Skip to content
آوریل 28, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • نامه‌ی علی یونسی و امیرحسین‌ مرادی به مناسبت ۱۶ آذر، روز دانشجو
  • اجتماعی
  • جوانان و دانشجویان
  • خبرها

نامه‌ی علی یونسی و امیرحسین‌ مرادی به مناسبت ۱۶ آذر، روز دانشجو

شنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۴

🟣 ۱۶ آذر ١٤٠٤ با ياد یاران دبستانی احسان فریدی و احمد بالدی

♦️«در میانه‌ی نیمه اول قرن بیست و یکم و پس از ۷۲ سال از سرکوب خونین دانشجویان دانشگاه تهران توسط رژیم شاه، حکومت اعدامی نیز به شیوه‌های گوناگون سعی در سرکوب دانشجویان دارد. از #احسان_فریدی که همچنان در خطر اعدام است تا #احمد_بالدی که به جان آمد و به زندگی خود پایان داد‌ و دستگیری دانشجویان در همدان.

حکومت اعدامی اما در ضعیف‌ترین موقعیت تاریخی خود و در مواجهه با بحران‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی، روی به اعدام‌های فزاینده و قتل عام گونه آورده است؛ به نحوی که رکوردهای خود را یکی پس از دیگری می‌شکند. چون این تنها عرصه‌ای است که با همکاری قوای سه‌گانه و دستور رهبری، باید در آن پیشرفت روزانه داشت، مبادا با کند کردن تیغ سرکوب، اثری از حکومت استبدادی‌شان باقی نماند و مردم به خود آیند و حاکمیت را حق خود بدانند و دوشادوش هم بر آن اصرار ورزند.

به راستی کدام ضمیر پاک و وجدان آزاد انسانی است که با هر اعدام یک بار نمیرد و زنده شود و تا کی باید شنید و دم برنیاورد؟ که هزار هزار مادر، داغدار جگرگوشه‌اش شده است و بازگشت فرزندش رویایی ناممکن!

در پاسخ به شرایط موجود چه باید کرد؟

آیا باید همچون منتظران ظهور، در آرزوی گسیل موشک و پهپاد از کشور های خارجی باقی ماند؟ که در این صورت همچون جنگ اخیر آزادی برای مان به ارمغان نخواهد آمد.

آیا باید در انتظار اصلاح و یا استحاله‌ی رژیم قتل عام نشست و فقر و بی‌عدالتی و تبعیض و بی‌آبی و بی‌برقی را نظاره کرد؟ که در این صورت نیز نزدیک به نیم قرن غارت از سفره مردم در جلوی دیدگان‌مان است و تغییر خود به خودی حاکمان غیر ممکن.

و یا باید دست از سکوت و بی عملی برداشت و با تمام توان برای ایجاد تغییر کوشید؛ که دموکراسی از آسمان نازل نمی‌شود و چه کسانی جز جوانان و دانشجویان اند که قادر اند چشم انداز زیبای ایران آزاد را تحقق بخشند.

نسلی که در ۴۰۱ نیز خروش آتشفشان خشم مردم ایران از دریچه‌ی آن‌ها نمایان شد و پیکره‌ی دیکتاتوری و استبداد را لرزاند.

امروز نیز دانشگاه می‌تواند همچون سالیان قبل در مقابل مستبدین جلودار اعتراضات باشد. شما ای یاران حاضر در کلاس های درس، فریادهای شما پاسخ این رنج بی‌پایان است! در زمستان وطن عزم بهار باید کرد!

۶ آذر عهدنامه‌ای میان نسل‌های ایستاده علیه استبداد در راه آزادی است و باید بر این عهد پای فشرد و تاریکی را عقب زد.

⚪️امیرحسین مرادی، زندان اوین، آذر ۱۴۰۴»

♦️مبارزه براى آزادى از ۱۶ آذر ١٣٣٢ تا ۱۶ آذر ۱۴۰۴

«تقویم نشان می دهد آخرین ماه پاییز، فصل مدرسه و دانشگاه، روزها را به زمستان می دهد، اما پشت میله های زندان که قرار است همیشه زمستان باشد خبری از یاس و سردی نیست. حالا که روزهای دوری از دانشگاه و آن رویاهای بلند پروازانه علمى، از دو هزار روز گذشته است، به درس های زندان و زندانیان مقاوم نگاه میکنم. چگونه میتوان در این زمستانی ترین جغرافیا مغلوب زمستان نشد؟ چگونه تن نداد به سرکوبی که میخواهد انسان را تحقیر و خواسته های آن را به حدی تقلیل دهد که فراموش کند آنچه از او سلب شده، حق اساسی او، آزادی است.

اما این پرسشی نیست فقط برای ما زندانیان، زیرا حکومت های دیکتاتوری نیز زندان هايى به وسعت کشور ميسازند، با زندانبانانی که در این تاریخ طولانی از استبداد کوشیده اند تا مردم را تحقیر و خواسته های آنان را کوچک کنند تا مبادا براى به دست آوردن اساسی ترین حقشان، یعنی آزادی، تلاش كنند. حکومت‌هایی که پی در پی کشور را تبدیل به زندان کرده اند.

زندان‌هایی با رنگ و قالب های مختلف. هر چند که شاید روزگاری زندان بهتری داشتیم اما ننگ بر اینکه آنقدر تحقیر شویم که فراموش کنیم آنچه از ما سلب شده آزادی تعیین سرنوشت خودمان است. ننگ بر اینکه فراموش کنیم انسان هایی آزاد هستیم نه رعیت هایی محتاج ارباب و ننگ بر اینکه اعتماد به نفس مان را از دست بدهیم و به انتظار قدرت های خارجی بنشینیم تا شاید زندانبان بهتری بیاورند!

اما پاسخ در این جغرافیای زمستان زده چه ایران باشد و چه زندان، تنها یک چیز است: مبارزه!

مبارزه، همان رهایی انسان مبارز، و همان گوهراستثنایی تاریخ معاصر ایران در منطقه‌ای پر از استبداد است.

مبارزه همان چیزی است که در زمستان استبداد نگذاشته است پشت میله‌های زندان، سرما چیره شود.

و دانشگاه همواره قلب تپنده این مسیر پر از آگاهی منتج به مبارزه بوده‌ و هست. از میان گلوله‌های مزدوران شاه تا گلوله‌هایی که در قامت ۱۴۰۱ از جیره‌خواران بسیجی به قلب جوانان شلیک شد. از میان فریاد یا مرگ یا مصدق تا دفن توهم اصلاحات با شعار «اصلاح‌طلب اصول‌گرا دیگه تمومه ماجرا» تا مرز راستین بین استبداد و آزادی با شعار مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر، گذر کرده است، اما مشعلش هیچگاه زمین نیفتاده است و در شعله‌های فروزان پیکر احمد بالدی علیه فقر و‌ستم و تا ایستادگی هر لحظه احسان فریدی دانشجوی ۲۲ ساله زیر طناب مرگ می‌درخشد.

اکنون دانشگاه، این فروزنده‌ی علم که بسیار هم زخمی است، در فضای استبدادزده‌ای که حتی دهان‌ها را نیز می‌بویند،

مسئولیت تاریخی بزرگی بر دوش دارد، سخت اما امکان‌پذیر!

یاران نادیده‌ام، به همدیگر نگاه کنید، قلب‌های شما منبع اراده و‌ عزم برای این مسئولیت است. و این آینه‌ قلب‌هایتان را روبه‌روی هم بگذارید تا از اراده تغییر، توفانی از شورش و عصیان به پا کنید، و این همان پیام نهفته در روز دانشجو است که با خون سه یار دبستانی‌مان همچنان می‌درخشد. درخششی که نوید بهار آزادی و آبادی ایران است».

⚪️ علی یونسی، زندان قزل‌حصار، آذر ۱۴۰۴

@bidarzani

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: با اطمینان می توان گفت ؛کاظمی دروغ می گوید !
Next: تداوم کشتار در سایه «آتش‌بس»: هیچ نشانی از بازگشت به زندگی عادی در غزه دیده نمی‌شود
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved