Skip to content
ژانویه 12, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • نقش قهرمانان به‌عنوان معماران اخلاقی جامعه ‏
  • اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک
  • ویژه اندیشهٔ نو

نقش قهرمانان به‌عنوان معماران اخلاقی جامعه ‏

کمانگیر کاری از آرتور دوپین، مجسمه‌ساز (۱۸۹۵-۱۹۶۱)‏

الف. هوش‌یار – اندیشهٔ نو

چهارشنبه ۲ مهر ۱۴۰۴

چکیده‏
قهرمانان، افراد اسوه‌ای که روش زندگی‌شان سرمشق دیگران می‌شود، و شخصیت‌های اسطوره‌ای و تاریخی نقش بنیادینی ‏در تدوین و نشر کُدهای اخلاقی جامعه ایفا می‌کنند. با استفاده از چارچوب‌های نظری جامعه‌شناسی کلاسیک (دورکیم، ‏وبر) و روان‌شناسی اجتماعی (بندورا، هایت) می‌توان گفت که این شخصیت‌ها از دو مجرای اصلی بر اخلاق جمعی اثر ‏می‌گذارند. آنها هم به‌عنوان نمادهای عینی «وجدان جمعی» و عامل همبستگی اجتماعی و هم به‌عنوان «الگو» (رُل مدل) این ‏نقش را ایفا می‌کنند که اثری جدّی در فرایند درونی‌سازی ارزش‌ها از طریق یادگیری مشاهده‌ای و شکل‌دهی به شهود اخلاقی ‏دارند. در پایان، با نگاهی انتقادی، به پیامدهای ایدئولوژیک و نقش قدرت در گزینش و روایت‌پردازی از این چهره‌ها اشاره ‏می‌شود.‏

مقدمه
این ایده که «زندگی قهرمانان متن اخلاقی جامعه را می‌نویسد» ایده‌ای شهودی و در عین حال عمیقاً ریشه‌دار در ‏تحلیل‌های اجتماعی است. قهرمانان ملی و مصلحان اجتماعی، که گاهی تا حد قدیسان ارج و قرب یافته‌اند، تنها افراد برجستهٔ ‏تاریخ نیستند، بلکه تجسم زنده و نمادین ارزش‌هایی‌اند که جامعه به آنها پایبند است. این مقاله با استناد به نظریه‌های ‏بنیادین به تبیین علمی این پدیده می‌پردازد.‏

‏۱. تحلیل جامعه‌شناختی: از وجدان جمعی تا اقتدار کاریزماتیک

‏۱. ۱. امیل دورکیم: قدیسان به مثابه تجلی وجدان جمعی‏
از منظر دورکیم، بنیان‌گذار جامعه‌شناسی، اخلاق پدیده‌ای کاملاً اجتماعی است که در قالب «وجدان جمعی» ‏‏(‏Conscience Collective‏) تبلور می‌یابد. وجدان جمعی مجموعهٔ باورها و احساسات مشترکی است که نظام اخلاقی ‏جامعه را تشکیل می‌دهد. دورکیم در تحلیل دین می‌گوید که جامعه ارزش‌های بنیادینش را «قدسی» ‏می‌سازد. شخصیت‌های قدسی نمادهای این نظام قدسی‌شده‌اند. او می‌گوید:‏
‏«جامعه برای حفظ احساس خود و حفظ آن در برابر اعضایش خودش را در برخی اشیاء یا اشخاص، که به همین دلیل مقدس ‏شمرده می‌شوند، تجسم می‌بخشد… این نمادهای قدسی در واقع جامعهٔ تجسم‌یافته‌اند.» (دورکیم، ۱۹۱۲، صفحه ۲۴۷)‏

به عبارت دیگر، زندگی قدیس یا قهرمان داستانی ملموس و الهام‌بخش از وفاداری و فداکاری یا شجاعت ارائه می‌دهد که ‏در غیر این صورت مفهومی انتزاعی باقی می‌ماند. قدیسان و قهرمانان به کُدهای اخلاقی شخصیت می‌بخشند (‏Personify‏).‏

‏۱. ۲. ماکس وبر: اقتدار کاریزماتیک‏
نظریهٔ وبر در مورد «اقتدار کاریزماتیک» مستقیماً به نقش تحول‌آفرین شخصیت‌های استثنایی می‌پردازد. وبر اقتدار ‏کاریزماتیک را در تقابل با اقتدار سنتی و قانونی-عقلانی قرار می‌دهد. این نوع اقتدار مبتنی بر«تعلق استثنایی به قداست یا ‏قهرمانی یا شخصیت نمونهٔ یک فرد و نظم‌های آشکار یا ایجادشده توسط او» است. (وبر، ۱۹۲۲) او می‌گوید:‏
‏«اصالتاً کاریزما کیفیتی در شخصیت فردی تلقی می‌شود که به‌دلیل آن او از افراد عادی متمایز و با او با ‏کیفیت‌های فوق‌طبیعی، فوق‌انسانی، یا حداقل به‌طور خاص استثنایی برخورد می‌شود.» (وبر، ۱۹۲۲، صفحه ۲۴۱)‏

این رهبران کاریزماتیک با زیر پا گذاشتن سنت‌های موجود سیستم اخلاقی جدیدی را «تدوین و نشر» می‌دهند. پس از ‏مرگ آنان، فرایند «عادی‌سازی کاریزما» (‏Routinization of Charisma‏) رخ می‌دهد و ارزش‌های نوپدید آنان به ‏سنت یا قانون جدید تبدیل می‌شود و اساس اخلاقی جامعه را برای نسل‌های متمادی شکل می‌دهد.‏

‏۲. تحلیل روان‌شناسی اجتماعی: مکانیسم‌های درونی‌سازی ارزش‌ها

‏۲. ۱. آلبرت بندورا: یادگیری مشاهده‌ای و الگوسازی
نظریهٔ یادگیری اجتماعی بندورا توضیح علمی محکمی برای چگونگی تأثیرپذیری افراد از الگوها ارائه می‌دهد. برخلاف ‏نظریه‌های کلاسیک، بندورا نشان داد که افراد می‌توانند فقط از طریق مشاهدهٔ رفتار دیگران (الگو) و پیامدهای آن یاد ‏بگیرند. او می‌گوید:‏
‏«یادگیری می‌تواند از طریق مشاهدهٔ رفتار دیگران و نتایج آن حاصل شود… عملکردهای الگوسازی می‌تواند به‌صورت ‏نمادین از طریق رسانه‌های کلامی یا تصویری منتقل شود.» (بندورا، ۱۹۷۷، صفحه ۲۲)‏

قهرمانان الگوهای بسیار قدرتمندی‌اند. هنگامی که جامعه داستان همراه با احترام و سرشار از حس جاودانگی یک قهرمان ‏را به‌خاطر رفتار فضیلت‌مندانه‌اش بازگو می‌کند، ناظران را به تقلید از آن رفتار ترغیب می‌کند. این فرایند دقیقاً همان «نشر ‏کُدهای اخلاقی از طریق زندگی» است.‏

‏۲. ۲. جاناتان هایت: شهود اخلاقی و قدرت داستان‌ها
هایت در نظریهٔ‌ «شهود اخلاقی» می‌گوید که قضاوت‌های اخلاقی ما پیش از هر چیز سریع و شهودی و عاطفی‌اند و ‏استدلال عقلانی بعداً برای توجیه آن شهود انجام می‌شود. داستان‌های قهرمانان و قدیسان بر این پایه‌های ‏عاطفی-شهودی اثر مستقیم می‌گذارند. او می‌گوید:‏
‏«مغز اخلاقی بیشتر شبیه به واعظ است تا حسابدار. ما در درجهٔ اول بر اساس احساسات سریع و خودکار عمل می‌کنیم ‏و تازه بعداً به‌دنبال دلایلی می‌گردیم که از موضع عاطفی‌مان دفاع کنند.» (هایت، ۲۰۱۲، صفحه ۵۸)‏
روایت الهام‌بخش از فداکاری حس احترام و تحسین را برمی‌انگیزد، در حالی که داستان یک خائن حس انزجار ایجاد ‏می‌کند. این داستان‌ها بانک داده‌ای از نمونه‌های عینی برای سیستم شهودی ما فراهم می‌کنند تا در مواجهه با موقعیت‌های ‏مشابه به آن استناد و قضاوت کند.‏

نتیجه‌گیری
همان‌طور که مشاهده می‌شود، نظریه‌های جامعه‌شناسی و روان‌شناسی اجتماعی به‌خوبی از این ایده حمایت می‌کنند که ‏قهرمانان معماران اخلاق اجتماعی‌اند. آنها از یک سو به‌عنوان نمادهای عینی وجدان جمعی همبستگی اجتماعی را تقویت ‏می‌کنند و از سوی دیگر، از طریق مکانیسم‌های روان‌شناختی مانند الگوسازی، درونی‌سازی ارزش‌ها را ممکن می‌سازند. به ‏همین دلیل است که جامعه قهرمانانش را در دامن خود پرورش می‌دهد و از این اُسوه‌ها و الگوها کُدهای اخلاقی مورد نیازش ‏را می‌آفریند. ‏

در گفت‌وگو بین آندره‌آ و گالیله در کتاب «زندگی گالیله»، اثر نمایشنامه‌نویس شهیر برتولت برشت، می‌خوانیم: «آندره‌آ: بدبخت ‏ملتی که قهرمان ندارد. گالیله: نه، بدبخت ملتی که نیاز به قهرمان دارد.» اما این نقل‌قول پُرتکرار باعث نمی‌شود جامعه از ‏گالیله و نیز خود برتولت برشت قهرمان نسازد.‏

با این حال، باید به این نکتهٔ انتقادی توجه داشت که این فرایند خنثی و بی‌طرف نیست. قدرت سیاسی و ایدئولوژیک نقش ‏تعیین‌کننده‌ای در این دارد که کدام چهره‌ها به‌عنوان قهرمان انتخاب شوند و کدام روایت از زندگی آنان برجسته گردد. گاه ‏اسطوره‌سازی‌های قدیس‌گونه از شخصیت‌ها می‌تواند منجر به تحریف تاریخ، حذف صفات انسانی ارزشمند و قابل تقلید، و ‏توجیه رفتارهای غیردموکراتیک آنان شود. بنابراین، در کنار تقدیس نقش سازندهٔ این شخصیت‌ها، باید به پرسش «چه کسی و ‏چرا این قهرمان را می‌سازد؟» نیز پرداخت. مطالعهٔ نقش قهرمانان در اخلاق در نهایت مطالعهٔ دیالکتیک بین شخصیت و ‏جامعه‌ای است که او را می‌آفریند و توسط او متحول می‌شود.‏


منابع: ‏

‎1. Bandura, A. (1977). Social Learning Theory. Englewood Cliffs, NJ: Prentice Hall.‎
‎2. Durkheim, É. (1912). The Elementary Forms of Religious Life. (J. W. Swain, Trans.). New ‎York: Free Press. (Original work published 1912).‎
‎3. Haidt, J. (2012). The Righteous Mind: Why Good People Are Divided by Politics and Religion. ‎New York: Pantheon Books.‎
‎4. Weber, M. (1922). Economy and Society: An Outline of Interpretive Sociology. (G. Roth & C. ‎Wittich, Eds.). Berkeley: University of California Press.‎

Continue Reading

Previous: اول مهر – آغاز بی‌عدالتی آموزشی
Next: صورت‌حساب سنگین ۱,۲۰۰میلیارد دلاری تحریم‌ها روی دست مردم ایران
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved