ایمان ابراهیمی در کنگرهٔ اتحادیهٔ جهانی حفاظت از طبیعت و حیات وحش در امارات
جمعه ۱۸ شهریور ۱۴۰۴
«اگر میخواهیم حفاظت پایدار باشد، مردم باید با طبیعت احساس پیوند کنند.»
همانطور که پیشتر گزارش شد، ایمان ابراهیمی، مؤسس انجمن «آوای بوم»، به عنوان نخستین ایرانی در بخش «تغییرآوران» در نهمین کنگرهٔ جهانی حفاظت از طبیعت که اتحادیهٔ بینالمللی حفاظت از طبیعت و حیات وحش (IUCN) برگزار میکند شرکت خواهد کرد. این کنگره در روزهای ۹ تا ۱۵ اکتبر ۲۰۲۵ (۱۷ تا ۲۳ مهر ۱۴۰۴) در ابوظبی برگزار میشود.
به گزارش «پیام ما»، ایمان ابراهیمی، در سخنرانیاش در کنگرهٔ اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت و حیات وحش (IUCN) بر «لایهٔ انسانی حفاظت» تأکید کرد. به گفتهٔ او، «اقتصاد مهم است، اما اگر مردم هنوز از تخریب طبیعت بیشتر از محافظت از آن سود ببرند، کفایت نمیکند. ما به یک لایهٔ دیگر نیاز داریم؛ یک لایه انسانی، احساسی که حفاظت را شخصی، معنادار، و غیرقابل مذاکره سازد.»
او در بخش دیگری از صحبتهایش گفت: «آیندهای را تصور کنید که در آن مردم هیچ خاطرهای از حیات وحش ندارند. نه پروانهای که روی دست کودکی بنشیند، نه ماهیای که در آب زلال شنا کند، نه لحظهٔ شگفتی که متوجه میشوید پرندگان مهاجر رسیدهاند. هر سال به این واقعیت نزدیکتر میشویم. و سؤال اینجاست: چگونه میتوانیم از این مردم انتظار داشته باشیم که تنوع زیستی را در اولویت قرار دهند، در حالی که هیچ ارتباطی با آن ندارند؟»
ابراهیمی افزود: «شانزده سالم بود که پرندهنگری را شروع کردم. ابتدا فقط کنجکاوی بود، اما بهزودی تبدیل به عشق شد. پرندگان بخشی از خاطرات من، بخشی از هویت من شدند. و سپس متوجه یک واقعیت دردناک شدم: پرندگانی که عاشقشان بودم کمتر و کمتر میشدند. این واقعیت من را تغییر داد. انگیزهٔ من برای حفاظت از طبیعت مالی نبود. درونی و احساسی بود.»
او ادامه داد: «با گذشت زمان، در کنار کار حفاظتیام، بهصورت آکادمیک آموزش روانشناسی دیدم و راه دیگری برای درک چگونگی ارتباط مردم با طبیعت به دست آوردم. و متوجه چیزی ساده، اما قدرتمند شدم: اگر این پیوند من را به عمل واداشت، میتواند دیگران را نیز وادار کند. و اگر میخواهیم حفاظت پایدار باشد، مردم باید با طبیعت احساس پیوند کنند.»
به گفتهٔ ابراهیمی، «امروزه شهرنشینی و سبک زندگی مدرن این پیوند را قطع میکند. نسلهای کاملی بدون تماس واقعی با دنیای زنده رشد میکنند. دهههاست که سعی کردهایم مردم را با استدلالهای اقتصادی متقاعد کنیم. اقتصاد مهم است، اما اگر مردم هنوز از تخریب طبیعت بیشتر از محافظت از آن سود ببرند، کفایت نمیکند. ما به یک لایهٔ دیگر نیاز داریم: یک لایهٔ انسانی، احساسی که حفاظت را شخصی، معنادار، و غیرقابل مذاکره سازد.»
او در ادامهٔ سخنانش گفت: «کار من بر اساس یک ایدهٔ عملی بنا شده است: استفاده از پرندگان بهعنوان کلیدی برای برقراری مجدد ارتباط مردم با طبیعت. پرندگان همهجا هستند. مردم بهلحاظ ذهنی آمادگی دارند که متوجه آنها شوند و در موردشان کنجکاو باشند. مردم از طریق پرندگان میتوانند با طبیعت در ارتباط باقی بمانند و ارتباط را به دلسوزی و عمل تبدیل کنند.»
ابراهیمی دربارهٔ تجربهاش در تالاب ارژن توضیح داد: «در تالاب ارژن، ما بهدنبال راههایی برای بازسازی پیوند مردم با طبیعت از طریق پرندگان بودیم. گامبهگام آنچه را که میتوانست مؤثر باشد بررسی کردیم و یک پاسخ ظاهر شد: انتخاب یک گونهٔ پرچم. با استفاده از ۱۰ معیار، غاز قرمز را انتخاب کردیم.»
او افزود: «از آنجا کار ما احیای خاطرات این پرنده و تبدیل مجدد آن به یک نماد زنده از هویت تالاب بود. به داستانهای ریشسفیدان گوش دادیم. به همراه مردم محلی دیوارهای روستا را با تصاویر پرنده نقاشی کردیم و تجربههای مشترک جدیدی ایجاد کردیم که باعث شد غاز قرمز دوباره در زندگی روزمره احساس زنده بودن کند. امروز غاز قرمز دوباره بخشی از هویت روستا شده است. در طول چهار سالی که تالاب را پایش کردهایم، تعداد آن افزایش یافته و آگاهی مردم بسیار بیشتر از زمانی است که این پرنده در حال محو شدن از حافظهها بود.»
به گفتهٔ ابراهیمی، «رویکرد برقراری مجدد ارتباط مردم با طبیعت از طریق پرندگان چیزی است که برای من جایزهٔ قهرمان جوان تالاب را آورد و همان چیزی است که امروز من را به اینجا، روی صحنهٔ IUCN، آورد. این تقدیرها نشان میدهد که این شیوه فقط محلی یا ملی نیست، میتواند در بسیاری از مکانها جواب دهد. پرندگان میتوانند بخشی از خاطرات و هویت ما شوند، و وقتی چنین شود، مردم آن احساس را به عمل و مشارکت تبدیل میکنند.»
او در پایان گفت: «انتخاب گونهٔ پرچم فقط یکی از راههای ایجاد این ارتباط است. راههای دیگر میتواند شامل بازسازی محلهای لانهسازی، آموزش پرندهنگری، معرفی یک نماد محلی یا رویدادهای مرتبط با مهاجرت پرندگان باشد. من آمادهام تا این تجربه را جهانی کنم، خواه بهعنوان بخشی از یک برنامهٔ بزرگتر یا در هستهٔ اصلی یک برنامهٔ جدید. و آمادهام تا در کنار شما بایستم و روش مناسب را برای مکان فعالیت شما را بیابیم و این الگو را در سطح بینالمللی تطبیق و توسعه دهم.»