تفسیری از آندره جیک۱
ترجمهٔ مینا آگاه – اندیشهٔ نو
یکشنبه ۶ مهر ۱۴۰۴
در اجلاس اخیر اقتصادی شرق در روسیه، یکی از نزدیکترین مشاوران ولادیمیر پوتین سخنی گفت که توجه زیادی را به خود جلب کرد. او گفت که ایالات متحده در حال آمادهسازی برای استفاده از رمزارزها و استیبل کوینها۲ برای بیارزش کردن مخفیانه کل بدهی ۳۷تریلیون دلاریاش است. او میگوید ایالات متحده در حال توطئه چینی برای انتقال آن بدهی به «ابری از رمزارزها» است که سیستم بدهیها را پاک (Reset) خواهد کرد. در اصل، این کار باعث میشود بار این بدهی بر دوش بقیه جهان بیفتد.
شاید این به نظر یک تئوری توطئهٔ دیوانهوار برسد، اما پیش از این نیز روایتی از این داستان توسط مایکل سِیلور۳، مدیرعامل میلیاردر شرکت «مایکرواستراتژی»۴، بیان شده بود. او در واقع به پرزیدنت ترامپ توصیه کرده بود که: «تمام طلای ایالات متحده را بفروشید و بیتکوین بخرید». اگر تمام طلای ایالات متحده را بفروشید و بیتکوین بخرید، در آن صورت معامله اساساً رایگان محسوب میشود، چون با هزینۀ معادل آن طلا میتوانید ۵میلیون بیتکوین بخرید. شما باعث میشوید کل طلا (بهعنوان دارایی) ویژگی پولیاش را از دست بدهد و دشمنان ما که طلا در بانکهایشان نگه میدارند داراییشان به صفر تبدیل شود. داراییهای ما به صد تریلیون خواهد رسید و ما شبکهٔ سرمایهٔ ذخیرهٔ جهانی و همچنین شبکهٔ ارز ذخیرهٔ جهانی را همچنان کنترل خواهیم کرد.
اما سؤال ۳۷تریلیون دلاری این است که این سناریو چقدر واقعبینانه است؟ و آیا این طرح واقعاً جواب میدهد؟ زیرا به نظر من پاسخ این است که نهتنها جواب خواهد داد، بلکه اجتنابناپذیر است و فکر میکنم اتفاق خواهد افتاد. نه دقیقاً به آن شکل، اما این چیزی است که قصد دارم در ویدئوی امروز به توضیح آن کمک کنم. میخواهم به شما نشان دهم که مشاور پوتین دقیقاً چه گفت و چگونه ایالات متحده قصد دارد ارزش بدهی ۳۷تریلیون دلاری خود را با استفاده از استیبل کوینها و بیتکوین پایین بیاورد.
اولین سؤال این است که فردی که این حرفها را زده کیست؟
نام او آنتون کوبیاکوف۵ است. او مشاور ارشد رئیسجمهور روسیه، ولادیمیر پوتین، است و بیش از یک دهه است که در این سمت فعالیت دارد. او اساساً در انتقال پیامهای روسیه در رویدادهای بزرگی مانند اجلاس اقتصادی شرق کمک میکند. او در سخنرانیاش گفت که ایالات متحده سعی در بازنویسی قواعد بازارهای طلا و رمزارزها را دارد و هدف نهایی ایالات متحده سوق دادن کل جهان به چیزی است که او «ابری از رمزارزها»۶ مینامد. او میگوید زمانی که جهان در آن شرایط قرار گرفت، ایالات متحده بدهی ملی عظیم ۳۷تریلیون دلاریاش را به داراییهایی مانند استیبل کوینها منتقل خواهد کرد و سپس آن را بیارزش خواهد کرد، که در اصل باعث پاک شدن صورت مسئله خواهد بود.
سؤال دوم این است که بیارزش کردن بدهی عملاً به چه معناست و چگونه کار میکند؟
تصور کنید که کل جهان فقط به اندازه این اسکناس ۱۰۰ دلاری ارزش دارد. فرض کنید من تمام آن را قرض میگیرم، درست است؟ هر دلار آن. و حالا من بدهکارم و باید آن را پس بدهم. مشکل اینجاست که پس دادن ملموس بدهیام به این معنی است که من باید همان صد دلار را پس بدهم، درست است؟ اما خوشبختانه من یک قدرت فوقالعاده ویژه دارم، زیرا کنترل ارز ذخیرهٔ جهانی را در دست دارم. بنابراین، بهجای بازپرداخت با همان اسکناس ۱۰۰ دلاری که قرض گرفته بودم، میتوانم یک اسکناس ۱۰۰ دلاری دیگر از هیچ خلق کنم. خب، حالا دنیا دیگر فقط ۱۰۰ دلار در گردش ندارد. اکنون ۲۰۰ دلار دارد که سعی میکند همان چیزها را در جهان بخرد، زیرا ما چیز بیشتری تولید نکردهایم. پس چه اتفاقی میافتد؟ قیمت تمام آن چیزها بالا میرود، درست است؟ چیزهایی مانند املاک، سهام، طلا، بهویژه چیزهایی که همه میخواهند، همه گران میشود. خریدهای روزانهای که قبلاً یک دلار برایش پرداخت میکردید حالا دو دلار هزینه دارد. همهچیز گرانتر میشود، زیرا دوباره عرضهٔ پول دو برابر شده، اما عرضهٔ کالاها ثابت مانده است. این تورم است. حالا، وقتی من میروم تا ۱۰۰ دلار شما را پس بدهم، به نظر میرسد که من بهطور کامل بدهیام را تسویه کردهام. اما در واقعیت، من تقلب کردهام، زیرا الآن اسکناس ۱۰۰ دلاری شما نمیتواند همان مقدار کالا برایتان بخرد، زیرا من از ارزش پول کاستهام. بنابراین، این پول اکنون فقط نصف قبلی برایتان کالا میخرد. پس من بدهیام را بیارزش کردم.
حالا، چیزی که بیشتر مردم متوجه آن نیستند این است که این دقیقاً قدیمیترین حقه است. و از بسیاری جهات، این روشی است که ایالات متحده تمام این مدت داشته برای بدهیهایش بکار میگرفته. بیارزش کردن به معنای قصور در پرداخت نیست. به معنای پس ندادن نیست. به معنای کاهش ارزش واقعی آن بدهی از طریق تورم یا دستکاری ارز است. و این بارها و بارها در طول تاریخ تکرار شده است: پس از جنگ جهانی دوم، در طول دوره تورمی دهه ۱۹۷۰، و حتی به تازگی پس از همهگیری کرونا، زمانی که ما مقادیر عظیمی پول جدید خلق کردیم و سپس قیمت همه چیز بالا رفت. بنابراین وقتی مشاور روس میگوید که ایالات متحده ممکن است از رمزارزها برای بیارزش کردن بدهی خود استفاده کند، او چیز جدیدی به ما نمیگوید، درست است؟ او دارد چیزی را توصیف میکند که ایالات متحده مدتی بسیار طولانی است که انجام میدهد.
اگر شما همان حقهای که توضیح دادم را به بقیه جهان گسترش دهید، زمانی که آن دلارها متورم میشوند، زیان بین هر کسی که آن توکنها را در اختیار دارد تقسیم میشود. این کاری است که استیبل کوینها به شما امکان انجامش را میدهند. و فقط برای شفافیت بگویم، این به معنای تبدیل تحتاللفظی ۳۷ تریلیون به استیبل کوینها نیست. بلکه به معنای استفاده از استیبل کوینهای متصل به دلار۷ که توسط خزانه داری پشتیبانی میشوند، برای گسترش بدهیها در سطح جهانی است.
«اما حالا، به بحثبرانگیزتر (یا به جرئت میتوان گفت) مهمترین چیزی که تا به حال در مورد اقتصاد خواهید فهمید، میپردازیم. همیشه این را به خاطر بسپارید: اقتصاد در حالت طبیعی تورمزدا۸ است. خب، این به چه معناست؟ خب، به این معنی که اگر مقدار پول در کل جهان ثابت میماند، مثلاً فرض کنید فقط این اسکناس ۱۰۰ دلاری برای همیشه در کل جهان وجود داشت، و همیشه همان مقدار بود. با گذشت زمان، همانطور که فناوری کارآمدتر میشد، همانطور که ما در تولید چیزها بهتر و بهتر میشدیم، قیمت همه چیز به طور طبیعی کاهش مییافت چیزها ارزانتر میشدند، زیرا بهرهوری افزایش یافته بود. این وقتی است که عرضه پول ثابت بماند. این نظم طبیعی جهان است. چیزها با گذشت زمان ارزانتر میشوند. و اینطور باید باشد. اما اگر به آن فکر کنید، جهانی که در آن زندگی میکنیم، به دلایلی، اینگونه عمل نمیکند. و این به این دلیل است که دولتها میتوانند پول بیشتری تولید کنند. و وقتی این کار را میکنند، آنگاه میشنوید که «وای، طلا، املاک، سهام، بیتکوین، به بالاترین حد تاریخی رسیده است.» اما واقعیت این است که واقعاً اینطور نیست که آن داراییها در حال افزایش قیمت باشند. آنچه واقعاً اتفاق میافتد این است که ارزش دلار در حال کاهش است، زیرا ما داریم بیشترش را تولید میکنیم. بنابراین، اکنون برای خرید همان چیز به تعداد بیشتری از آنها نیاز است. و زمانی که پول جدید به سیستم تزریق میشود، تمام آن نقدینگی۹ اضافی، همانطور که نامیده میشود، باید یک جایی پیدا کند. باید جایی برود تا بیارزش نشود. بنابراین، به چیزهایی مانند املاک، سهام، طلا، بیتکوین تبدیل میشود، که دلیل دیگری است که در بلندمدت، به نظر میرسد آن داراییها برای همیشه بالا میروند. در واقعیت، آنها فقط در حال حفظ قدرت خرید خود هستند در حالی که پولی که زیربنای همه آن است، ضعیفتر و ضعیفتر میشود.
حالا سؤال این است: چه میشود اگر شما بتوانید این دامنهٔ اثر این ابرقدرت را گسترش دهید؟ شما میتوانید همان حقه را فراتر از مرزهای ایالات متحده گسترش دهید. اینجاست که استیبل کوینها وارد میشوند. خب، اما صبر کنید. اگر ایالات متحده همین حالا هم میتواند با تورم معمولی بدهی خود را بیارزش کند، چه فرقی میکند اگر بتواند همین کار را با استیبل کوینها انجام دهد؟ پاسخ به توزیع و کنترل برمیگردد. میبینید، وقتی ایالات متحده دلار را متورم میکند، اقتصاد فوراً شروع به احساس درد میکند. ما همه قیمتهای بالاتر خواربار را میبینیم، قیمتهای بالاتر مسکن، هزینههای انرژی در حال افزایش، نرخهای بهره بالقوه بالاتر برای آرام کردن آن. چرا؟ چون وقتی گزارشهای شاخص قیمت مصرفکننده۱۰ بالا میروند، مردم ناراحت میشوند. اما استیبل کوینها آن معادله را تغییر میدهند زیرا استیبل کوینها ذخایر خود را در اوراق خزانه داری کوتاهمدت ایالات متحده سرمایهگذاری میکنند
پس، در عمل ممکن است با گستردهتر شدن پذیرش (استیبل کوینهای متکی به دلار)، تقاضا برای خود دلار و نیز اوراق قرضه دولت آمریکا افزایش یابد. این اتفاق، کل ماجرا را به یک چرخهای تبدیل میکند که خودش را تقویت میکند. هر بار که کسی در سراسر جهان از یواسدیتی (USDT)۱۱ یا یواسدیسی (USDC)۱۲ استفاده میکند، اساساً درحال نگهداری یک آیاویو۱۳ دیجیتال است که توسط اوراق خزانه داری ایالات متحده پشتیبانی میشود. این بدان معناست که آنها به طور غیرمستقیم به تأمین مالی بدهی آمریکا کمک میکنند بدون اینکه واقعاً اوراق خزانه داری ایالات متحده را بخرند. بنابراین اگر ایالات متحده بدهی خود را از طریق تورم بیارزش کند، بار آن فقط به دوش شهروندان آمریکایی نمیافتد، بلکه از طریق سیستم استیبل کوین به سراسر جهان صادر میشود. بنابراین تورم سپس به نوعی یک مالیات مشترک میشود که دارندگان استیبل کوین در همه جا مجبور به پرداخت آن هستند زیرا دلارهای دیجیتال آنها نیز همزمان قدرت خرید خود را از دست میدهند.
این از نظر فنی در مورد سیستم امروز نیز صادق است، زیرا دلارها در سراسر جهان وجود دارند. اما استیل کوینهای متکی به دلار تبدیل به بازاری بسیار بزرگتر میشود که روی گوشیهای هوشمند مردم نیز وجود خواهد داشت. و این بخش دیگر از پازل است: استیبل کوینها میتوانند بیطرف به نظر برسند زیرا میتوانند توسط شرکتهای خصوصی ایجاد شوند، نه فقط توسط دولت. معنای آن این است که آنها بار سیاسی مشابهی که با فدرال رزرو یا خزانه داری مرتبط است را حمل نمیکنند. و تحت قانون «Genius Act»۱۴ ذکر شده، تنها منتشرکنندگان تأیید شده مانند بانکها، شرکتهای سپردهگذاری یا بنگاههای غیربانکی میتوانند اجازهنامه ویژه بگیرند. آنها میتوانند ارزهای دیجیتال با قیمت ثابتِ تحت نظارت که پشتوانه آنها دلار است را در ایالات متحده منتشر کنند. بنابراین اگر اپل یا متا بخواهند، میتوانند ارز خود را مانند «متاکوین» ایجاد کنند. تمام کاری که برای دریافت اجازهنامه باید انجام دهند این است که کمی به رئیسجمهور چاپلوسی کنند، درست است؟ «چقدر فکر میکنید در چند سال آینده خرج خواهید کرد؟ فکر میکنم احتمالاً چیزی حدود، نمیدانم، حداقل ۶۰۰ میلیارد دلار باشد. بیش از اینها است. این طرح، در عمل، سطحی از کنترل معادل با «ارز دیجیتال بانک مرکزی» ایجاد میکند، بدون آنکه رسماً به این نام شناخته شود. به همین دلیل است که استیبل کوینها نقش بسیار بزرگی در بیارزش کردن بدهی ما ایفا خواهند کرد.
حالا، این دلیلی است که بقیه جهان هیچ تمایلی به مشارکت در هیچ کدام از اینها ندارند. و ما میدانیم که تمایل ندارند زیرا میبینیم جهان چقدر طلا خریداری کرده است. این چیزی است که همین حالا دارد برای طلا اتفاق میافتد. کشورها میگویند: «ما استیبل کوینهای شما را نمیخواهیم. به ما طلا بدهید.» زیرا طلا استاندارد مورد توافق برای هزاران سال بوده است. چرا آنها هیچ تمایلی به مشارکت در این طرح ندارند؟ به این دلیل که حتی اگر فرض بر این باشد که استیبل کوینها باید یک به یک توسط داراییهای واقعی ایالات متحده مانند دلار یا اوراق خزانه داری پشتیبانی شوند، در تئوری، هر استیبل کوین در گردش باید معادل یک دلار واقعی یا اوراق قرضه پشتش وجود داشته باشد. مشکل اینجاست که هیچ راهی برای یک فرد یا یک دولت خارجی وجود ندارد که آن ادعا را با قطعیت ۱۰۰٪ حسابرسی کند. شرکتهایی مانند تتر۱۵ و سیرکل۱۶ گزارشهایی منتشر میکنند، اما شما باید به منتشرکننده و حسابرس اعتماد کنید، و آنها همگی عمدتاً مستقر در ایالات متحده هستند. و وقتی صحبت از اعتماد میشود، بخصوص وقتی صحبت از تریلیونها دلار میشود، این درخواست بزرگی از کشورها است.
حتی اگر یک روز فناوری بلاکچین این امکان را فراهم کند که آن ذخایر را به طور کامل و در زمان واقعی حسابرسی کنید، این هنوز مشکل بزرگتر را حل نمیکند. چرا که ایالات متحده همیشه میتواند قواعد را تغییر دهد. به یاد داشته باشید، دولت آمریکا در ابتدا تضمین کرده بود که دارندگان دلار همیشه میتوانند آن را به طلا تبدیل کنند. اما در سال ۱۹۷۱، ریچارد نیکسون به یکباره این تعهد را ملغی کرد. آن پیوند تاریخی گسسته شد. از نگاه جهانیان، این اقدام در واقع یک «تغییر بنیادین در قواعد بازی» بود، و وعدهٔ بازخرید قطعی در نهایت به یک «شوخی» تبدیل شد. هیچ مانع فنی وجود ندارد که ایالات متحده نتواند دقیقاً همین کار را اما این بار با استیبل کوینها انجام دهد. به همین دلیل است که عدم اعتماد زیادی در جهان درباره حرکت به این سیستم دیجیتال جدید وجود دارد.
پس سؤال بعدی این است: آیا ایالات متحده واقعاً این کار را خواهد کرد؟ من شخصا فکر میکنم این امکانپذیرتر است، شاید حتی اجتنابناپذیر باشد، که ایالات متحده همین حالا نیز در حال آزمایش این ایده است، فقط نه به شکلی که میشنویم. برای مثال، مایکل سیلور، او کاملاً در انظار عمومی و علنی فعالیت میکند. او به دونالد ترامپ و خانوادهاش توصیه کرد که آمریکا باید یک ذخیره راهبردی بیتکوین۱۷ داشته باشد. طرح او این بود که اگر ایالات متحده تمام طلای خود را بفروشد و بیتکوین بخرد، قیمت طلا را درهم میکوبد. این به کشورهای رقیب مانند چین و روسیه آسیب میزند. و در عین حال، قیمت بیتکوین را به شدت بالا میبرد و ترازنامه آمریکا را بازسرمایهگذاری۱۸ میکند. اما در پایان، این چیزی نبود که اتفاق افتاد. در عوض، در دوران ریاست جمهوری ترامپ، ایده این «ذخیره بیتکوین ایالات متحده»، فقط در حد یک ایده باقی ماند، و هرگز به طور کامل به واقعیت تبدیل نشد. ایالات متحده گفت که هرگز از دلارهای مالیاتدهندگان برای خرید بیتکوین استفاده نخواهد کرد، و حداقل آنطور که میدانیم، واقعاً هم هیچ خریدی انجام نداده است،. بنابراین، من فکر نمیکنم اینطور که مایکل سیلور توصیه میکرد اتفاق بیفتد.
اما در اینجا نکتۀ پنهان و شخصی قضیه مطرح میشود، زیرا در حالی که دولت ممکن است آشکارا بیتکوین نخرد، یک در پشتی وجود دارد. راه دیگری وجود دارد که میتواند در پشت صحنه اتفاق بیفتد. بنابراین، به شرکت مایکرواستراتژی فکر کنید – به سهام این شرکت. این شرکت عملاً نقش یک واسطهٔ عمومی را برای سرمایهگذاری در بیتکوین زیر نظر مایکل سیلور ایفا میکند و خریدهای بیوقفهٔ بیتکوین را ادامه میدهد. آنها اکنون صاحب صدها هزار بیتکوین هستند. اگر دولت ایالات متحده بجای این که مستقیماً بیتکوین بخرد و خطر ایجاد وحشت جهانی را بپذیرد، راه ساده تر را انتخاب کند و فقط اجازه دهد یک شرکت اول این کار را انجام دهد، چه میشود؟ به این ترتیب به نظر نمیرسد که این عملیات یک عملیات بانک مرکزی باشد و هیچ کس واقعاً توجهی نمیکند. و سپس بعدا اگر بیتکوین واقعاً به یک دارایی راهبردی تبدیل شود، دولت ایالات متحده میتواند دخالت کند و یک سهم جزئی در شرکت مایکرواستراتژی به دست آورد، همانطور که ۱۰٪ مالکیت شرکتهایی مانند اینتل را به دست آورد. و این پیشینه از قبل وجود داشته. منظورم این است، به آن فکر کنید. چرا ایالات متحده آشکارا خطر سقوط بازار طلا با یک خرید تریلیون دلاری بیتکوین یا تحمیل یک ارز دیجیتال دولتی به جامعه را بپذیرد؟ چرا باید طلای خود را بفروشد اگر هنوز داشته باشد؟ بسیار آسانتر و هوشمندانهتر است که فقط اجازه دهد شرکتهای خصوصی اول کار سخت را انجام دهند. اجازه دهید آنها تجربه کنند و سپس دولت ایالات متحده میتواند وارد شود. و ایالات متحده همواره به این روش عمل کرده که فناوریهای از پیش موفق و کاربردی را میپذیرد. نوآوری در ابتدا در بخش خصوصی متولد میشود و هنگامی که اهمیت آن به حد غیر قابل چشمپوشی میرسد، در سطح ملی جذب و ادغام میگردد. این روند بسیار نامحسوس، تدریجی و تا حدودی میتوان وجود آن را تا زمان رسمی شدن انکار کرد.
اما نکتهای که سعی دارم بگویم این است که این اتفاق میتواند از راههای زیادی بیفتد و احتمالاً خواهد افتاد. بنابراین، بله، حدس مشاور روس کاملاً صحیح است: این اقدام، راهحلی است که آمریکا در صورت جدیت برای پرداخت بدهی ملیاش، به احتمال زیاد در پیش خواهد گرفت.
یادداشتها:
1. Andrei Jikh, Russia Says U.S. Planning $37 Trillion Crypto Reset
2. اِستِیبل کوین یا سکهٔ پایدار (Stablecoin) نوعی ارز دیجیتال است که بر پایهٔ یک دارایی ارزشگذاری میشود. این دارایی میتواند پول فیات، طلا، کالاهایی مانند فلزات گرانبها، یا ارزهای دیجیتال دیگری باشد.
3. Michael Sailor
4. میکرو استراتژی MicroStrategy یک شرکت نرمافزاری سنتی است که در سال ۱۹۸۹ تأسیس شد و دفتر مرکزی آن در ایالات متحده قرار دارد، اما امروزه بیشتر بهعنوان پدیدهای منحصربهفرد در دنیای ارزهای دیجیتال شناخته میشود.
5. Anton Kobyakov
6. crypto cloud
7. Dollar-Pegged
8. Deflationary
9. Liquidity
10. CPI
11. مخفف USD Tether است که یک استیبل کوین (Stablecoin) بسیار معروف در بازار رمزارزهاست.
12. مخفف USD Coin است و مانند USDT یک استیبل کوین (ارز دیجیتال با قیمت ثابت) معروف دیگر است که ارزش آن به دلار آمریکا متصل است.
13. یک IOU در واقع رسید غیررسمی و سادهای است که نشاندهندهٔ بدهی است. این رسید ثابت میکند که شخص «الف» مبلغ معینی پول (یا یک کالا) به شخص «ب» بدهکار است.
14. قانون راهنمایی و ایجاد نوآوری ملی برای استیبلکوینهای ایالات متحده (موسوم به GENIUS Act) قانون فدرال در ایالات متحده است که با هدف ایجاد یک چارچوب نظارتی جامع برای استیبلکوینها تدوین شده است.
15. Tether
16. Circle
17. Bitcoin Strategic Reserve
18. Recapitalize