کمانگیر کاری از آرتور دوپین، مجسمهساز (۱۸۹۵-۱۹۶۱)
الف. هوشیار – اندیشهٔ نو
چهارشنبه ۲ مهر ۱۴۰۴
چکیده
قهرمانان، افراد اسوهای که روش زندگیشان سرمشق دیگران میشود، و شخصیتهای اسطورهای و تاریخی نقش بنیادینی در تدوین و نشر کُدهای اخلاقی جامعه ایفا میکنند. با استفاده از چارچوبهای نظری جامعهشناسی کلاسیک (دورکیم، وبر) و روانشناسی اجتماعی (بندورا، هایت) میتوان گفت که این شخصیتها از دو مجرای اصلی بر اخلاق جمعی اثر میگذارند. آنها هم بهعنوان نمادهای عینی «وجدان جمعی» و عامل همبستگی اجتماعی و هم بهعنوان «الگو» (رُل مدل) این نقش را ایفا میکنند که اثری جدّی در فرایند درونیسازی ارزشها از طریق یادگیری مشاهدهای و شکلدهی به شهود اخلاقی دارند. در پایان، با نگاهی انتقادی، به پیامدهای ایدئولوژیک و نقش قدرت در گزینش و روایتپردازی از این چهرهها اشاره میشود.
مقدمه
این ایده که «زندگی قهرمانان متن اخلاقی جامعه را مینویسد» ایدهای شهودی و در عین حال عمیقاً ریشهدار در تحلیلهای اجتماعی است. قهرمانان ملی و مصلحان اجتماعی، که گاهی تا حد قدیسان ارج و قرب یافتهاند، تنها افراد برجستهٔ تاریخ نیستند، بلکه تجسم زنده و نمادین ارزشهاییاند که جامعه به آنها پایبند است. این مقاله با استناد به نظریههای بنیادین به تبیین علمی این پدیده میپردازد.
۱. تحلیل جامعهشناختی: از وجدان جمعی تا اقتدار کاریزماتیک
۱. ۱. امیل دورکیم: قدیسان به مثابه تجلی وجدان جمعی
از منظر دورکیم، بنیانگذار جامعهشناسی، اخلاق پدیدهای کاملاً اجتماعی است که در قالب «وجدان جمعی» (Conscience Collective) تبلور مییابد. وجدان جمعی مجموعهٔ باورها و احساسات مشترکی است که نظام اخلاقی جامعه را تشکیل میدهد. دورکیم در تحلیل دین میگوید که جامعه ارزشهای بنیادینش را «قدسی» میسازد. شخصیتهای قدسی نمادهای این نظام قدسیشدهاند. او میگوید:
«جامعه برای حفظ احساس خود و حفظ آن در برابر اعضایش خودش را در برخی اشیاء یا اشخاص، که به همین دلیل مقدس شمرده میشوند، تجسم میبخشد… این نمادهای قدسی در واقع جامعهٔ تجسمیافتهاند.» (دورکیم، ۱۹۱۲، صفحه ۲۴۷)
به عبارت دیگر، زندگی قدیس یا قهرمان داستانی ملموس و الهامبخش از وفاداری و فداکاری یا شجاعت ارائه میدهد که در غیر این صورت مفهومی انتزاعی باقی میماند. قدیسان و قهرمانان به کُدهای اخلاقی شخصیت میبخشند (Personify).
۱. ۲. ماکس وبر: اقتدار کاریزماتیک
نظریهٔ وبر در مورد «اقتدار کاریزماتیک» مستقیماً به نقش تحولآفرین شخصیتهای استثنایی میپردازد. وبر اقتدار کاریزماتیک را در تقابل با اقتدار سنتی و قانونی-عقلانی قرار میدهد. این نوع اقتدار مبتنی بر«تعلق استثنایی به قداست یا قهرمانی یا شخصیت نمونهٔ یک فرد و نظمهای آشکار یا ایجادشده توسط او» است. (وبر، ۱۹۲۲) او میگوید:
«اصالتاً کاریزما کیفیتی در شخصیت فردی تلقی میشود که بهدلیل آن او از افراد عادی متمایز و با او با کیفیتهای فوقطبیعی، فوقانسانی، یا حداقل بهطور خاص استثنایی برخورد میشود.» (وبر، ۱۹۲۲، صفحه ۲۴۱)
این رهبران کاریزماتیک با زیر پا گذاشتن سنتهای موجود سیستم اخلاقی جدیدی را «تدوین و نشر» میدهند. پس از مرگ آنان، فرایند «عادیسازی کاریزما» (Routinization of Charisma) رخ میدهد و ارزشهای نوپدید آنان به سنت یا قانون جدید تبدیل میشود و اساس اخلاقی جامعه را برای نسلهای متمادی شکل میدهد.
۲. تحلیل روانشناسی اجتماعی: مکانیسمهای درونیسازی ارزشها
۲. ۱. آلبرت بندورا: یادگیری مشاهدهای و الگوسازی
نظریهٔ یادگیری اجتماعی بندورا توضیح علمی محکمی برای چگونگی تأثیرپذیری افراد از الگوها ارائه میدهد. برخلاف نظریههای کلاسیک، بندورا نشان داد که افراد میتوانند فقط از طریق مشاهدهٔ رفتار دیگران (الگو) و پیامدهای آن یاد بگیرند. او میگوید:
«یادگیری میتواند از طریق مشاهدهٔ رفتار دیگران و نتایج آن حاصل شود… عملکردهای الگوسازی میتواند بهصورت نمادین از طریق رسانههای کلامی یا تصویری منتقل شود.» (بندورا، ۱۹۷۷، صفحه ۲۲)
قهرمانان الگوهای بسیار قدرتمندیاند. هنگامی که جامعه داستان همراه با احترام و سرشار از حس جاودانگی یک قهرمان را بهخاطر رفتار فضیلتمندانهاش بازگو میکند، ناظران را به تقلید از آن رفتار ترغیب میکند. این فرایند دقیقاً همان «نشر کُدهای اخلاقی از طریق زندگی» است.
۲. ۲. جاناتان هایت: شهود اخلاقی و قدرت داستانها
هایت در نظریهٔ «شهود اخلاقی» میگوید که قضاوتهای اخلاقی ما پیش از هر چیز سریع و شهودی و عاطفیاند و استدلال عقلانی بعداً برای توجیه آن شهود انجام میشود. داستانهای قهرمانان و قدیسان بر این پایههای عاطفی-شهودی اثر مستقیم میگذارند. او میگوید:
«مغز اخلاقی بیشتر شبیه به واعظ است تا حسابدار. ما در درجهٔ اول بر اساس احساسات سریع و خودکار عمل میکنیم و تازه بعداً بهدنبال دلایلی میگردیم که از موضع عاطفیمان دفاع کنند.» (هایت، ۲۰۱۲، صفحه ۵۸)
روایت الهامبخش از فداکاری حس احترام و تحسین را برمیانگیزد، در حالی که داستان یک خائن حس انزجار ایجاد میکند. این داستانها بانک دادهای از نمونههای عینی برای سیستم شهودی ما فراهم میکنند تا در مواجهه با موقعیتهای مشابه به آن استناد و قضاوت کند.
نتیجهگیری
همانطور که مشاهده میشود، نظریههای جامعهشناسی و روانشناسی اجتماعی بهخوبی از این ایده حمایت میکنند که قهرمانان معماران اخلاق اجتماعیاند. آنها از یک سو بهعنوان نمادهای عینی وجدان جمعی همبستگی اجتماعی را تقویت میکنند و از سوی دیگر، از طریق مکانیسمهای روانشناختی مانند الگوسازی، درونیسازی ارزشها را ممکن میسازند. به همین دلیل است که جامعه قهرمانانش را در دامن خود پرورش میدهد و از این اُسوهها و الگوها کُدهای اخلاقی مورد نیازش را میآفریند.
در گفتوگو بین آندرهآ و گالیله در کتاب «زندگی گالیله»، اثر نمایشنامهنویس شهیر برتولت برشت، میخوانیم: «آندرهآ: بدبخت ملتی که قهرمان ندارد. گالیله: نه، بدبخت ملتی که نیاز به قهرمان دارد.» اما این نقلقول پُرتکرار باعث نمیشود جامعه از گالیله و نیز خود برتولت برشت قهرمان نسازد.
با این حال، باید به این نکتهٔ انتقادی توجه داشت که این فرایند خنثی و بیطرف نیست. قدرت سیاسی و ایدئولوژیک نقش تعیینکنندهای در این دارد که کدام چهرهها بهعنوان قهرمان انتخاب شوند و کدام روایت از زندگی آنان برجسته گردد. گاه اسطورهسازیهای قدیسگونه از شخصیتها میتواند منجر به تحریف تاریخ، حذف صفات انسانی ارزشمند و قابل تقلید، و توجیه رفتارهای غیردموکراتیک آنان شود. بنابراین، در کنار تقدیس نقش سازندهٔ این شخصیتها، باید به پرسش «چه کسی و چرا این قهرمان را میسازد؟» نیز پرداخت. مطالعهٔ نقش قهرمانان در اخلاق در نهایت مطالعهٔ دیالکتیک بین شخصیت و جامعهای است که او را میآفریند و توسط او متحول میشود.
منابع:
1. Bandura, A. (1977). Social Learning Theory. Englewood Cliffs, NJ: Prentice Hall.
2. Durkheim, É. (1912). The Elementary Forms of Religious Life. (J. W. Swain, Trans.). New York: Free Press. (Original work published 1912).
3. Haidt, J. (2012). The Righteous Mind: Why Good People Are Divided by Politics and Religion. New York: Pantheon Books.
4. Weber, M. (1922). Economy and Society: An Outline of Interpretive Sociology. (G. Roth & C. Wittich, Eds.). Berkeley: University of California Press.