Skip to content
آوریل 28, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • به جان‌های آزاد همه‌ی ملت‌ها
  • ایران
  • خبرها

به جان‌های آزاد همه‌ی ملت‌ها

جمعه ۱۴ آذر ۱۴۰۴

«روزی در کتابخانه‌ی زندان، بین کتاب‌ها، کتاب ژان کریستف از رومن رولان را بیرون آوردم که بعضی جاهایش را که همچنان در ذهنم می‌درخشید مروری کنم. صفحات را ورق می‌زدم که به آن بخشی که می‌خواهم برسم، ناگهان دستمال کاغذی از صفحه‌ها افتاد.

دستمال را نگاه کردم. قلبم در صدم ثانیه فشرده شد. خیلی احساس عجیبی بود. آن روزها حکم اعدام #شریفه آمده بود و همه شوکه و ناراحت بودیم و حالا دستمال کاغذی که با خودکار آبی رویش نقاشی و نوشته شده بود از شریفه در دستانم بود.

از بچه‌های زندان حتی مامورین زندان در مورد شریفه پرسیدم. خیلی از او به خوبی یاد می‌کردند، که اینجا زنی بسیار خوش‌برخورد و قوی بوده، هر روز و تمام وقت در هواخوری‌اش هرچند کوتاه بود ولی می‌دوید. مدام درخواست کتاب می‌داد و بسیار مهربان و مؤدب بود. از زندانی‌های سیاسی‌ بود که همه متوفق‌القول دوستش داشتند. در شرایط سخت هم می‌خندید و دلتنگی برای بچه‌اش و این که حتی یک روز که با چشمان و صورتی کبود از بازجویی برگشته ولی همچنان سربلند و قوی بوده.

دیروز دو سال شد که شریفه محمدی در زندان است. شریفه ۴ دی تا ۷ اسفند ۱۴۰۲ از دوران بازداشتش را در انفرادی و قرنطینه زندان زنان سنندج بود.

شریفه گیان ما هیچ وقت رنج‌ها و تلاش‌هایت را فراموش نخواهیم کرد. به امید آزادی شریفه و تمامی زندانی سیاسی».

از صفحه‌ی ژینا مدرس گرجی

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: گزارش مراسم سالگرد محمد مختاری و محمدجعفر پوینده: حمله‌ی نیروهای امنیتی به اعضای کانون نویسندگان ایران 
Next: کارگران فولاد سیادن ابهر: از مهر حقوق نگرفته‌ایم!
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved