شنبه ۱ آذر ۱۴۰۴
خبر کوتاه است، اما پیامدش بلند:
بنزین گران شد. در ظاهر یک عدد تغییر کرده، اما درون اقتصاد ایران این عدد به ۲۰–۳۰ شاخص دیگر گره خورده است. به خاطر اینکه افزایش قیمت بنزین فورن روی همهچیز تاثیر می گذارد.
براساس دادههای رسمی اقتصاد ایران:
۳۵ تا ۴۵ درصد قیمت تمامشده کالاها، مستقیمن یا غیرمستقیم به حملونقل مربوط است.
بیش از ۷۰ درصد جابهجایی کالا در ایران جادهای است؛ یعنی وابسته به سوخت.
ناوگان حملونقل فرسوده است، بنابراین مصرف سوخت بالا و حساسیت قیمت شدید است. به زبان ساده:
وقتی قیمت بنزین افزایش پیدا می کند، تمام زنجیره تولید تا مصرف تکان میخورد.
اثر مستقیم افزایش کرایه حملونقل بهطور متوسط ۱۰ تا ۲۰ درصد روی قیمت کالاها اثر گذار است.
آنچه اتفاق می افتد این است که، تولیدکننده مواد اولیه را گرانتر میخرد >
محصول نهایی گرانتر می شود >
خردهفروش قیمت را افزایش میدهد.
این موج معمولن ۲ تا ۳ ماه ادامه دارد.
نتیجه عملی برای کارگران: سقوط قدرت خرید.
یعنی:
قدرت خرید کارگر با هر شوک بنزینی ۱۰ تا ۳۰ درصد کم میشود.
راستی چرا مقامات فقط از «بنزین» حرف میزنند؟!
چون ورود به موضوع معیشت، درمان، مسکن، بیکاری خطرناک است
اگر دولت درباره زندگی مردم صحبت کند باید اعتراف کند که:
۷۰ درصد هزینه خانوارهای کارگری صرف مسکن + خوراک + حملونقل میشود؛
هر سه مورد مستقیم از افزایش بنزین ضربه میخورند؛
بیش از ۵۳ تا ۵۵ میلیون تومان هزینه حداقل معیشت خانوار ۴ نفره است؛
و حقوق کارگر ۱۰ میلیون.
نسبت دستمزد به معیشت = ۱۸٪
این یعنی فقر ساختاری، نه مقطعی.
به همین دلیل، دولت ترجیح میدهد دربارهٔ
«مصرف، قاچاق، یارانهٔ پنهان» حرف بزند،
اما دربارهٔ سفره مردم محروم، مسکن و کرامت انسانی کارگر سکوت کند.
ناصر اسالو