Skip to content
آوریل 28, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • مسیر اندونزی به‌سوی اقتصاد نوفاشیستی
  • جهان
  • نوار متحرک

مسیر اندونزی به‌سوی اقتصاد نوفاشیستی

تظاهرات در جاکارتا علیه امتیازهای گزاف نمایندگان پارلمان. اوت ۲۰۲۵ عکس Via Shutterstock.

نوشتهٔ محمود ذوالفقار رحمت و بهیما آدینگرا در سایت ترای‌کانتیننتال، ۱۲ اکتبر ۲۰۲۵

ترجمهٔ نیما حیدری – اندیشهٔ نو

دوشنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۴

صاحب‌منصبان اندونزی در حال عادی‌سازی کنترل نظامی بر زندگی غیرنظامیان‌اند- گردان‌های نظامی را گسترش می‌دهند، ‏قوانین را بازنویسی می‌کنند، و اعتراض‌ها را جرم می‌دانند- در حالی که بودجهٔ دفاعی را افزایش می‌دهند و رفاه اجتماعی را ‏نظامی‌سازی می‌کنند. این عقب‌نشینی «جنبش اصلاحات» حاکی از اجرای پروژهٔ اقتصادی نوفاشیستی است که ارتش، ‏بوروکراسی دولتی، و شرکت‌ها را در هم می‌آمیزد- و مقاومت سراسری را برمی‌انگیزد.‏

وقایع غم‌انگیزی که در ماه اوت در اندونزی رخ داد نشانه‌ای از رخدادهایی دیگر بود. آنچه به ‏شعله‌ور شدن آن وقایع منجر شد حرکت گستاخانهٔ قانون‌گذاران، صاحب‌منصبان سیاسی اندونزی، ‏برای دادن کمک‌هزینهٔ مسکن کلانی به خودشان بود که ده‌برابر حداقل مزد بود، در حالی که مزد ‏و حقوق‌های مردم عادی راکد مانده است. شعلهٔ اعتراض‌ها زمانی گسترش یافت که یک رانندهٔ ‏جوان پیک موتوری زیر خودرو پلیس له شد. در جوششی که پس از آن رخ داد، ده نفر کشته ‏شدند و ۹۵۲ نفر هنوز در زندان‌اند. در آن روزها، خیابان‌های جاکارتا و شهرهای دیگر پُر از ‏دود ناشی از سوختن لاستیک‌ها، شعارهای جمعیت خشمگین، و گاز خفه‌کنندهٔ سرکوب پلیس بود. ‏سوختی که این آتش را شعله‌ور کرد واضح است: اندونزیایی‌ها علیه بازگشت خفقان‌آور سیاسی و ‏اقتصادی ارتش به قدرت قیام می‌کنند.‏

پرزیدنت پرابووو سوبیانتو، صاحب کسب‌وکار و ژنرال سابقی که پروندهٔ نقض حقوق بشر در ‏دوران دیکتاتوری نظامی سوهارتو دارد، کشور را به‌سمت نظامی بازمی‌گرداند که اندونزیایی‌ها ‏در سال ۱۹۹۸ برای برچیدن آن جنگیدند. او صد گردان جدید از سربازان را آماده و به صف ‏کرده است، آن هم نه برای دفاع از کشور، بلکه برای فعالیت‌های غیرنظامی مانند کشاورزی، ‏تغذیهٔ کودکان، و حتی تولید دارو. توسعهٔ «املاک غذایی» و راه‌اندازی برنامه‌های غذای رایگان ‏‏[به دست نظامیان] را «رفاه» می‌خوانند. اما واقعیت این است که اجرای این برنامه‌ها پوششی ‏برای تصرف نظامی اقتصاد غیرنظامی‌ است. آنچه به نظر می‌رسد خدمات عمومی است، در ‏واقع تحکیم قدرت است.‏

هری دونو (اندونزی)، کنفرانس دفاع امنیتی، ۲۰۱۶.‏

پارلمان هم قبلاً زمینه را آماده کرده است. در ماه مارس امسال، قانون‌گذاران «قانون نیروهای ‏مسلح» را به‌سرعت اصلاح کردند تا تعداد سازمان‌های دولتی را که نظامیان فعال می‌توانند در ‏آنها خدمت کنند افزایش دهند. راه ورود نظامیان به نهادها و سازمان‌هایی مانند «کمک‌رسانی در ‏بلاهای طبیعی»، مبارزه با تروریسم، مدیریت مرزها، و حتی دفتر دادستان کل اکنون باز شده ‏است. این اصلاحات نیست. این عقب‌گرد است، برچیدن عمدی حفاظ‌های دموکراتیکی است که پس ‏از سرنگونی سوهارتو برپا شده است. دانشجویان زمانی که هتل فِرمونت جاکارتا را اشغال کردند ‏و خواستار بازگرداندن ارتش به پادگان‌ها شدند، این تغییر را به‌وضوح دیدند. آنها می‌دانند که چه ‏چیزی در خطر است: آیندهٔ نسل آنها در معاملات پشت پرده به سرقت می‌رود.‏

هنگامی که مردم عادی اندونزی به خیابان‌ها آمدند، دولت چهرهٔ واقعی‌اش را آشکار کرد. ‏معترضان نه با گفت‌وگو، که با گلوله، ایست‌های بازرسی و اتهام «خیانت» مواجه شدند. هزاران ‏نفر را بازداشت کردند. رسانه‌های اجتماعی را محدود و خفه کردند. کارگران و دانشجویانی را ‏که خواستار کرامت انسانی بودند افراطی خواندند. این زبان اقتدارگرایی است، نه دموکراسی. این ‏یعنی که دولت شهروندانی را که جرئت می‌کنند حرفشان را بزنند دشمنان ملت می‌خواند.‏

خاطرهٔ واقعهٔ مالاری (‏Malari‏)، تظاهراتی که روز ۱۵ ژانویه ۱۹۷۴ [دی ۱۳۵۲] صورت ‏گرفت، هنوز در یاد دانشجویان است. آن موج اعتراضی نقاب چهرهٔ رژیم سوهارتو را شکست، ‏اما به آن رژیم پایان نداد. دو دهه و نیم گذشت تا اینکه در پی اصلاحات دموکراتیک ‏‏«رفورماسی» (‏Reformasi‏)، ارتش به پادگان‌ها بازگشت و حکومت غیرنظامی دوباره برقرار ‏شد. درس تظاهرات مالاری دردناک و روشن است: وقتی جامعه‌ای نتواند حکومت نظامی‌شده را ‏زودتر مهار کند، ترس به عادت تبدیل می‌شود و هزینهٔ معکوس کردن این روند چندبرابر ‏می‌شود. بازداشت‌های امروزی، محدود کردن اینترنت، و به‌راحتی برچسب خیانت‌کار زدن به ‏مخالفان سناریویی آشناست که به کار گرفته می‌شود. «قانون و نظم» خواندن این وضع یعنی ‏فراموش کردن اینکه قانون اصلاً برای چیست و از نظم چه کسانی محافظت می‌کند.‏

تارینگ پادی (اندونزی)، سیاست سلسلهٔ پادشاهی نیست، بی تاریخ.‏

بازگردیم به فاجعهٔ اوت؛ پول است که داستان را روایت می‌کند. بودجهٔ دفاعی اندونزی سر به ‏فلک کشیده است و بین سال‌های ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۶ به اندازهٔ ۱۶۶٫۵درصد رشد کرده است. برای ‏هزینه‌های ارتش امسال ۱۵میلیارد دلار در نظر گرفته شده و سال آینده نیز ۲۲میلیارد دلار دیگر ‏قرار است به ارتش داده شود. این یعنی افزایشی ۴۰درصدی، آن هم در زمانی که مدرسه‌ها با ‏کمبود بودجه مواجه‌اند و بیمارستان‌ها زیر فشار مالی و کاری زیادی‌ قرار دارند. مقامات کشور ‏اصرار دارند که همهٔ اینها به‌خاطر «مدرن‌سازی» است. اما مدرن‌سازی نیازی به سربازان ندارد ‏که برنج بکارند. مدرن‌سازی به امکانات برنامه‌ریزی مدنی و غیرنظامی، تدارکات دولتی ‏کارآزموده، و نظارت دموکراتیک نیاز دارد. بنابراین، موضوع بهبود کارایی نیست، بلکه ‏محصور کردن اقتصاد است: تنیدن کامل ارتش در تاروپود اقتصاد چنان‌که معکوس کردن آن ‏ناممکن یا بسیار پُرهزینه باشد. منظور از این بودجهٔ دفاعی دفاع از کشور نیست، بلکه آمیختن ‏ارتش در همهٔ جنبه‌های زندگی اقتصادی است.‏

این گونه است که اقتصادهای نوفاشیستی شکل می‌گیرند. نه با یک کودتا یا فروپاشی ناگهانی ‏دموکراسی، بلکه با عادی‌سازی مداوم کنترل نظامی بر اقتصاد، بوروکراسی دولتی، و مخالفان. ‏اندونزی هنوز پارلمان و روزنامه‌های متعدد و انتخابات دارد، اما دارند این نهادها را از محتوا ‏خالی می‌کنند. با افزودن هر گردان نظامی جدید، هر انتصاب جدید یک ژنرال در یک مقام ‏غیرنظامی، و هر بازداشت جمعی معترضان، پایه‌های حکومت مدنی و غیرنظامی از بین برده ‏می‌شود.‏

برای درک وضع کنونی، باید سه زمین را به هم پیوند دهیم.‏
‏۱.‏ زمین قانونی. بازنگری‌هایی در قانون که نقش نظامیان را در سازمان‌های غیرنظامی ‏گسترش می‌دهد صرفاً مسئله‌ای فنی نیست، مهندسی بازگشت به قبل است. دستاورد اصلی ‏اصلاحات دموکراتیک «رفورماسی» جدا کردن نیروهای مسلح از حکمرانی عادی بود. ‏هر قانونی که این خطوط جداسازی را خدشه‌دار کند، کشور را ‏به‌سمت «دویفونگسی» بازمی‌گرداند (‏Dwifungsi، به معنای «کارکرد دوگانه»، مفهومی ‏است که [دیکتاتور] سوهارتو برای توجیه نظامی‌سازی از آن استفاده می‌کرد). اصرار بر ‏اینکه این اعزام نظامیان به نهادهای مدنی محدودیت زمانی دارد و موقت است نباید خاطر ‏ما را جمع کند. اقتدارگرایی از طریق استثناهایی که به قاعده تبدیل می‌شوند رشد می‌کند.‏

‏۲.‏ زمین اقتصادی: روایت کنونی توسعه در اندونزی حاکی از حمایت از تشویق تولید و ‏فراوری داخلی در بخش‌های استراتژیک، ایجاد زیرساخت‌های بزرگ، و اجرای ‏برنامه‌های «املاک غذایی» است. اما وقتی که نیروهای انتظامی مجری و ضامن این ‏پروژه‌ها می‌شوند، دو فرایند مخرّب به دنبال آن می‌آید. اول، درهم‌آمیزی ارتش-کسب‌وکار: ‏تدارکات، دسترسی به زمین، و لجستیک بیش از پیش با دخالت اساسی نهادهای انتظامی و ‏امنیتی صورت می‌گیرد که رانت‌های جدید و جابه‌جایی‌های نقدی ناروشن ایجاد می‌کند. ‏دوم، رفاه انضباطی: تغذیه و حمایت اجتماعی به‌جای آنکه حقی مبتنی بر شهروندی باشد، ‏به ابزاری برای حمایت سیاسی تبدیل می‌شود. سیاست‌گذاری اجتماعی نظامیان بی‌طرفانه ‏نیست؛ آموزش اطاعت است.‏

‏۳.‏ زمین اجتماعی. سرکوب اعتراض نه اقدامی اتفاقی، بلکه سیستماتیک است- به کارگران، ‏جوانان، و جوامع روستایی پیام می‌دهد که بهای انتقاد جرم‌انگاری است. وقتی که نخستین ‏واکنش دولت به مخالفت‌ها بازداشت، اتهام خیانت زدن، و خفه کردن دیجیتالی است، افق ‏دید جامعه را تنگ می‌کند و به مردم می‌آموزد که خشمشان را در خلوت خصوصی‌شان ‏مدیریت کنند و آنچه را نمی‌توانند توجیه یا از آن دفاع کنند به‌عنوان امری دائمی بپذیرند. ‏این نیز سیاست‌گذاری اقتصادی به روشی دیگر است: ترس و ترساندن نیز در کاهش دادن ‏قدرت چانه‌زنی به همان اندازهٔ قوانین و مقررات ضدّاتحادیه‌یی مؤثر است.‏

تارینگ پادی (اندونزی) ، حمل خوک‌ها، بی تاریخ.‏

جهان نمی‌تواند اوضاع اندونزی را صرفاً موردی دیگر از بی‌ثباتی در جنوب جهانی بداند و ‏نادیده بگیرد. اندونزی سومین دموکراسی بزرگ جهان و جزو اقتصادهای گروه۲۰ (‏G20‎‏) ‏است. رتبه‌بندی اندونزی از لحاظ میزان بدهی و اعتبار مالی ممکن است کاهش یابد و فشارهای ‏مالی بر این کشور را بیشتر کند. اگر اندونزی تسلیم اقتدارگرایی نظامی شود، نه‌فقط به ‏آزادی‌هایی که مردم به‌سختی به دست آورده‌اند خیانت خواهد شد، بلکه سابقهٔ خطرناکی برای ‏منطقه ایجاد خواهد کرد. دموکراسی‌ای به وسعت و اهمیت اندونزی را نمی‌توان بی‌سروصدا خفه ‏کرد در حالی که جهان روی از آن برمی‌گرداند.‏

دی‌دی اِری سوپریا (اندونزی) ، هزارتو، ۱۹۸۷.‏

اکنون انتخاب با اندونزیایی‌هاست. آیا تسلیم رژیمی خواهند شد که نظامی‌سازی را زیر پوشش ‏امنیت غذایی و رفاه پنهان می‌کند یا برای بازپس‌گیری وعده‌های ناتمام‌ماندهٔ سال ۱۹۹۸ مبارزه ‏خواهند کرد؟ اعتراض‌هایی که کشور را فرا گرفته است فقط در مورد مزایا و امتیازهای ‏سیاستمداران نیست؛ در مورد این است که آیا آیندهٔ اندونزی را مردم شکل خواهند داد یا ژنرال‌ها.‏

فعالان اندونزی درست می‌گویند که این مبارزه برای روح اندونزی است. زمان هشدارهای ‏مؤدبانه گذشته است. اگر اندونزیایی‌ها و متحدانشان در خارج از کشور قاطعانه عمل نکنند، بار ‏دیگر پادگان‌ها بر این مجمع‌الجزایر حکومت خواهند کرد- نه با کودتا، بلکه با تخصیص مالی، ‏احکام بوروکراتیک، و خفقان مداوم علیه مخالفان. خنثی کردن این آسیب در آینده ممکن است ‏بسیار سخت‌تر از مقاومت امروز در برابر آن باشد.‏

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: دادگاهی در آمریکا حکم داد شرکت اسرائیلی «ان‌اس‌او» جاسوسی از واتس‌اپ را متوقف کند
Next: آزادی بیان در هفته‌ای که گذشت (۱۹ تا ۲۵ مهر ۱۴۰۴)
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved