Skip to content
مارس 9, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • عدم تحمل ابهام
  • اجتماعی
  • دانش و فناوری
  • نوار متحرک

عدم تحمل ابهام

الف. هوش‌یار

جمعه ۲۵ مهر ۱۴۰۴

«عدم تحملِ ابهام»[1] نخستین‌بار به‌صورت منسجم در سال ۱۹۴۹ توسط فرانکل–برونزویک طرح شد و در پیوند با الگوی «شخصیت اقتدارگرا» و پیش‌داوری‌های اجتماعی مفهوم‌پردازی گردید. بر این اساس، افرادِ با عدمِ تحملِ ابهامِ بالا، موقعیت‌های مبهم را تهدید آمیز تلقی می‌کنند، و برای کاهش اضطراب به «نتیجه‌گیریِ شتاب‌زده» روی می‌آورند، به تفسیرهای سیاه/سفید تمایل دارند و برای نظم و قطعیت، گرایش بیشتری نشان می‌دهند. در پژوهش‌های معاصر، مضمونِ هسته‌ایِ «عدم تحملِ ابهام» مورد بررسی عمیق‌تری هم قرار گرفته است. این مقاله درصدد است این ویژگی و پیامدهای آن را با توجه به پژوهش‌های گسترده بویژه در زمینهٔ کاربرد تحلیلی برای حوزه‌های سیاسی–اجتماعی بررسی کند.

‏● ویژگی‌های افراد دارای عدم تحمل ابهام بالا:

فرانکل-برونزویک و همکارانش در پژوهش‌های خود (به ویژه در کتاب معروف شخصیت اقتدارگرا۱۹۵۰)، عدم تحمل ابهام را به عنوان بخشی از یک ویژگی شخصیتی توصیف کرده‌اند. برخی از ویژگی‌های مرتبط با عدم تحمل ابهام بالا عبارتند از:

–        نیاز به قطعیت: تمایل زیاد به نظم و ساختار و اجتناب از هرگونه بی‌نظمی یا هرج و مرج.

–        تفکر سیاه و سفید: عدم توانایی در پذیرش همزمان ویژگی‌های خوب و بد در پدیده یا موقعیت (گرایش به تقسیم‌بندی‌های مطلق).

–        قضاوت سریع: عجله برای صدور حکم یا قضاوت زودهنگام در مواجهه با اطلاعات ناقص.

–        مقاومت در برابر تغییر: ترجیح شدید برای موارد آشنا و رد یا اجتناب از موارد ناآشنا، غیرمعمول یا متفاوت.

–        جزم‌اندیشی و عدم انعطاف‌پذیری: پایداری شدید بر دانسته‌ها و داشتن تمایل به دسته‌بندی‌های سفت و سخت و عدم تمایل به تغییر ذهنیت.

‏● شخصیت اقتدارگرا و پیش‌داوری

یکی از مهم‌ترین یافته‌های فرانکل-برونزویک، ارتباط قوی بین عدم تحمل ابهام بالا و پیش‌داوری (Prejudice) و شخصیت اقتدارگرا (Authoritarian Personality) بود.

فرانکل-برونزویک در پژوهش‌های خود بر روی کودکان نژادپرست مشاهده کرد که این کودکان اغلب تمایل دارند تا ابهام را بیشتر از همسن و سالان خود رد کنند. در نهایت، این نظریه مطرح شد که عدم تحمل ابهام، یک جزء اصلی از سبک شناختی در افراد دارای شخصیت اقتدارگرا است. این افراد برای مقابله با عدم قطعیت و ناامنی درونی، به دنبال ساختارهای اجتماعی سفت و سخت، سلسله‌مراتب و قوانین صریح و واضح هستند، که این موضوع خود را در قالب نگرش‌های متعصبانه و پیش‌داوری علیه «دیگران» نشان می‌دهد.

‏● کاربرد تحلیلی برای حوزه‌های سیاسی–اجتماعی

در دنیای امروز، سیاست بیش از هر زمان دیگر در معرض ابهام، پیچیدگی و عدم‌اطمینان است: از اطلاعات متناقض در شبکه‌های اجتماعی گرفته تا بحران‌های چندوجهی مثل جنگ‌های هیبریدی، تغییرات اقلیمی و تغییر توازن قوا در سطح جهانی. در این زمینه، نظریهٔ «عدم تحمل ابهام» ابزار مفیدی برای توضیح این است که چرا برخی گروه‌ها یا افراد در برابر چنین شرایطی به‌جای تفکر باز و تحلیلی، به سمت یافتن پاسخ‌های قطعی و روایت‌های ساده‌انگارانه می‌روند. روایت‌هایی که در مدت کوتاهی اشتباه بودنشان روشن می‌شود و با روایت‌های قطعی و ساده انگارانهٔ دیگری جایگزین می‌شوند.

‏● از فرانکل–برونزویک تا «بستنِ شناختی»، «عدمِ تحملِ عدم‌قطعیت» و «گریز از ابهام»

پژوهش‌های جدید توسط کسواسکا و بوکواسکی (Kossowska & Bukowski, 2023؛ Buchholz & Kruglanski, 2024) نشان داده‌اند که دو سازهٔ مرتبط: یعنی «نیاز به بستن شناختی» (Need for closure NF) و عدم تحمل عدم‌قطعیت (Intolerance of uncertainty IU)، در کنار عدم تحمل ابهام (Tolerance of Ambiguity – TA) در ایجاد «سیاستِ قطعیت» مشارکت دارند. و این «سیاست قطعیت» ی است که گرایش به نظام‌های فکری یا سیاسی‌ با وعده‌هایی برای قابل پیش‌بینی کردن وضعیت سیاسی اجتماعی از آن حاصل می شود.

می‌توان بر اساس تلفیق سه سازهٔ اصلی (TA، NFC، IU) یک مدل تحلیلی سه‌سطحی برای تبیین رفتارها و گفتمان‌های سیاسی‌ـ‌اجتماعی ترسیم کرد:

● سازوکارهای مبتنی بر روانشناسی اجتماعی

الف) مکانیزم جبرانی

وقتی افراد در محیطی زندگی می‌کنند که اطلاعات زیاد اما متناقض است (و نهادهای اطلاع‌رسانی معتبر ضعیف‌اند)، سطح ابهام بالا می‌رود. افراد با تحمل پایین در چنین شرایطی برای کاهش تنش درونی، به «مرجع قطعی» پناه می‌برند: این مرجع می‌تواند یک رهبر کاریزماتیک باشد یا رسانه‌های جریان اصلی یا یک جریان فکری آلترناتیو با ایدئولوژی‌ ساده‌سازی شده.

ب) تسکین اضطراب از طریق نظم نمادین

نظام‌های سیاسی اقتدارگرا معمولاً ناخواسته بر این پایه سوار می‌شوند: آن‌ها با تولید روایت‌های «سفید و سیاه» و وعدهٔ نظم، اضطراب ناشی از ابهام را تسکین می‌دهند. از این منظر، اقتدارگرایی صرفاً یک گرایش سیاسی نیست، بلکه می‌تواند پاسخی روان‌شناختی به اضطراب حاصل از ابهام باشد.

ج) نقش شبکه‌های اجتماعی

الگوریتم‌های دیجیتال با تشدید قطبی‌سازی، محیطی می‌سازند که در آن «ابهام» هزینهٔ شناختی دارد. کاربرانی که تحمل ابهام پایین دارند، به احتمال بیشتری در گروه‌های خودی و «اتاق‌های پژواک» (Echo Chambers) باقی می‌مانند، چون این فضاها ابهام را حذف می‌کند و به قطعیت‌ها پاداش می‌دهند (Jedinger, 2024). شنیدن حرف‌ها و صدای خود از زبان دیگران همیشه جذاب است، حتی اگر حاوی اشتباهات، تناقضات و ضعف‌های جدی باشد.

۶. جمع‌بندی

مفهوم «عدم تحمل ابهام» یکی از اولین تلاش‌ها برای پیوند دادن ادراک (نحوه درک اطلاعات) با انگیزش و شخصیت بود. این مفهوم به توضیح این سوال کمک می‌کند که چرا افراد مختلف به موقعیت‌هایی که فاقد اطلاعات واضح است (مانند موقعیت‌های جدید، ریسک‌آمیز، یا بحرانی) پاسخ متفاوت می‌دهند.

تحلیل مبتنی بر روانشناسی سیاسی بدون درنظر گرفتن «تحمل ابهام» ناقص است، زیرا میزانِ پذیرش ابهام در افراد تعیین می‌کند آنان در مواجهه با واقعیت‌های پیچیده‌ی اجتماعی و سیاسی، به سمت گفت‌وگو و فهمِ چندوجهی می‌روند یا به سوی قطعیت، تعصب و اقتدارگرایی. در نتیجه، «عدم تحمل ابهام» امروز نه صرفاً یک ویژگی فردی، بلکه یکی از متغیرهای کلیدی در تبیین پویایی‌های سیاسی و فرهنگی قرن بیست‌ویکم است.

این نکته نیز قابل تامل است که عدم تحمل ابهام گاه واکنشی به شرایط خاص اجتماعی‌ـ‌سیاسی موقت و اضطراب حاصل از آن است و گاه یک ویژگی شخصیتی. باید بین این دو تفاوت قائل شد. می‌توان برای تشخیص عدم تحمل ابهام از شاخص‌های عدم تحمل ابهام برای سنجش میزان قطعی‌گرایی در سخنرانی‌های سیاسی مثلاً فراوانی واژگان مطلق‌گرایانه (“همیشه”، “هیچ‌گاه”، “دشمن”، “خائن”) نیز استفاده کرد.

نیازمند آن هستیم که رسانه‌ها و کنشگران مدنی با افزایش «تحمل شناختیِ تدریجی» (یعنی آموزش تفکر در شرایط وجود ابهام)، به کاهش واکنش‌های قطعی‌گرایانه کمک کنند. هدف، حذف ابهام نیست بلکه آموزش زندگی در درون چنین فضایی است.

____________________________________________________________________________

[1] مفهوم «عدم تحمل ابهام» (Intolerance of Ambiguity) یک مفهوم کلیدی در روانشناسی شخصیت است که توسط الز فرانکل-برونزویک (Else Frenkel-Brunswik) در مقاله او در سال ۱۹۴۹ با عنوان “Intolerance of Ambiguity as an Educational and Perceptual Personality Variable” معرفی شد. این مفهوم نقش مهمی در درک ساختار ذهن و ارتباط آن با نگرش‌های اجتماعی دارد.

____________________________________________________________________________

منابع برگزیده:

●    Carleton, R. N. (2020). Into the unknown: A review and synthesis of contemporary models involving uncertainty and intolerance of uncertainty. Clinical Psychology Review, 76, 101–113.

●    Hirsh, J. B., & Kang, S. K. (2021). Ambiguity intolerance and political ideology: Revisiting the cognitive roots of conservatism. Journal of Personality and Social Psychology, 120(6), 1334–1350.

●    Rosen, N. O., & Ivanova, E. (2022). Ambiguity tolerance and psychological well-being in the era of global uncertainty. Frontiers in Psychology, 13, 865234.

●    Kossowska, M., & Bukowski, M. (2023). Need for cognitive closure and intolerance of ambiguity: Two sides of epistemic rigidity. Personality and Individual Differences, 208, 112226.

●    Buchholz, K. B., & Kruglanski, A. W. (2024). Cognitive closure, uncertainty, and social polarization. Political Psychology, 45(2), 217–236.

Zheng, W., & Li, C. (2025). Cultural differences in intolerance of ambiguity and decision-making under risk. Frontiers in Behavioral Economics, 2, 102113

نقل از کانال تلگرامی «ما آن راه سوم هستیم»

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: زنان زندانی سیاسی اوین: اعتراض به اعدام باید دغدغهٔ همگانی شود
Next: ماریا کورینا ماچادو و دموکراسی قایق‌های توپدار
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved