Skip to content
ژوئن 1, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • چالش‌هایی که باید با آنها روبه‌رو شد
  • جهان
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک

چالش‌هایی که باید با آنها روبه‌رو شد

نوشتهٔ مصطفى البرغوثی – پزشک و سیاستمدار فلسطینی، دبیرکل «ابتکار ملی فلسطین»، در العربی الجدید

یکشنبه ۴ آبان ۱۴۰۴

سندی را که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، ارائه داد، به‌هیچ‌وجه نمی‌توان «طرح صلح» نامید، زیرا فاقد عناصر بنیادینی است که یک سند را به «طرح» تبدیل می‌کند. این سند در بهترین حالت اعلامیه‌ای از اصول کلی است، نه برنامه‌ای برای تحقق صلح. هیچ‌یک از مؤلفه‌های ضروری برای برقراری صلح در آن دیده نمی‌شود؛ حتی به پایان اشغال اسرائیل- طولانی‌ترین اشغال در تاریخ مدرن- و حقوق پناهندگان که در قطعنامه‌های سازمان ملل متحد به رسمیت شناخته شده‌ اشاره‌ای گذرا نشده است. برعکس، شرط اجرای این حقوق را به رسمیت شناختن اسرائیل دانسته است. «طرح ترامپ» نه به‌صراحت و بی‌قیدوشرط حق تعیین سرنوشت ملت فلسطین را به رسمیت شناخت و نه فرایندی شفاف و عادلانه برای تحقق آن ارائه داد، بلکه آن را با روندی مبهم، مشروط، و تحمیلی جایگزین کرد- یادآور فرایند ۳۲سالهٔ پس از اسلو که فقط به تعمیق اشغال، شهرک‌سازی‌ها، و رژیم نژادپرست آپارتاید انجامید.

این سند نه به شهرک‌های استعماری و تجزیهٔ اراضی در کرانه باختری اشاره‌ای کرده و نه به حمله‌هایی که به مردم فلسطین و اماکن مقدس آنان می‌شود. در عوض، ترامپ با افتخار اعلام کرد که الحاق غیرقانونی اورشلیم را به رسمیت می‌شناسد.

به‌طور دقیق‌تر، «طرح ترامپ» سندی بود که پایان جنگ نابودی در نوار غزه را اعلام می‌کرد، با وجود آنکه نتانیاهو و وزیران افراطی‌اش تأیید نکردند. این طرح اذعان ضمنی به شکست توطئهٔ آواره‌سازی و «پاک‌سازی» قومی در نوار غزه بود، توطئه‌ای که ترامپ پیش‌تر از آن حمایت کرده بود. در صورت موفقیت این طرح، «پاک‌سازی» قومی دیگری در کرانهٔ باختری محتمل بود.

ترامپ به چهار دلیل ناگزیر به اعلام آتش‌بس شد:

۱-پایداری قهرمانانهٔ مردم فلسطین در نوار غزه، و فداکاری‌های عظیمی که شمار شهیدان و مجروحان را به بیش از ۲۵۰هزار نفر رساند و البته، ضمن آن، بیش از ۹۰درصد خانه‌ها و مؤسسات تخریب شد.

۲-شکست توطئهٔ آوارگی و انقلاب همبستگی جهانی که از همهٔ مرزها فراتر رفته و حتی از جنبش ضدّآپارتاید آفریقای جنوبی نیز پیشی گرفته است. این موج جهانی دولت‌های مردد غربی را به شناسایی کشور فلسطین واداشت و اسرائیل را در جهان منزوی کرد. ترامپ در واکنش به این انزوا بود که طرحش را ارائه داد و خطاب به نتانیاهو گفت: «شما نمی‌توانید با جهان بجنگید.» این انقلاب باید ادامه یابد و تشدید شود، زیرا یکی از مهم‌ترین عناصر قدرت مبارزه فلسطینیان در مرحلهٔ آینده است.

۳-فشار تحولات بر کشورهای عربی و اسلامی و آگاهی دولت‌هایشان از اینکه جنگ ویرانگر می‌تواند به انفجارهایی با پیامدهای وخیم منجر شود. افزون بر این، رفتار نتانیاهو- از جمله حمله‌های پی‌درپی به لبنان و سوریه و تعرض گستاخانه به قطر- همگان را تحت تأثیر قرار داده است، به‌ویژه که او خود را حاکم امپریالیست جدید خاورمیانه و خلیج فارس می‌پندارد و با بمباران و تهدید قصد تغییر نقشه‌های منطقه را دارد.

۴-تغییر بی‌سابقه‌ای در افکار عمومی آمریکا، به‌ویژه در میان نسل جوان، رخ داده است، به‌گونه‌ای که برای نخستین بار حمایت آنان از فلسطینی‌ها از حمایتشان از اسرائیل پیشی گرفته است.

عامل تعیین‌کننده در جلوگیری از تجدید جنگ همچنان «همبستگی جهانی» است که باید تقویت شود و تحت هیچ شرایطی نباید کاهش یابد.

ترامپ نه تعصب مطلق به اسرائیل را تغییر داده و نه دولتش- همچون دولت بایدن پیش از او- از همدستی در جنایت‌های جنگی اسرائیل فاصله گرفته است. او در کنست با افتخار اعلام کرد که تمام سلاح‌های درخواستی اسرائیل را در اختیارش قرار داده است، از جمله سلاح‌هایی که پیش‌تر هرگز استفاده نشده بود، و در جنگی که به بدترین جنگ نابودی در تاریخ مدرن تبدیل شد، به گفتهٔ ترامپ، «اسرائیل به‌خوبی از آنها استفاده کرد».

حتی پس از جشن شرم‌الشیخ، ترامپ برای ارضای خودشیفتگی‌اش از تلاش برای رهایی اسرائیل از انزوا یا تعصب‌ورزی روی اسرائیل دست برنداشت. ترامپ پس از امضای طرح خودش، تهدید و ارعاب علیه فلسطینی‌ها را آغاز کرد.

این نشان می‌دهد که آنچه پایان یافته است فقط مرحله‌ای از درگیری است، نه خود درگیری آشکار، درگیری‌ای که تنها با دستیابی ملت فلسطین به آزادی و حقوق نقض‌شده‌شان- در رأس آنها حق تعیین سرنوشت- پایان خواهد یافت.

توهم‌های مقامات اسرائیلی دربارهٔ پیروزی واقعیت را تغییر نخواهد داد و هیچ‌کس به رؤیای تسلیم فلسطینیان توجه نخواهد کرد. حقیقت تکان‌دهنده برای حاکمان اسرائیل و متحدانشان این است که آمریکا و بسیاری از حامیان غربی اسرائیل دو سال کامل به اسرائیل فرصت دادند که به هدف «پاک‌سازی» قومی دست یابد.

اما این رژیم، با وجود ارتکاب هم‌زمان سه جنایت جنگی- از جمله جنگ وحشیانهٔ نابودسازی- شکست خورد. ترامپ ناگزیر شد اظهارات قبلی‌اش را دربارهٔ اخراج مردم غزه و تبدیل نوار غزه به منطقه‌ای توریستی برای سرمایه‌داران پس بگیرد. درگیری پایان نیافته و اسرائیل با حمایت ترامپ به تلاش برای تغییر مسیر ادامه خواهد داد.

بنابراین، نهایت احتیاط و هوشیاری در برابر پنج خطر ضروری است:

۱-خطر ازسرگیری جنگ نابودسازی به دست نتانیاهو پس از آزادی اسیران یا با بهانه‌تراشی برای آغاز عملیات نظامی و بمباران نوار غزه، مشابه با آنچه در لبنان رخ می‌دهد. ارتش اسرائیل، به‌رغم آتش‌بس، حمله‌هایش را به‌طور کامل متوقف نکرده است. ازسرگیری جنگ تمام‌عیار، با توجه به خسارت‌های انسانی و اقتصادی و نیاز ارتش اسرائیل به سازمان‌دهی مجدد، بسیار پیچیده و دشوار است. با این حال، عامل تعیین‌کننده در جلوگیری از آن همچنان «همبستگی جهانی» است.

۲-خطر دستکاری اسرائیل در کمک‌های بشردوستانه و استفاده از آن به‌عنوان ابزار باج‌گیری سیاسی. این روند از پیش آغاز شده و مفاد توافق‌نامه که مربوط به تحویل کمک‌هاست فقط به‌صورت ناقص اجرا شده است.

۳-خطر تمدید محاصرهٔ شدید نوار غزه و خودداری از بازگشایی گذرگاه رفح در هر دو جهت، اقدامی که اسرائیل همچنان در آن تعلل و دستکاری می‌کند.

۴-خطر ادامهٔ حضور ارتش اشغالگر در داخل نوار غزه و اجرا نکردن عقب‌نشینی‌های توافق‌شده. در زمان نگارش این متن، ارتش اسرائیل حدود ۵۰درصد از قلمرو کوچک نوار را اشغال کرده است.

۵-خطر تشدید مداوم شهرک‌سازی استعماری و ظلم در کرانهٔ باختری و اورشلیم، که بر همهٔ جنبه‌های زندگی فلسطینیان اثر می‌گذارد و امکان ایجاد کشور مستقل فلسطین را تهدید می‌کند.

همهٔ این تهدیدها با چالش بزرگ «جداسازی نوار غزه از کرانهٔ باختری» همراه است، تلاشی برای قرار دادن غزه زیر نظارت و مدیریت استعماری خارجی، با هدف ایجاد مانع نهایی در مسیر تشکیل کشور مستقل فلسطین. اسرائیل، برخی دولت‌های غربی، و یک طرف منطقه‌یی در تحمیل این ساختار مشارکت دارند.

این چالش جدّی فقط از طریق موضع متحد و اجماع سریع فلسطینیان حل‌شدنی است.

در پایان باید گفت که اگر توافق‌نامهٔ پکن اجرا می‌شد، می‌توانست از این چالش‌ها و خطرها جلوگیری کند. این امکان همچنان وجود دارد، مشروط بر آنکه نیت صادقانه، ارادهٔ ملی، و توانایی غلبه بر حساسیت‌ها و اختلاف‌های گذشته- که هیچ تأثیری بر منافع ملت فلسطین ندارند- وجود داشته باشد.

با استفاده از ترجمهٔ فارسی منتشرشده در کانال تلگرامی نشریهٔ ایران فردا

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: فقر بازنشستگان در بزرگ‌ترین بانک دولتی ایران
Next: صدور احضاریه برای چند تن از کارگران اعتصابی شرکت هفت تپه
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved