Skip to content
سپتامبر 4, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • در اتاق فشار
  • ایران
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک

در اتاق فشار

محمد مالجو

محمد مالجو

شنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۴

ایران در چهار ظرف مرتبطۀ سیاست بین‌المللی و اقتصاد بین‌المللی و اقتصاد داخلی، و سیاست داخلی در یک اتاق فشار بسته گرفتار شده است که به نقطۀ انفجار نزدیک‌تر می‌شود. هر شوک تازه نه یک حادثۀ مجزا، بلکه موجی است از یک ظرف به سه ظرف دیگر. فشار سیاست بین‌المللی به‌واسطۀ اقتصاد بین‌المللی ابتدا به اقتصاد داخلی و سپس به سیاست داخلی منتقل می‌شود و به‌طرزی مشدّد به سیاست بین‌المللی بازمی‌گردد. اگر این چرخۀ خودتشدیدکننده مهار نشود، کل اتاقِ فشار می‌ترکد. هر یک از این چهار ظرف چگونه به منبع فشار تبدیل می‌شود؟

سیاست بین‌المللی. استمرار تحریم‌های چندلایه و انزوای بین‌المللی، همراه با خطر بالفعل حملۀ دوبارۀ اسرائیل، وضعی را پدید آورده که روابط ایران حتی با چین و روسیه نیز بیشتر دادوستد مقطعی است تا شراکت استراتژیک. هر شوک تازه در سیاست بین‌الملل به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم اقتصاد داخلی و سیاست داخلی را می‌لرزاند. حملۀ مجدد اسرائیل محتمل‌ترین سناریو است، اما با نوعی زمان‌بندی نامعلوم. هر زمان که رخ دهد، این شوک هم غیرمستقیم به‌واسطۀ اقتصاد بین‌المللی و هم مستقیم و بی‌واسطه به اقتصاد داخلی و سیاست داخلی سرریز خواهد شد. ولی تا زمانی که آتش‌بس برقرار باشد، فشار سیاست بین‌المللی عمدتاً از طریق تحریم‌های چندلایه و انزوای بین‌المللی به اقتصاد بین‌المللیِ ایران منتقل می‌شود.

اقتصاد بین‌المللی. فشار برخاسته از سیاست بین‌المللی در کوتاه‌مدت هم درآمدهای صادراتی را به‌شدت کاهش می‌دهد و هم حجم واردات را به‌‌علت محدودیت‌های تحریم در حالی پایین می‌آورد که هزینۀ همان وارداتِ محدود رو به افزایش خواهد گذاشت. با افت درآمدهای ارزی و کاهش توان عرضۀ ارز در بازار داخلی، اصولاً هیچ ترکیبی از سیاست‌های کنترلی نمی‌تواند از گرایش نزولی ارزش پول ملی ممانعت کند. در چنین شرایطی، توان چانه‌زنی اقتصادی کشور بیش‌ازپیش رو به افول می‌رود و موقعیت پیشاپیش نامساعد مبادله در مناسبات تجاری ایران با شتابی فزاینده وخیم‌تر می‌شود. فشار هر شوک تازه، مانند حملۀ مجدد اسرائیل یا تشدید ناگهانی تحریم‌ها، نخستین بار در همین ظرف فوران می‌کند: تورم وارداتی و کمبود ارز و کالاهای واسطه‌ای و فشار کمرشکن بر تولید داخلی به‌سرعت اوج خواهد گرفت.

اقتصاد داخلی. تشدید رکود تورمی و بیکاری مزمن و سقوط قدرت خرید و کاهش تدریجی حمایت‌های دولتی عملاً اکثریت جامعه را زیر بار هزینه‌های معیشتی له می‌کند و چشمۀ سرمایه‌گذاری مولد را بیش‌ از پیش می‌خشکاند. بسته‌های حمایتی نقش مُسکّن دارند نه درمان. هر شوک تازه می‌تواند این مُسکّن را بی‌اثرتر کند. اقتصاد داخلی نه‌فقط دریافت‌کنندۀ فشار، بلکه منبع فشار تازه‌ای بر سیاست داخلی می‌شود و چرخۀ انفجاری را تندتر می‌چرخاند.

سیاست داخلی. فشار وارده بر اقتصاد داخلی به چهار تنش کلیدی در سیاست داخلی می‌افزاید. یکم، تنش میان‌طبقاتی: طبقات شهریِ فرودست‌تر، به‌رغم تحمل فشار شدید، گرچه از امکان سازمان‌یابی مستقل بی‌بهره‌اند، اما مستعد اعتراض‌های پراکنده و دفاعی و کوتاه‌مدتی‌اند که هر لحظه می‌تواند به شورش‌های کور تبدیل شود. دوم، تنش درون‌ طبقۀ سیاسی مسلط: رقابت فراکسیون‌های بورژوازی در قالب دو اردوگاه تعامل‌گرا و تقابل‌گرا درون هیئت حاکم ادامه دارد که نتیجه‌اش چه‌بسا فلج‌شدن تصمیم‌گیری استراتژیک و تعمیق بی‌اعتمادی عمومی به توان حکومت برای حل بحران‌ها باشد. سوم، شکاف دولت و ملت: به‌رغم تشدید بحران‌های زیست‌محیطی و کارگری و جنسیتی و دانشجویی، جنبش‌های اجتماعی مرتبط کماکان از سازمان‌دهی سراسری‌ محروم خواهند ماند و همین ناتوانی نیز انرژی اعتراضی جامعه را به حرکت‌های پراکنده و کم‌اثر تقلیل می‌دهد. چهارم، ستم قومیتی: تشدید ستم در تقاطع طبقه و قومیت در مناطق پیرامونی به خطرناک‌ترین نقطه رسیده است که چه‌بسا با تحریکات بیرونی، به‌ویژه از سوی اسرائیل و برخی دولت‌های منطقه، بتواند به انفجار سیاسی مهارناپذیر بدل شود. برخوردهای امنیتی و شوونیستی با این فضا یعنی ریختن بنزین بر آتش.

بازگشت فشار به سیاست بین‌المللی. اگر ظرف سیاست داخلی بشکند، سه ظرف دیگر هم فرومی‌ریزند. هیچ حکومتی با پشتوانۀ اجتماعی فرسوده و جامعۀ بی‌اعتماد نه توان امتیازگیری در مذاکره دارد و نه توان پایداری در میدان رویارویی.

این تصویر نه یک هشدار عادی، که زنگ خطر فروپاشی است، چه آنی و چه تدریجی. این اتاق فشار فقط با سه کلیدِ هم‌زمان در سیاست داخلی باز می‌شود: لحظه‌شناسی فوری برای یاری نیروهای تعامل‌گرای هیئت حاکم همچون یگانه عاملیت بالفعلی که در تضعیف نیروهای تقابل‌گرا چه‌بسا منشأ اثر باشند، ائتلاف‌سازی مدنی حول دو مطالبۀ «نه جنگ، نه انزوا»، و بازسازی عاملیت اجتماعی برای گذار ساختاری از نظم مستقر. اگر این سه سطحِ سیاست به هم گره نخورند، انفجار یا خفگی قطعاً سرنوشتی محتوم خواهد بود.

نقل از کانال تلگرام نویسنده

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: نگاهی به گزارش‌های محیط‌زیستی هفتهٔ پیش در ایران
Next: راهپیمایی اعتراضی کارگران فولاد!
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved