عکس از ناتانیل سنت کلر
جان ویتبک، وکیل حقوق بینالمللی – کانترپانج
ترجمهٔ فریبرز شایگان – اندیشهٔ نو
جمعه ۲ آبان ۱۴۰۴
هم دولت اسرائیل و هم دولت آمریکا اصرار دارند که «طرح صلح ترامپ» مستلزم خلعسلاح کامل حماس است. با توجه به حدود ۲۰هزار نیروی مقاومت وابسته به حماس که اسلحه در اختیار دارند، این خواست آنها هم از نظر مفهوم و هم از نظر اجرای احتمالی با مشکل روبهرو خواهد بود.
با این حال، شایان ذکر است که در حالی که «طرح صلح ترامپ» از حماس نام میبرد، اشارهٔ مشخصی به جهاد اسلامی فلسطین یا هر جنبش مقاومت دیگری در غزه نمیکند. همچنین، بهطور مشخص و قابل درکی بهصراحت خواستار محروم کردن مردم فلسطین از هر گونه وسیلهای برای دست زدن به مقاومت مسلحانه در برابر اشغال غیرقانونی نیست. چرا؟ چون دیوان بینالمللی دادگستری و مجمع عمومی سازمان ملل متحد ادامهٔ حضور اسرائیل در هر بخشی از قلمرو کشور فلسطین را بهروشنی «اشغال» خواندهاند. و از آنجا که مقاومت مسلحانه در برابر اشغال غیرقانونی حق مطلق اشغالشدگان طبق قوانین بینالمللی است، اگر در طرح ترامپ خلعسلاح مردم درخواست میشد، دست طراحان کاملاً رو میشد.
طبق این جنبه از طرح، یکی از چند جنبهای در طرح که آشکارا ناقض قوانین بینالمللیاند، احتمالات بالقوهای برای ادامهٔ مقاومت در انطباق با قوانین بینالمللی وجود دارد:
گزینهٔ اول: نیروهای وابسته به حماس که مایل به ادامهٔ مقاومت مسلحانهاند حالا میتوانند وفاداریشان را به جهاد اسلامی فلسطین اعلام کنند.
گزینهٔ دوم: حماس میتواند از الگوی سوریه پیروی کند و نامش را تغییر دهد. احمد الشرع (ابو محمد الجولانی سابق)، که تا همین اواخر جایزهٔ ۱۰میلیون دلاری دولت آمریکا برای دستگیری او برقرار بود، نهفقط نامش را تغییر داد، بلکه نام جنبشهای «تروریستی»ای را که رهبری میکرد، از شاخهٔ سوری القاعده در عراق تا جبهه النصره و امارات اسلامی در سوریه و هیئت تحریر شام، تغییر داد و در نهایت هم رئیسجمهور سوریه و عزیز غرب شد. به این ترتیب، از چنین تغییر شکل رسمی برای گذار از عنصری سمّی به عنصری پاک بهرهبرداری کرد و نشان داد که هر چیزی ممکن است.
یک نام جدید مناسب برای حماس میتواند «بنیاد حقوق بینالملل» باشد، زیرا در حالی که همهٔ کشورهای حامی «طرح صلح ترامپ» با این کار به قوانین بینالمللی اهانت میکنند، هدف اعلامشدهٔ حماس و رهبری فلسطین در رامالله [سازمان آزادیبخش فلسطین] در سالهای اخیر صرفاً پایبندی اسرائیل به قوانین بینالمللی بوده است: پایان اشغال غیرقانونی، خروج کامل نیروهای اسرائیلی از قلمرو به رسمیت شناختهشدهٔ بینالمللی کشور فلسطین (بخش باقیماندهٔ فلسطین تاریخی که اسرائیل در ژوئن ۱۹۶۷ تسخیر و اشغال کرد، نه بیشتر و نه کمتر)، و تبدیل قانونی بودن کنونی دو کشوری در حقوق بینالملل به واقعیت دو کشوری در زمین.
گزینهٔ سوم: همهٔ نیروهای مقاومت در غزه که مایل به ادامهٔ مقاومتاند میتوانند اتحاد در «بنیاد جدید حقوق بینالملل» یا نهادی با هر نام دیگری را اعلام کنند و در ضمن تمایل و قصدشان را برای خلعسلاح پس از پایان اشغال غیرقانونی و تشکیل کشور فلسطین و شروع به کار دولت فلسطین اعلام کنند، که در آن صورت مقاومت در برابر اشغال دیگر ضروری نخواهد بود.
حقوق بینالملل مدتهاست که در نتیجهٔ یورشهای مکرر و بدون عواقب و بدون مجازات دولتهای اسرائیل و آمریکا به آن در حال احتضار و جان دادن است.
شاید در پی همهٔ وحشتها و قربانیان نسلکشی در غزه، که ممکن است هنوز پایان نیافته باشد، ادامهٔ مقاومت الهامبخش فلسطینیها و حمایت از قوانین بینالمللی بتواند جان تازهای به حقوق بینالملل ببخشد.