زینب موسوی. (تصویر از شبکههای مجازی و افزودهٔ اندیشهٔ نو است.)
نوشتهٔ میلاد عظیمی، نویسنده و استادیار دانشگاه، در کانال تلگرامی شخصیاش به نام نور سیاه
جمعه ۲۳ آبان ۱۴۰۴
اینکه دستگاه قضایی کسی را بهخاطر شوخی با فردوسی یا شاهنامه، یا حتی هجو و توهین و دشنام، محاکمه و زندانی کند و از آن شنیعتر، برای مجازات، مردم را وادار به خواندن شاهنامه و نوشتن مناقب آن سازد، بیهیچ تردید خیانت به شاهنامه و فردوسی است.
فرجام چنین رفتار غیر انسانی، ناپسند، و شرمآوری تیز کردن آتش مظلومنمایی بدخواهان ایران و زبان فارسی است و همچنین خطر مصادرهٔ سیاسی شاهنامه را به بانگ بلند گوشزد میکند.
آن خانم در فضای مجازی سخنانی گفت.* مردم هم، درشت و نرم، پاسخش را دادند، سخنش را نقد و رد کردند، و ماجرا همانجا تمام شد. دیگر این بگیروببند و نمایش چیست؟ به دولت چه ربطی دارد که دخالت میکند؟ الحق که
مِهر ابله مِهر خرس آمد یقین
کین او مِهر است و مِهر اوست کین
ز احمقان بگریز چون عیسی گریخت
صحبت احمق بسی خونها که ریخت
شاهنامه کتاب دولتها نیست. کتاب مردم است. البته دولتها، از ترکان سلجوقی و ایلخانان مغول تا دیگران، در پی کسب آبرو و اعتبار و مشروعیت به آن آویختند.
اغراق نیست اگر گفته شود شاهنامه و فردوسی خود را بر جمهوری اسلامی و عصر او تحمیل کردهاند. این سلطنت معنوی فردوسی است که همچنان بر دلهای ایرانیان فرمان میراند و مشروعیتبخش و قدرتآفرین است، همانگونه که روزگاری ترک و تاتار خود را به فتراک کتاب او میبستند تا مشروع و مقبول باشند.
بااینهمه، واقعیت این است که شاهنامه در این سالها مظلوم و در غربت بوده است. در مظلومیت فردوسی همین یک مثال بس که امروز، که این حکم کذایی صادر شده و آقایان هم ناگهان ملیگرا و فردوسیدوست شدهاند، اجازه نمیدهند آن مجسمهٔ خجسته و بشکوه و بلند حکیم در زادگاهش نصب شود، همان شهری که نگارههای شاهنامه را از دیوارهایش زدودند.
در این سالهای تلخ مردم بودند که از شاهنامه پاسداری کردند. در تنگسالیها هزینه کردند تا کودکانشان شاهنامه و حتی نقالی بیاموزند. دوستان فردوسی، گاه بهرایگان، برای مردم شاهنامه خواندند تا این دریچه همچنان گشوده بماند. مردم، به رغم مدعیان، شاهنامه را در متن زندگی خود نگاه داشتند، زنده و رونده و الهامبخش.
امروز، تا جایی که در توان باشد، باید مانع از آن شد که نهاد سیاست اعتبار ملی شاهنامه را خرج تزیین و توجیه سیاستهای شکستخورده و ویرانگر کند. شاهنامه کتابی نیست که بتوان از راه نادانی یا تزویر آن را ابزار حذف و خشونت و سلب آزادیها کرد.
شاهنامه کتاب دیروز ما، کتاب امروز ما، و کتاب فردای ماست. این ما یعنی همهٔ ایرانیان، همهٔ باشندگان در قلمرو ایران بزرگ فرهنگی.
من بهعنوان یک ایرانی دوستدار شاهنامه و فردوسی مخالفت خود را با این حکم اعلام میکنم. برای پاسداری از حریم حرمت شاهنامه و فردوسی با این حکم مخالفت میکنم.
* اشاره است به حکم قضایی علیه زینب موسوی، طنزپرداز شبکههای اجتماعی، که بهخاطر برخورد توهینآمیز و پرحاشیهاش به شاهنامه و فردوسی به شش ماه حبس تعزیری و تهیهٔ رساله زیر نظر «بنیاد فردوسی» محکوم شد.
در بخشی از این حکم، که همسر زینب موسوی منتشر کرده، آمده است: «متهم موظف است تحت نظارت بنياد فردوسى و با راهنمايى یک استاد مورد تأييد اين بنياد، طى مدت شش ماه یک رسالهٔ اجبارى را در در زمينههايى مانند جایگاه فردوسى در هويت و فرهنگ ملى ايران، اهميت شاهنامهٔ فردوسى در فرهنگ و ادب پارسى و… تدوين و از آن دفاع كند. متهم مكلف است حداقل به ميزان ۱۲۰ ساعت با هماهنگی كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان و مديريت آموزش و پرورش دورههاى قصهگويى خود را با استفاده از ظرفيتهاى شاهنامه فردوسى در مدارس يا مراكز فرهنگی مناطق كمبرخور دار اجرا كند و مستندات آن را به اجراى احكام ارائه نمايد.» – اندیشهٔ نو