پنجشنبه ۶ آذر ۱۴۰۴
🔸 ابراهیم توفیق، جامعهشناس تاریخی و استاد اخراجی دانشگاه علامه، در مصاحبهای به «هممیهن» میگوید فضای دانشگاه امروز حتی از سال ۸۴ هم بستهتر است و اینکه چندنفر استاد اخراجی سابق را به دانشگاه برمیگردانند در قاعدهٔ بازی تغییر ایجاد نمیکند. اما دانشجوی مطالبهگر میتواند بیرون از ساختار رسمی به «آکادمیهای موازی» متکی شود، فضاهایی که از دل جامعه شکل گرفتهاند و امکان یادگیری، بحث، و بازاندیشی را فراهم میکنند.
🔸 توفیق در تحلیلش وقایع ۱۴۰۱ را «رخداد» مینامد، رخدادی که بهزعم او با منطق علیّت و پیشینههای متعارف قابل توضیح نیست، اما گذشته و آینده را در نسبت با خود بازتعریف میکند. او از «شکاف در زمان» حرف میزند. از اینکه این واقعه ما را وادار میکند گذشته را دوباره بخوانیم. به باور او، ایران از دی ۱۳۹۶ وارد «بازهٔ جنبشی» شده و ۱۴۰۱ این روند را به نقطهای بیسابقه رسانده است، نقطهای که دیگر نمیتوان آن را با مفاهیمی مثل «جنبش اصلاحات» یا «پیشروی آرام» فهم کرد.
🔸 توفیق بخش مهمی از صحبتش را به زنان اختصاص میدهد. او میگوید در بیش از ۴۰ سال گذشته زنان تلاش کردند فضاهایی را که از دست داده بودند سانتیمتر به سانتیمتر پس بگیرند- از خانه تا مدرسه و دانشگاه، از محل کار تا خیابان. به باور او، چیزی که در سالهای اخیر رخ داد این بود که این بازپسگیری دیگر در چارچوب «مطالبهٔ حقوقی» باقی نماند و بعد از شکست اصلاحات وجه رادیکالتری پیدا کرد. او این تحول را با ارجاع به آثار افسانه نجمآبادی توضیح میدهد و یادآور میشود که در مدرنیتهٔ ایرانی جنسیت و نقش زن و مرد در قالب نظم مردسالارانه تعریف شده و زنان برای ورود به فضای عمومی ناچار بودند الزامات ساختار را بپذیرند. اما در ۱۴۰۱ کیفیت بازپسگیری تغییر کرده و این بار از درون زندگی روزمره آغاز شده است.
🔸 او سپس مسیر تاریخی طولانیتری را بازخوانی میکند و تحولات امروز را با انقلاب مشروطه مقایسه میکند و میگوید در آن دوران مردم به میانجی انجمنها فضای شهر را از حاکمان پس گرفتند و به قول برخی پژوهشها، این فرایند حتی وجه زنانه هم داشته است. او میگوید تحولات ۱۴۰۱ «تکرار نامشابه» همان منطق است، اما با گسترهٔ اجتماعی بسیار وسیعتر و کیفیت انفجاریتر.
🔸 توفیق در ادامه به نقد دانشگاه و فهم رسمی دانش میرسد. او میگوید نظم آکادمیک کنونی پس از چندین «انقلاب فرهنگی» آنقدر از بالا تنظیم شده که دیگر تولید دانش برایش موضوعیت ندارد و بیشتر محلی برای توزیع امتیاز و دسترسی به منابع شده است. او توضیح میدهد که در این ساختار استاد و دانشجو فرصت رفتن به میدان و مطالعهٔ واقعیت را ندارند و دانشگاه اغلب مفاهیم نظری را مثل شابلون روی جامعه میاندازد، بیآنکه خود واقعیت را موضوع قرار دهد.
🔸 با وجود این وضعیت، او از ظرفیت دانشجویان میگوید. بهگفتهٔ او، «دانشجوی پُرمسئله در جامعهٔ پُرمسئله» دانشگاه را به چالش میکشد و مسئلههایش را با خودش به فضای آموزشی میآورد. توفیق همچنین میگوید که بیرون از دانشگاه «آکادمیهای موازی» فعالاند که در قالب نشستها، انجمنها، گروههای مطالعاتی، و شبکههای آنلاین شکل گرفتهاند و دانشجوی مطالبهگر میتواند از آنها بهره بگیرد. او میگوید: «اینکه این دانشجویان با این داشتهها چه میکنند نیاز به مطالعهٔ تجربی دارد.»
نقل از اصل۲۰