزد دریافت نکردهاند. زندگی بسیاری از آنان زیر بارِ بدهی، خریدهای نسیه، و ناتوانی در پرداخت اجاره بهای مسکن، به مرز فروپاشی رسیده است. نگرانی از گرسنگی خانوادهها و بیسرپناه شدن فرزندان، کارگران را به ستوه رسانده و صدای اعتراضشان را بلند کرده است
با اینهمه، کارگران همچنان در چهار دیواری کارخانه باقی ماندهاند؛ بیآنکه نیروی جمعی خود را به رسمیت بشناسند. همانگونه که میلیونها کارگر دیگر نیز درد مشترک خود را به مثابه درد مشترک یک طبقه نمیبینند. هر کدام جداگانه رنج میبرند، جداگانه اعتراض میکنند و جداگانه سرکوب میشوند. همین پراکندگی و هراس از همصدایی است که سرمایهداران و دولت، آن را بهخوبی شناخته و بیشترین بهره را از آن میبرند.
تا زمانی که کارگران در قالب یک صف واحد و سازمانیافته طبقاتی در برابر سرمایهداری نایستند، روزهای بهتری در انتظار آنان نخواهد بود. ریشه اصلی این رنج مشترک، نداشتن مبارزهای جمعی و متحد است؛ ضعفی که باید درمان شود.