Skip to content
آوریل 18, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • سخنی بی‌پرده با آقای کاظم علمداری
  • ایران
  • خبرها
  • دیدگاه‌ها

سخنی بی‌پرده با آقای کاظم علمداری

دیدگاه

محمود صراف‌پور – در سایت صدای مردم

پنجشنبه ۶ آذر ۱۴۰۴

باید به این ترفند مکارانۀ رژیم- که بی‌شباهت به دسیسه‌های کهنۀ امپریالیسم نیست- توجه داشت که همواره سعی کرده است با ایجاد گروه‌های ظاهراً مخالف، زمینه را برای حمله به نیروهای راستین و انقلابی فراهم کند.
در پیِ یورش‌های گسترده به حزب تودۀ ایران و قتل‌عام رهبران آن در دهۀ  ۶۰ ، رژیم به ایجاد گروه‌های- به‌ظاهر توده‌ای- دست زد. به آنان فضا داد تا با تأیید ضمنی رژیم، به خدشه‌دارکردن چهرۀ واقعی حزب بپردازند. و بعد، دیگران را واداشت تا بر بستر نظرات این گروه‌های رژیم‌ساخته، به حزب تودۀ ایران حمله کنند و از آب گل‌آلود ماهی بگیرند. اولین و آسان‌ترین تاکتیک هم همانا یکی‌دانستن این- به‌ظاهر- چپ‌ها و حزب است. این بقچۀ ساخته‌وپرداختۀ رژیم، با زیرکی، دوغ و دوشاب را قاتی می‌کند: روسیۀ امروز را همان اتحاد شوروی می‌داند؛ رژیم کنونی ولایت فقیه را همان حاکمیت برآمده از انقلاب ۵۷ در نظر می‌گیرد؛ و «راه توده» و «محور مقاومتی‌»ها را همان حزب تودۀ ایران‌ به حساب می‌آورد. با یک‌دست‌کردن این نامتجانس‌ها، زمینه برای مقالاتی از این‌دست فراهم می‌شود. و در آخرین تحلیل، این ارتجاع و امپریالیسم‌اند که جشن می‌گیرند….

نه هرکه چهره بر افروخت دلبری داند
نه هرکه آینه سازد سکندری داند

کرنای توده‌ای‌ستیزی این‌بار از گلوی استاد بازنشستۀ دانشگاهی از شهر لس‌آنجلس در ایالت کالیفرنیای آمریکا به‌ گوش می‌رسد. آقای دکتر کاظم علمداری مقاله‌ای با عنوان «استفادهٔ جمهوری اسلامی از افراد منتسب به حزب توده در خارج از کشور (گرایش محور مقاومتی)» در سایت ایران امروز منتشر کرده است و در آن، فرصت را برای حمله به حزب تودۀ ایران مناسب دیده است. او در توصیف علت انتشار این مقاله می‌نویسد:
«این مقاله خلاصه‌ای است از پژوهشی گسترده‌تر که با هدف بررسی و انتقال آگاهی دربارهٔ نقش چند چهره از نیروهای وابسته به حزب توده – یا جریان‌های نزدیک به آن- در فعالیت‌های برون‌مرزی جمهوری اسلامی تدوین شده است. گرچه حزب توده به‌صورت رسمی چنین سیاستی را دنبال نمی‌کند، اما گرایش‌های توده‌ای معاصر، از جمله رسانه‌هایی چون “پیک‌نت” و “ده مهر”، در عمل به جریان اصلی این جهت‌گیری سیاسی بدل شده‌اند. این نوشته بر چپ محور مقاومتی” و نقش آن در همکاری با جمهوری اسلامی در چارچوب “عملیات نرم” و “نفوذی” تمرکز دارد.»
ظاهراً این استاد دانشگاه که با اسلوب‌های علمی پژوهش آشنایی کامل دارد جز یک نمونه که به گفتۀ دکتر مالجو استناد کرده است دلیل دیگری برای اثبات دعاوی و اتهامات خود ارائه نداده‌ است. به‌قول مزدک دانشور: «بیش از ۴۰ سال از سرکوب این حزب می‌گذرد، هنوز هم انتقادات به این حزب از پلمیک‌های سیاسی میان دشمنان قبیله‌ای فراتر نمی‌رود، آخرین آن‌ها یادداشت کاظم علمداری است که حزب توده را- بدون ارائه هیچ سند و مدرکی- در سال‌های پس از انقلاب به استفاده از روش‌های کاگ‌ب و اشتازی در زمینۀ جمع‌آوری اطلاعات و نفوذ و …متهم کرده است.» (اخبار روز، ۲ آذر ۱۴۰۴]

ماجرا چیست؟ کاظم علمداری به چند عضو سابق حزب تودۀ ایران که سال‌هاست از حزب کنار رفته یا اخراج شده‌اند و عامدانه خود را مدافع مشی گذشتهٔ حزب و سیاست «که بر که«- در آن یکی دو سال فعالیت علنی حزب- معرفی می‌کنند و در حال حاضر هیچ ارتباط و سنخیتی با حزب تودۀ ایران و سیاست‌های کنونی حزب ندارند، اشاره می‌کند. اندک‌شماری از این افراد، سایت اینترنتی خود را با نام و عنوان «ده مهر» ایجاد کرده‌اند و در آن از نظراتی دفاع می‌کنند که هیچ ربطی به سیاست‌های حزب تودهٔ ایران ندارند. البته حساب پیک‌نت و نشریۀ «راه توده» تا حدی از «ده مهر» جداست.
حزب تودهٔ ایران در اسنادی که منتشر کرده است دیدگاهش را در بارهٔ جایگاه «پیک‌نت» و «راه توده» به‌روشنی بیان کرده و گردانندهٔ این دو سایت را وابسته به وزارت اطلاعات و سایت‌های «راه توده» و پیک‌نت را در خدمت جمهوری اسلامی ایران دانسته است. جناب علمداری می‌تواند به مطالبی که حزب منتشر کرده است مراجعه کند.
کاظم علمداری خودش تصریح دارد که «. . . حزب توده به‌صورت رسمی چنین سیاستی را دنبال نمی‌کند» و به‌تلویح می‌گوید و اذعان می‌کند که این افراد و سایت‌ها ارتباطی به حزب تودۀ ایران ندارند. ایشان ظاهراً واقف‌اند که این گروه‌های کوچک نقشی در تحولات ایران ندارند و موضوع کانونی در طرح این مسائل در نوشتهٔ ایشان همان کارزار علیه حزب تودۀ ایران است.
دکترعلمداری حتماً خوب می‌داند که حزب تودۀ ایران به‌روشنی نظرات این گروه‌ها را نقد و رد کرده است و برای مبارزهٔ عمومی با رژیم ولایی، زیان‌بار دانسته است. در مطبوعات حزبی پاسخ‌های مستدل به مشی اینان داده شده است که با مراجعه به سایت رسمی حزب تودۀ ایران (https://www.tudehpartyiran.org/) می‌توان آن‌ها را مطالعه کرد. ولی جناب علمداری به دلایلی که بر ما روشن نیست از سیاست‌های نادرست و نابخردانهٔ این گروه‌های ناوابسته به حزب تودهٔ ایران و مخالف سیاست‌های حزب، استفاده می‌کند و بر سیمای مردمی حزب تودۀ ایران چنگ می‌اندازد.
بخش‌هایی از نوشتهٔ دکتر علمداری را مرور می‌کنیم تا با نگاه کینه‌توزانۀ ایشان علیه حزب ۸۴ سالهٔ تودهٔ ایران آشنا شویم:
«حزب توده تنها یک حزب سیاسی نبود؛ بلکه سازمانی بود با تجربه‌ای گسترده در مخفی‌کاری و فعالیت زیرزمینی، ارتباطات شبکه‌ای، نفوذ در گروه‌های دیگر و جمع‌آوری اطلاعات، این مهارت‌ها به‌طور مستقیم از الگوهای امنیتی و دستگاه‌های اطلاعاتی شوروی و آلمان شرقی اقتباس شده بود و همین امر حزب توده را به یکی از پیچیده‌ترین شبکه‌های سیاسی- اطلاعاتی در خاورمیانه تبدیل می‌کرد.»

او سپس می‌افزاید:
«پس از انقلاب ۱۳۵۷، این توانایی‌ها برای جمهوری اسلامی اهمیت ویژه‌ای یافت و بخشی از کادرهای توده‌ای- چه باورمند و چه فرصت‌طلب- عملاً در فعالیت‌های امنیتی رژیم نقش‌آفرین شدند. آنان در لودادن اعضای گروه‌های سیاسی، تقویت ساختارهای اطلاعاتی تازه‌تأسیس، خبرچینی و نفوذ در محافل سیاسی مشارکت داشتند. این افراد برای توجیه همکاری خود با جمهوری اسلامی، مخالفان سیاسی را آشکارا به “جاسوسی برای امپریالیسم و غرب” متهم می‌کردند و از همین طریق حمایت از سرکوب‌های حکومتی را در میان هوادارانشان مشروع جلوه می‌دادند.»
در نگاه کاظم علمداری، حزب تودهٔ ایران حزبی مخوف و مافیایی، نافذ در گروه‌های دیگر، با تجربه در جمع‌آوری اطلاعات با مدل پلیس امنیتی شوروی و آلمان شرقی، شریک فعالیت‌های امنیتی رژیم، لودهندۀ اعضای گروه‌های سیاسی، و تقویت‌کنندۀ ساختارهای اطلاعاتی رژیم و امثال آن است.
به بیان دیگر، این حزب نه نقشی در فرهنگ تحزب دارد، نه مدافع طبقۀ معینی است، نه در سازمان‌دهی کارگران و دهقانان تلاشی کرده است و نه برنامۀ معینی برای نوسازی جامعۀ انقلاب‌کردۀ ایران داشته است. نه ایدئولوژی و اساسنامه‌ای دارد، نه در انتشار و ترجمۀ آثار مارکس، انگلس و لنین و آثار ادبی و اجتماعی جهان تلاش کرده است و نه نقشی در شناسایی استعمار و امپریالیسم داشته است. و درمجموع، همۀ کارنامه‌اش تیره‌وتار بوده است و بس.
او می‌نویسد:
«در دههٔ ۱۳۶۰ شماری از افراد با سابقهٔ توده‌ای با اتهاماتی چون “جاسوسی”و “توطئه برای براندازی جمهوری اسلامی” بازداشت، زندانی و شکنجه شدند و حدود صد نفر نیز اعدام گشتند. با این حال، برخی چهره‌های دارای مسئولیت‌های بالای حزبی- برخلاف انتظار- بدون توضیح روشن آزاد شدند و حتی گروهی از آنان توانستند با وجود پیشینهٔ تشکیلاتی، به‌سادگی راهی کشورهای اروپایی و آمریکا شوند.»
راوی وقتی تصمیم گرفته است از روی دشمنی، تاریخ را روایت کند فراموش می‌کند بگوید که کارگزاران جمهوری اسلامی برای سرکوب حزب تودۀ ایران، از ام‌آی‌سیکس انگلستان و سی‌آی‌ا آمریکا کمک گرفتند و حزب را به صلابه کشیدند. بیش از ۱۰هزار نفر از اعضا، کادرها و رهبری‌اش را روانۀ شکنجه‌گاه‌ها کردند و با شوهای مشمئزکنندۀ تلویزیونی، جسم رنجور و شکنجه‌شدهٔ آن‌ها را وادار به اقرار به کارهایی کردند که نکرده بودند. همان بلایی که امروزه نیز بر سر زندانیان سیاسی آورده می‌شود و انزجار وجدان بیدار جامعه را برمی‌انگیزد.
دکتر علمداری اتهامی سخیف و مشمئزکننده‌ به حزب تودهٔ ایران می‌زند و می‌نویسد: «آنان در لو دادن اعضای گروه‌های سیاسی، تقویت ساختارهای اطلاعاتی تازه‌تأسیس، خبرچینی و نفوذ در محافل سیاسی مشارکت داشتند.»
ایشان بر اساس کدام وجدان انسانی به این اتهام بی‌پایه روی می‌آورد و بدون آن‌که دلیل و شاهدی ارائه دهد پی‌درپی آدرس‌های اشتباه می‌دهد؟ باید از ایشان پرسید آن منبع موثق شما که این شهادت را داده یا آن سند حزبی که در آن رهبری حزب به اعضای خود چنین رهنمودی داده است کجاست و چرا منتشر نمی‌کنید؟ برعکس، بی‌تردید، بسیاری کسان در موقع ضرور شهادت خواهند داد که به کمک اعضا و هواداران حزب از مهلکهٔ گرازهای جمهوری اسلامی نجات یافته‌اند.
دکتر علمداری خوب می‌داند که بیش از هشتاد و چهار سال است که امپریالیسم و ارتجاع داخلی و جهانی حزب تودۀ ایران را جاسوس می‌خوانند. اما این اتهام رذیلانه تا کنون در هیچ دادگاه صالحی ثابت نشده است. سازندگان و مبلغان و شایع‌کنندگان این اتهام به‌طور عمده سازمان اطلاعات و جاسوسی آمریکا «سیا»، سازمان اطلاعات و جاسوسی بریتانیا، موساد اسراییل، ساواک و هواداران نظام ستم‌شاهی، و نیروهای سرکوب‌گر وزارت اطلاعات در رژیم کنونی بوده‌ و هستند. شایع کنندگان این اتهام بی‌شرمانه از خود نمی‌پرسند که حزب در ازای این جاسوسی، به‌جز غل و زنجیر و شکنجه و اعدام و تبعید چه بهره‌ای برده و چه پاداشی گرفته است! توده‌ای‌ها فقط یک جرم اصلی و بزرگ دارند و آن مبارزه با امپریالیسم و ارتجاع و دفاع از منافع و حقوق کارگران و زحمت‌کشان است.
باید از دکتر علمداری پرسید: نزدیک به چهار دهه است که شوروی دیگر وجود دارد، پس این اتهام‌های سخیفی که به نیروهای مترقی در سطح جهان و از جمله به حزب تودۀ ایران می‌زنند از کجا سرچشمه می‌گیرد؟ بیش از سی و شش سال از فروپاشی شوروی می‌گذرد، ولی سیاست‌های روشن و درست کنونی حزب تودۀ ایران در مبارزه با ارتجاع و امپریالیسم برای دموکراسی و عدالت اجتماعی و استقلال ملی و نیز نفوذ معنوی آن در کشور همچنان ادامه دارد و می‌درخشد.
یکی از بهترین شاخص‌های بیان‌گر ماهیت طبقاتی، اصول عقیدتی و خصلت انقلابی حزب تودۀ ایران در درازای ۸۴ سال زندگی پربار آن، همانا پیوند هر طرح و پیشنهاد و برنامۀ مترقی، بنیادی و انقلابی در عرصهٔ دگرگونی‌های اجتماعی یا اقتصادی،  با دیدگاه‌های حزب تودۀ ایران است. گیرایی و جذابیت ایدئولوژیکی، کارایی سیاسی و سازمانی، روی‌آوری زحمت‌کشان و بهترین فرزندان میهن‌دوست این آب و خاک به حزب تودۀ ایران، سبب برانگیختن هراس حیوانی ارتجاع و امپریالیسم و تشدید حمله‌های هدفمند آنان به حزب تودۀ ایران است و بس.
واقعیت این است که سال‌هاست یورش توده‌ای‌ستیزان به شیوه‌های گوناگون، در فضای تاریخ‌گذشته صورت می‌گیرد. بدین معنا که نقدها نه بر اساس سیاست‌ها و شیوه‌های عمل امروزین حزب، بلکه بر پراتیک سیاسی گذشتۀ حزب، آن هم به‌شکل انتزاعی و تحریف‌شده، متمرکز است. رسانه‌های مدافع سرمایه‌داری ولایی و جهانی، همراه با برخی از نیروهای سیاسیِ به‌دام‌افتاده یا راه‌گم‌کرده، تلاش دارند حزب تودۀ ایران را حزبی تاریخی و موضوعی مربوط به گذشته نشان دهند. و با وجود این، حتی تاریخ مبارزهٔ این حزب را هم عامدانه و آگاهانه تحریف می‌کنند و وارونه نشان می‌دهند؛ و تداوم مبارزات اصولی و پی‌گیر حزب همراه با سیاست‌های منطبق بر تحولات اجتماعی و با منطق علمی را نادیده می‌گیرند. تصویری که از حزب تودهٔ ایران باید ارائه داد نه تصویر حزبی تاریخی در گذشته‌های دور، بلکه تصویر حزبی سیاسی در خط مقدم نبرد برای رهایی میهن است.
باید به این ترفند مکارانۀ رژیم- که بی‌شباهت به دسیسه‌های کهنۀ امپریالیسم نیست- توجه داشت که همواره سعی کرده است با ایجاد گروه‌های ظاهراً مخالف، زمینه را برای حمله به نیروهای راستین و انقلابی فراهم کند.
در پیِ یورش‌های گسترده به حزب تودۀ ایران و قتل‌عام رهبران آن در دهۀ  ۶۰ ، رژیم به ایجاد گروه‌های- به‌ظاهر توده‌ای- دست زد. به آنان فضا داد تا با تأیید ضمنی رژیم، به خدشه‌دارکردن چهرۀ واقعی حزب بپردازند. و بعد، دیگران را واداشت تا بر بستر نظرات این گروه‌های رژیم‌ساخته، به حزب تودۀ ایران حمله کنند و از آب گل‌آلود ماهی بگیرند. اولین و آسان‌ترین تاکتیک هم همانا یکی‌دانستن این- به‌ظاهر- چپ‌ها و حزب است. این بقچۀ ساخته‌وپرداختۀ رژیم، با زیرکی، دوغ و دوشاب را قاطی می‌کند: روسیۀ امروز را همان اتحاد شوروی می‌داند؛ رژیم کنونی ولایت فقیه را همان حاکمیت برآمده از انقلاب ۵۷  در نظر می‌گیرد؛ و «راه توده»و «محورمقاومتی‌»ها را همان حزب تودۀ ایران‌ به حساب می‌آورد. با یک‌دست‌کردن این نامتجانس‌ها، زمینه برای مقالاتی از این‌دست فراهم می‌شود. و در آخرین تحلیل، این ارتجاع و امپریالیسم‌اند که جشن می‌گیرند.
نکته‌ای که باید به آقای علمداری و هم‌فکران ایشان یادآور شد این است که حزب تودۀ ایران را باید در قهرمانانی چون رحمان هاتفی (حیدر مهرگان)، ابوالحسن خطیب، سعید آذرنگ، امیر نیک‌آیین، رفعت محمدزاده، عباس حجری، تقی کی‌منش، اسماعیل ذوالقدر، ابوتراب باقرزاده، علی‌اکبر محجوبیان، و صدها توده‌ای با نام و گمنام دیگر جست‌وجو کرد، آنانی که در رژیم جمهوری اسلامی زندان کشیدند، شکنجه شدند، و سرانجام به چوبۀ دار سپرده شدند، نه وازدگان و توّابانی چون عبدالله شهبازی و مهدی پرتوی که به خدمت دشمن درآمدند و برای خود ننگ ابدی خریدند.
اکنون مبارزۀ شجاعانه برای افشا و بی‌اثرکردن پروژۀ توده‌ای‌ستیزی به ضرورتی سیاسی تبدیل شده است. نباید آب در هاون کوبید و تصور کرد بدون مبارزه با بوق‌های تبلیغاتی داخلی و خارجیِ توده‌ای‌ستیزی می‌توان جبهۀ ترقی‌خواه گسترده‌ای ساخت و سرنوشت اپوزیسیون را در فضای مسموم موجود هدایت کرد. بدون مبارزۀ همه‌جانبه با توده‌ای‌ستیزیِ مخرب نمی‌توان گل‌ولای راه را پاک کرد و گام‌های استواری به پیش برداشت. باید حصارهای ذهنی ایجاد شده را نقد کرد و در هم شکست و در فضایی سالم‌تر به فکر اتحادعمل‌های کارا و اثرگذار رفت و چپ را در کانون آلترناتیو آیندۀ رژیم قرارداد.
حزب تودۀ ایران با تکیه بر ۸۴ سال کار دشوار و پیکار خونین همچنان زیر شدیدترین حملات جبهۀ مشترک مخالفان، دشمنان زحمتکشان، ارتجاع، و امپریالیسم به فعالیت و مبارزه‌اش ادامه می‌دهد. علت‌یابی تشدید توطئۀ علیه این حزب کار دشواری نیست. علت را باید در این حقیقت جست‌وجو کرد که حزب تودۀ ایران با غلبه بر پیامدهای یورش‌های مکرر ددمنشانۀ ارتجاع و امپریالیسم- از جمله در دههٔ ۱۳۶۰- و التیام زخم‌هایش، همچنان با عزمی راسخ و قامتی استوار در صحنۀ سیاسی- اجتماعی جامعه حضور دارد و خار چشم دشمنان است و از این رو کینۀ حیوانی آنها را برانگیخته است.

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: احضار یونس آزادبر، فعال کارگری در گیلان به زندان
Next: سازمان ملل متحد: در یک سال گذشته اسرائیل آتش‌بس در لبنان را نزدیک به ۱۰هزار بار نقض کرده است
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved