عبدالله مومنی
سهشنبه ۲۷ آبان ۱۴۰۴
در مرحلهای که ضعف نظام حکمرانی و بحرانها و بنبستهای آن بر همگان آشکار شده است، اگر همبستگی میان نیروهای مختلف اپوزیسیون برقرار شود، این امکان وجود دارد که شاهد بهرسمیتشناختهشدن حقوق در حوزههای فردی، سیاسی و اجتماعی باشیم.
منظور از حوزهٔ فردی این است که بگوییم زندانیان سیاسی باید آزاد شوند؛ اگر قرار است روند قضایی شکل بگیرد، بازداشتهای خودسرانه باید متوقف شود، توقیفها پایان یابد و روند دادرسیها بهصورتی عادلانه و منصفانه برگزار شود. کنترل حکومت بر مردم کاهش یابد، سانسور برداشته شود و حکومت را وادار کنیم تا به مطالباتی تن دهد که پیشتر از پذیرش آن امتناع میکرد. این مفهومِ «آزادسازی» در بحث گذارِ دموکراتیک است. یعنی محدودکردن کنترل حکومت و فراهمساختن امکان فعالیت عمومی مستقل که منجر به تعامل داوطلبانه میان شهروندان میشود.
اینکه جنبش «زن ـ زندگی ـ آزادی» در سه سال گذشته توانسته است حکومت را در بخشهای مرتبط با زندگی مردم و حوزهٔ خصوصی به عقبنشینی وادارد، آیا تناقضی با پیگیری خواست بنیادین تغییر حکومت در ایران دارد؟ به نظر من نه؛ این خود مقدمهٔ گذار است.
اگر بپذیریم آزادسازی نخستین مرحله و فازِ آغازینِ گذار دموکراتیک است، ایجاد گشایشِ عمومی و کاستنِ از هزینههای فعالیت جمعیِ مخالفِ سیاستهای حکومت، اقدامیست که به تقویت جریانهای اپوزیسیون ضدِ حکومت کمک میکند.
باید کاری کنیم که همبستگیای ایجاد شود حول مطالبهٔ آزادی زندانیان سیاسی، مطالبهای که بهنظر من ظرفیت همبستگی در میان تنوعها و گرایشهای مختلف سیاسی مخالف جمهوری اسلامی را دارد و با تأکید بر حقوقی چون حقِ تشکل، حقِ فعالیت، حقِ اعتراض و حقِ مخالفت سیاسی رسمی با حاکمیت، این مطالبات را به خواست جمعی و ملی تبدیل کنیم. اگر نیروهای سیاسی بتوانند این مطالبات را به یک خواست ملی تبدیل کنند، قطعا گذار تسهیل خواهد شد.
وقتی این موانع برداشته شود، فعالان سیاسی جسورتر میشوند. حکومتی که تن به مجموعهای از آزادسازیها میدهد، برای گسترش آن آزادسازیها نیز دورهٔ تطبیق و تساهل را میگذراند؛ یعنی نمیتواند پس از آزادی افرادِ سیاسیِ مختلف با گرایشها و پیشینههای گوناگون، به سرعت به همان ساختار اقتدارگرایانهٔ سرکوبگر بازگردد.
هرچند در ساختارهای استبدادی همواره احتمال بازگشت وجود دارد، اما معتقدم جامعهٔ ایران اگر بتواند همبستگی لازم را برای مطرحکردن مسئلهٔ زندانیان سیاسی و ایجاد گشایش در فضای عمومی بهوجود آورد، و آزادی بیان و فعالیت سیاسی را به حکومت تحمیل کند، نتیجهاش ترویج ارزشها و فرهنگِ مقاومت در جامعه و تضعیفِ نظام حکمرانی خواهد بود.
این روند نهایتاً به تسهیلِ گذارِ دموکراتیک، کاهشِ هزینههای انتقال از نظامی اقتدارگرا به نظامی دموکراتیک و ایجادِ اجماع در میان جامعه برای پیش رفتن در مسیر گذار سیاسی منجر خواهد شد. هر قدر هزینهها کمتر و اجماعِ اجتماعی بیشتر باشد، مسیرِ گذار هموارتر خواهد شد.