شنبه ۱ آذر ۱۴۰۴
بیش از ۲۰ روز است که آتش در جنگلهای الیت چالوس و بخشهایی از هیرکانی شعلهور شده است و هنوز هیچ مقام و نهادی توضیح نداده که چرا این آتشسوزی اینقدر دیر دیده جدی گرفته شد. این بحرانِ طبیعی نشانگر بحران ساختاری در مدیریت محیط زیست نیز است. موضوعی که فراتر از کمبود تجهیزات به سیاستگذاری و تصمیمگیری برمیگردد.
رویداد۲۴ مینویسد که «جنگل هیرکانی از لحظه اشتعال باید با پرنده مهار میشد»، اما واکنش اولیه با تأخیری طولانی شکل گرفت و این پرسش را پیش میکشد که چرا برای پروژههای پرهزینه منابع بهسرعت فراهم میشود، اما تأمین تجهیزات استاندارد اطفای حریق سالها در حاشیه مانده است: «اگر بیل و شنکش کافی است، پس چرا همین مقامها در سال ۱۴۰۰ برای کمک به جنگلهای ترکیه از پرندههای ایرانی استفاده کردند؟»
وضعیت سمنهای محیط زیستی نیز بخش مهمی از روایت این فاجعه است. در گستره وسیع هیرکانی فقط ۲ محیطبان برای ۲۰ هزار هکتار جنگل حضور دارند و درحالی که تشکلهای محلی میتوانستند سیستم پایش و واکنش اولیه را فعال نگه دارند، اما محدودیتهای امنیتی و اداری سالهای اخیر، ظرفیت این گروهها را کاهش داده و امکان فعالیت میدانی را از آنها سلب کرده است. حذف شبکههای مردمی در نهایت به تأخیر در مدیریت بحران منجر میشود.
آتشسوزی در همهجای دنیا رخ میدهد اما اگر به تجربه دیگر کشورها بنگریم، به وضوح میبینیم که حفاظت پایدار جنگلها بدون مشارکت واقعی جوامع محلی و سمنها ممکن نیست. در کشورهایی مانند برزیل و پاناما، واگذاری حقوق قانونی مدیریت جنگلها به جوامع بومی باعث کاهش چشمگیر جنگلزدایی شده است. مدلی که از ملزومات حفاظت پایدار به شمار میرود.
در مدیریت جهانی آتشسوزی جنگلها، رویکرد «مشارکت مبتنی بر جامعه» (CBIFM) جایگزین روشهای صرفاً واکنشی است. در این چارچوب، دانش بومی و پایش مشارکتی نقش دارند. رویکردی که بر حضور دائم مردم منطقه، شناخت محلی و ارزیابی دقیق تهدیدات تکیه میکند. در بسیاری از مناطق، سمنها با آموزش، ترویج و حساسسازی جوامع محلی، خلأ حضور دولت را پر کردهاند و نقش مشاوره و نظارت تخصصی را بر عهده دارند.
در ادبیات علمی مدیریت آتشسوزیهای جنگلی تأکید بر گذار از یک مدل واکنشمحور (Response-Centric) به یک رویکرد پیشگیرانه و مشارکتی (Preventative and Participatory) است. حضور سازمانهای مردمنهاد، بهویژه آنهایی که دارای ریشههای محلی و بومی هستند، در این زمینه بسیار اهمیت دارد.
گروههای مردمی محلی بهدلیل شناخت دقیق از جغرافیا، پوشش گیاهی و نقاط پرخطر، یکی از مهمترین بازیگران در پیشگیری از آتشسوزیهای جنگلی هستند. این گروهها با پایش میدانی، شناسایی مناطق آسیبپذیر و آموزش جوامع محلی درباره مدیریت سوخت و رفتارهای پرخطر، احتمال شعلهور شدن آتش را کاهش میدهند. مثلا دادههای مربوط به آتشسوزیهای کالیفرنیا یا استرالیا هرجا این هماهنگی از قبل وجود داشته، خطر آتشسوزی در مراحل اولیه سریعتر کنترل شده است.
در لحظه وقوع آتش نیز سمنها بهعنوان «چشم و گوش محلی» عمل میکنند؛ هشدارهای اولیه را منتقل میکنند، مسیرهای دسترسی را باز نگه میدارند و با ارائه اطلاعات لحظهای به نیروهای رسمی، مانع گسترش آتش میشوند. بسیاری از این سازمانها با اجرای طرحهای بازسازی زیستبوم، مطالبهگری برای مدیریت پوشش گیاهی و آموزش درباره ساختوساز مقاوم در برابر آتش، چرخه تکرار حوادث را کند میکنند.
بنابراین در کنار مدیریت رسمی این ظرفیت مردمی است که میتواند تفاوت میان پیشگیری از یک حادثه یا مهار بهنگام آن و یک آتشسوزی ویرانگر باشد؛ ظرفیتی که اگر تقویت و به رسمیت شناخته شود، بازویی اثرگذار برای حفاظت پایدار از طبیعت خواهد بود.
نقل از کانال تلگرامی اصل ۲۰