جمعه ۴ شهریور ۱۴۰۴
🔻شرحی بر سیاستهای اخیر وزارت علوم و مدیریت دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی
🔻 در هفتههای اخیر وزارت علوم و مدیریت دانشگاه مجموعهای از تصمیمات اقتصادی را به اجرا گذاشتهاند که نه تنها حیات روزمرهی دانشجویان را به چالش کشیده، بلکه بنیان عدالت آموزشی را نیز متزلزل ساخته است. این تصمیمات، از افزایش ۴۷ درصدی نرخ غذای دانشجویی و ۴۰ درصدی قیمت خوابگاه گرفته تا دو تا پنج برابر شدن نرخ غذای دانشجویی برای دانشجویان سنواتی (در حالی که سنوات مجاز هم طی سالهای متمادی و به شکل پلکانی کاهش یافته است) به شکل همزمان و فشرده اعمال شدهاند. حذف بخش قابل توجهی از ظرفیت خوابگاهها، همزمان با افزایش تعداد ورودیهای دانشگاه، منجر به محرومیت دانشجویان شبانه از اسکان و بلاتکلیفی دانشجویان روزانهی سنواتی گشته است. در برخی موارد، مدیریت دانشگاه اسکان اضطراری در زیرزمینها و حتی «کفخوابی» را به عنوان راهحل معرفی کرده است. در کنار این موارد، با کاهش گستردهی سرویسهای حملونقل دانشگاه و حتی زمزمهی وقیحانهی پولیسازی آن مواجهیم. گسترهی این قواعد جدید به حوزهی آموزش هم رسیده و درخواست تمدید سنوات دانشجویان با رد گسترده مواجه شده است. این سیاستها نه اصلاحات بودجهای معمول، بلکه مصداقی از «شوکدرمانی اقتصادی» و نشانهای آشکار از کالاییسازی آموزش عالی هستند.
🔻 «شوکدرمانی» اصطلاحی در اقتصاد سیاسی است که به مجموعه اقداماتی گفته میشود که با افزایش ناگهانی قیمتها یا حذف همزمان یارانهها، شرایطی دفعی و پیشبینیناپذیر ایجاد میکند. هدف از این روش، اعمال تغییرات بزرگ در زمانی کوتاه است تا جامعهی هدف فرصت سازگاری یا سازماندهی واکنش نداشته باشد. ویژگی اصلی این سیاست نه صرفاً میزان افزایش، بلکه همزمانی و سرعت اجرا است؛ یعنی فشار اقتصادی به گونهای وارد میشود که امکان مقاومت یا مذاکره به حداقل برسد. در چنین شرایطی حتی اگر هر یک از افزایشها به تنهایی قابل توجیه باشد، ترکیب و زمانبندی آنها آثار انباشته و بحرانزا ایجاد میکند. هدف آشکار یا پنهان چنین سیاستی آن است که دانشجویان در فاصلهی کوتاهی با وضعیتی روبهرو شوند که نه امکان سازگاری دارند و نه زمان کافی برای سازماندهی اعتراض. نهایتا به دلیل بلاتکلیفی حاصل از شوک، اعتراضات بنیادین علیه این سیاست به مطالبات محدود و حتی موردی و فردی تقلیل مییابد و کلیت امر ماندگار میشود.
🔻چنین سیاستی پیامدهای چندلایه دارد. نخست، نابرابری اقتصادی در دسترسی به آموزش عالی تشدید میشود؛ دانشجویان کمبرخوردار بیش از همه از خوابگاههای ارزان و غذای یارانهای بهرهمند میشوند و افزایش شدید قیمتها عملاً آنان را به سمت ترک تحصیل یا اشتغال زودهنگام سوق میدهد. دوم، کیفیت تجربهی آموزشی کاهش مییابد؛ دانشجویی که ناچار است برای تأمین هزینههای پایه به کارهای پارهوقت روی آورد، فرصت کمتری برای مطالعه و پژوهش خواهد داشت. سوم، این فشارها به ابزار غیرمستقیم کنترل زمانی و رفتاری تبدیل میشود: افزایش شدید هزینههای سنوات دانشجویان را وادار به فارغالتحصیلی سریع میکند و امکان پیگیری علایق علمی یا مشارکت در فعالیتهای دانشگاهی را محدود میسازد. در بلندمدت، تداوم این روند دانشگاه را از نقش تاریخی خود به عنوان نهاد دموکراتیک و مولد آگاهی دور میکند. دانشگاهی که به میدان مبادلهی پول و خدمت فروکاسته شود، دیگر نمیتواند پایگاهی برای نقد قدرت، تولید دانش مستقل یا پرورش شهروندان آگاه باشد.
🔻دانشگاه اگر سکوت کند، از خانهی اندیشه به بازار فروش گواهینامههای آموزشی سقوط خواهد کرد. مقاومت در برابر این روند تنها دفاع از معیشت دانشجویی نیست؛ دفاع از ایدهی دانشگاه به مثابه نهاد عمومی و دموکراتیک است؛ ایدهای که بدون آن، علم و جامعه هر دو به کالایی در ویترین بازار بدل خواهند شد.