شهرکنشینان یهودی در حال اخلال در برداشت زیتون در روستای سوبا در جنوب الخلیل، در حضور نظامیان اسرائیلی. ۲۰ مهر ۱۴۰۴. عکس: مامون وازواز/خبرگزاری آناتولی
نوشتهٔ عوفر کاسیف، نمایندهٔ جبههٔ دموکراتیک برای صلح و برابری «حدش» در پارلمان اسرائیل
ترجمهٔ حبیب مهرزاد – اندیشهٔ نو
شنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۴
با شروع فصل برداشت، حمله به کشاورزان فلسطینی و تخریب زمینهایشان رو به افزایش است. صحبت از صلح پس از آتشبس در غزه توخالی به نظر میرسد.
روز دوشنبه [۲۱ مهر]، زمانی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در کنار بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در کنست [پارلمان اسرائیل] سخنرانی کرد، من و ایمن عوده، هموطن من و نمایندهٔ پارلمان، بَنری [پارچهنوشتی] برافراشتیم و از آنها «به رسمیت شناختن فلسطین» را خواستیم. ما را بهزور و بهطرز وحشیانهای از جلسهٔ پارلمان بیرون بردند که وضع شکنندهٔ بهاصطلاح «تنها دموکراسی در خاورمیانه» را آشکار میکند. چگونه ترامپ و نتانیاهو میتوانند از صلح در خاورمیانه صحبت کنند بدون اینکه مردمی را به رسمیت بشناسند که دههها، زیر اشغال خشن، از آزادیها و حقوق اولیهشان محروم شدهاند؟
فریبکاری در هیچ کجا آشکارتر از کرانهٔ باختری اشغالی نیست. در آنجا، صحبت از صلح فقط صدایی ضعیف و دور است، اما صدای بلند و وحشتناک خشونت و ارعاب شهرکنشینان هنوز با طنینانداز است. از زمان اعلام طرح ۲۰ مادهیی ترامپ در پایان سپتامبر، بیش از ۳۰ مورد خشونت شهرکنشینان علیه فلسطینیها ثبت شده است، از جمله ضربوجرح بدنی، دزدیدن محصولات کشاورزی، و آتش زدن وسایل نقلیه و اموال کشاورزان.
ظهور تروریسم شهرکنشینان تصادفی نیست. الآن آغاز فصل برداشت است که بیش از آنکه فعالیت اقتصادی حیاتی باشد، لحظهٔ اجتماعی و ملی مهمی است که استقامت زیر سایهٔ اشغال را به نمایش میگذارد. دقیقاً به همین دلایل، شهرکنشینان هر سال همین موقع حیاتی فلسطینیها را هدف قرار میدهند. در طول دورهٔ برداشت محصول در سال ۲۰۲۴، یش دین (Yesh Din، یک گروه حقوق بشری اسرائیلی که اطلاعات مربوط به نقض حقوق فلسطینیها در کرانهٔ باختری را گردآوری و منتشر میکند) ۱۱۳ مورد جداگانه خشونت، آزار و اذیت، اخلال در برداشت، یا آسیب زدن به درختان زیتون و محصولات از جانب غیرنظامیان و سربازان اسرائیلی را مستند کردند که در زمینهایی متعلق به ۵۱ روستا و شهر و محلهٔ فلسطینی رخ داده بود.
یش دین همچنین دریافت که «به نظر میرسد نیروهای امنیتی اسرائیل نقش بیشتری در ممانعت از برداشت زیتون ایفا کردهاند». در حدود ۷۰درصد از موارد جلوگیری از دسترسی کشاورزان به زمینها با استفاده از زور، سربازان و افسران پلیس مرزی و هماهنگکنندههای امنیتی غیرنظامی شهرکها (CSCs) در محل حضور داشتهاند. این نیروها یا خودشان از دسترسی فلسطینیها و برداشت محصول از زمینهایشان جلوگیری کردند، یا جلوی شهرکنشینانی را که فلسطینیها را مورد آزار و اذیت قرار میدادند یا به آنها حمله میکردند نگرفتند.
جای تعجب هم نیست، زیرا بتسلئل اسموتریچ، رهبر حزب سیاسی شهرکنشینان، به سمت وزیر دیگری در وزارت دفاع منصوب و مسئول نهاد هماهنگی فعالیتهای دولت در مناطق (COGAT) شد. برای مثال، در اُم الخیر، یکی از واحدهای ویژهٔ COGAT درختان زیتون خصوصی فلسطینیها را بهدلیل نداشتن مجوز از ریشه درآورد، اما خلافکاری یک پاسگاه شهرکنشین غیرقانونی در همان نزدیکی را نادیده گرفت. هفتهٔ گذشته، دادگاه منطقهٔ اورشلیم حکم به توقف تمام کارهای ساختمانی این پاسگاه داد که در زمینهایی ساخته شده است که اسرائیل تصرف کرده و بهطور غیرقانونی به شهرکنشینان داده شده است.
در کرانهٔ باختری اشغالی، تروریسم شهرکنشینان چیزی نیست جز یکی از ابزارهای دولت برای پیگیری الحاق زمینها[ی فلسطینی به سرزمین اسرائیل] در عمل. در اوایل ماه جاری، اسموتریچ یک راهپیمایی هزاران شهرکنشین یهودی در حمایت از الحاق کرانهٔ باختری را رهبری کرد. از او نقل شده است که گفت: «ما همراه با بسیاری از پیشگامان، قهرمانان، و صدهاهزار شهرکنشینی که در این بخش از سرزمین زندگی میکنند به پای گذاردن در سرزمین اسرائیل ادامه میدهیم… ما باید این کار را عادی و ابدی کنیم.»
انگیزهها و هدفهای شهرکنشینان و حامیانشان در کنست [پارلمان اسرائیل] روشن است. پس چرا رهبران سیاسی در «غرب» از توسل به تحریمهای جدّی و اقدامات دیپلماتیک خودداری میکنند؟ اسموتریچ را بریتانیا در ماه ژوئن تحریم کرد، اما تأثیر این تحریم حداقل بوده است. او ممکن است نتواند به بریتانیا سفر کند، اما هنوز قدرت وزارتی برای تصرف زمینهای کرانهٔ باختری را دارد. بریتانیا حتی در اعلام تحریمها تأکید کرد که این تحریمها «فقط بر احوال شخصی او» اعمال میشود.
اگر دولت بریتانیا به واقعیت خشونت شهرکنشینان و پیامدهای وخیم آن بر زندگی فلسطینیها اذعان دارد، پس چرا هنوز اجازه میدهد محصولات شهرکنشینها در بازارها و فروشگاههای بریتانیا فروخته شود؟ اگر استارمر در مورد به رسمیت شناختن کشور فلسطین جدّی است، پس چگونه است که به دولت اسرائیل اجازه میدهد با چنین روشهای خشونتآمیزی حاکمیت فلسطین را نقض کند؟ یا شاید هم این به رسمیت شناختن ترفندی توخالی برای خاموش کردن صداهای مخالف در بریتانیا بود، اقدامی توخالی که فقط در تغییر نامها در برخی از نقشهها محقق شد؟
صلح عادلانه باید شامل رعایت حقوق بنیادی مردم فلسطین برای به رسمیت شناخته شدن کشور و ملت فلسطین، حاکمیت و استقلال ملی، و رهایی از اشغال و محاصرهٔ نظامی باشد. فقط زمانی که کرامت همهٔ انسانهای ساکن بین رودخانه [اردن] و دریا[ی مدیترانه] رعایت شود، میتوان گفت که صلح واقعاً به دست آمده است.
صلح واقعی مستلزم وجود کشور مستقل فلسطین در کنار اسرائیل است: این تنها فرمولی است که از جامعهٔ بینالمللی، جنبش ملی فلسطین، و اردوگاه صلح اسرائیل بر سر آن توافق دارند.
ترامپ ممکن است نتانیاهو را زیر فشار گذاشته باشد که نسلکشی را متوقف کند، اما احتمالاً این کار را فقط به این دلیل کرده است که بار رابطهاش با رژیم منفور نتانیاهو بیش از حد سنگین شده بود. اعتراضهای تودهیی در سراسر جهان برای آزادی فلسطین و تظاهرات قاطع ضدّدولتی در داخل اسرائیل نیروهای واقعی پشت آن فشار بودند.
به لطف این جنبش عظیم مدنی است که آتشبس امضا شده است، گروگانها آزاد شدهاند، و مردم غزه میتوانند از نابودی در امان بمانند. پس از امضای توافق آتشبس، تداوم اعمال این فشار حیاتی است. جهان مدتی بیش از حد طولانی چشمش را به روی جنایتهای اسرائیل در غزه بسته است. نباید گذاشت همان اشتباه در کرانهٔ باختری تکرار شود.
منبع: گاردین