سقز، چهلم ژینا (مهسا) امینی. زنی ایستاده بر سقف خودرو دستهایش را به نشانه پیروزی بالا برده است.
محمدرضا نیکفر – رادیو زمانه
یکشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۴
توافقی عمومی وجود دارد در این مورد که هر جنبش اجتماعی را میتوان چونان کنشگری جمعی در نظر گرفت متشکل از افراد و گروههایی که داوطلبانه برای پیگیری مجموعهای از ارزشها یا خواستها هماهنگ میشوند و این امر جمع آنان را در تقابل با نظامهای قدرت موجود قرار میدهد.[۱]
معمولاً پیگیری خواستها به این صورت است که آنها ابتدا بهنحوی از سوی چهرههایی یا کانونی تبیین میشوند، مثلاً در یک بیانیهٔ مکتوب یا در یک سخنرانی یا مصاحبه، و سپس کنشگری بر روی تحقق آن خواستها متمرکز میشود.
یک ویژگی بارز جنبش «زن، زندگی، آزادی» این است که به این صورت پیش نرفت که خواستی را مطرح کند و همزمان یا سپس نیرو بسیج کند و طرفداران آن خواست را به خیابان بکشاند تا مطلوب حاصل شود. به سخن دیگر، این جنبش از الگوی متعارف حرکتهای مطالباتی، یعنی «طرح خواست − حرکت − انتظار برای برآورده شدن خواست» پیروی نکرد.
پیشانگاری
مقایسه کنیم جنبش «زن، زندگی، آزادی» را با «کمپین یک میلیون امضا».
آن کارزار را شماری از فعالان حقوق زنان پس از تجمعی در ۲۲ خرداد ۱۳۸۵ در میدان هفت تیر تهران از ۵ شهریور ۱۳۸۵ برپا کردند. هدف کارزار جمعآوری دستکم یک میلیون امضا در حمایت از رفع تبعیض علیه زنان بود. پس به نظر میرسد که «کمپین» طبق الگوی متعارف پیشگفته بوده است: برای آن زمان، حال دورهٔ تلاش برای جمعآوری امضا بود، و آینده زمانی که امید میرود خواستهای امضاکنندگان برآورده شود. پس در مورد آن تفکیکی وجود داشته است میان اکنون و آینده، میان راه و هدف.
جنبش «زن، زندگی، آزادی» نیز خواهان رفع تبعیض جنسیتی بود و افزون بر این، در پیوستگی با بُردار جنبش در کردستان، بهسوی طرح خواست رفع هر گونه تبعیض حرکت کرد. خود شعار «زن، زندگی، آزادی» طرح خواست در معنایی که از جنبشهای مطالباتی میشناسیم نبود؛ بیان هویت بود؛ نه برنامه، بلکه مبنای برنامه بود؛ ایدهٔ راهنما بود. [تأکیدها همهجا از اندیشهٔ نو است.]
جنبش خواستی پیش نگذاشت به این امید که در آینده برآورده شود. آینده را در حال متحقق میکرد، آن هنگام که زنان روسری از سر برمیداشتند. نمایشهایی حماسی هم برپا شد: رقصکنان روسریها را در آتش افکندند.
آوردن آینده به اکنون: داشتن تصویری و انگاشتی پیشاپیش از آینده، نه در حرف، بلکه در عمل. جنبشهایی این گونه را پیشانگار (prefigurative) مینامند.[۲] پیشانگاری پدیدهای جدید در جنبشهای اجتماعی نیست. همهٔ جنبشها در پادمکانهایشان (Counter-spaces) پیشانگارانه جلوهای از آیندهٔ مطلوب را متحقق میکنند. آنچه اما اکنون در جنبشهای جدید، در سرتاسر جهان، چشمگیر است کیفیتی است که پیشانگاری بهخاطر اهمیت یافتن آزادی در بافتار شکل زندگی یافته است. مقاومتی که در سرتاسر گسترهٔ زندگی روزمره جریان دارد و اینجا و آنجا بهصورت حرکتهای جمعی و پیش گذاشتن انگاشتهایی از آیندهٔ بدیل جلوه میکند، آیندهای که هماکنون باید متحقق شود. جنبشهای ضدّجنگ، ضدّجهانیسازی غارتگر، ضدّنژادپرستی، و ضدّتخریب محیطزیست از این گونه حرکتها هستند.
جنبش ریشهدار در ناجنبشها
اما پیشانگاری جنبش زنان در ایران با خیزش ژینا آغاز نشد. بدون مقاومت ریز-ریز و روزانهای که زنان، در میان آنان بهویژه جوانترها، از همان آغاز سلطهٔ فقیهان پیش بردند چنین خیزشی شکل نمیگرفت.
پیشتر، برای نشان دادن تفاوت زمانیت جنبش «زن، زندگی، آزادی»، آن را با «کمپین یک میلیون امضا» مقایسه کردیم. اکنون لازم است برداشت خود از این کارزار را تصحیح کنیم. در مورد این کارزار نیز همان گونه نوشین احمدی خراسانی، از پیشبرندگان آن، مینویسد، راه و هدف از هم جدا نبودهاند، حتی «راه و روش مهمتر از هدف و مقصدی است که ما پیش روی خود میگذاریم».[۳]
«زن، زندگی، آزادی» جنبشی بود برآمده از ناجنبشها، بیآنکه خصلت ریشهٔ ناجنبشیاش را فروگذارد. آصف بیات، که اصطلاح «ناجنبش» با کار فکری ارزندهٔ او دربارهٔ جنبشهای اجتماعی در خاورمیانه و شمال آفریقا گره خورده، در تعریف ناجنبشها مینویسد:
ناجنبشها به كنشهای جمعی فعالانِ غیرجمعی گفته میشود؛ آنها برآیند رفتارهای یكسانِ تعداد كثیری از مردمِ عادیاند كه كنشهای پراكنده اما یكسانشان تغییرات اجتماعی گستردهای را به وجود میآورد، حتی اگر این رفتارها تابع هیچ ایدئولوژی یا رهبری و سازماندهی مشخص نباشند.[۴]
او در ادامه میافزاید:
واژهٔ جنبش دال بر این است كه ناجنبشهای اجتماعی با جنبشهای اجتماعی دارای اشتراكات مهم و چشمگیری هستند، با این حال موجودیتهای مجزایی به حساب میآیند.
یک تفاوت عمدهٔ ناجنبشها با جنبشهای اجتماعی در معنای کلاسیک، بنا بر بحث بالا، در منطق زمانی آنهاست: آنها طبق یک نقشه بهصورت «اکنون این تا در آینده آن» پیش نمیروند. همهچیز در مقاومت اکنون است و این اکنون است که آینده را رقم میزند، بیآنکه پیشروی بهسوی آن بر پایهٔ یک نقشهٔ استراتژیک باشد.
تداوم
جنبش «زن، زندگی، آزادی» ادامه دارد، چون بر ناجنبشهایی استوار است که مهار نشدنیاند. مقاومتهای روزانه و آنچه آصف بیات به آن «پیشروی آرام» میگوید، ادامه دارد. این پیشروی دستاندازی ریز−ریز به مواضع قدرت، بر هم زدن نظم مقرر، و به جریان انداختن گفتمانهای بدیل گفتمان حاکم است.
در معرفی جنبش «زن، زندگی، آزادی» گرایشی قوی به آرمانی کردن آن وجود دارد، گرایشی که خود میتواند همچون گونهای مقاومت تعبیر شود. جامعه منزه نیست که اگر منزه بود و بدان شکلی بود که در روایتهایی آرمانیشده بیان میشود، موضوع انقیاد قرار نمیگرفت. جنبش اجتماعی تصویری از جامعه است. جنبش که رهاییجو باشد، این سویهٔ رهاییجوی جامعه است که در این تصویر برجسته میگردد. توصیفهای آرمانیشده از جنبش «زن، زندگی، آزادی» را باید بیشتر به معنای «چنین باشید» فهید، نه «چنین بود» و «چنین بودید».
اگر معیار را کمیّت فعالان پپگیر شرکت در تظاهرات بگذاریم، جنبش «زن، زندگی، آزادی» را هم مثل هر جنبشی دیگر تنها دربرگیرندهٔ کسری از جامعه میبینیم. تعداد فعالان را نمیدانیم، اما در مقایسه با حرکتهای جمعی پیشین میتوانیم بگوییم جنبش ژینا به لحاظ جمعیت جذب کرده به خود و گستردگی در شهرهای مختلف در ردهٔ جنبشهای تراز اول از دورهٔ انقلاب تا کنون قرار میگیرد. اما آنچه آن را برجسته میکند تنها این رتبه نیست، بلکه ژرفای ناجنبشی آن است، ریشه داشتنش در مقاومت روزمره است، در ساحتی که شکلهای مختلف نارضایتی و اعتراض و پیشرویهای آرام با هم درآمیخته میشوند. در این ساحتِ مبنایی، دیگر مسئله به حجاب و مقاومت در برابر تحمیل آن محدود نمیشود.
واکنشها به انواع و اقسام محرومیت و تبعیض و تجربههای زیستهٔ استثمار و خشونت تودهٔ گداختهٔ روندهای را میسازند−Magma به قول کستوریادیس[۵]− که از آن هر چیزی ممکن است درآید. هیچ جهت محتومی وجود ندارد و در هر دوره تابع آن میشود که چه فرصت و مسیری برای روان شدن یافت شود. ماگما ذخیرهگاه معناها، امکانها، و صورتها است. هر زمان ممکن است از آن نهادها، دلالتها، و کنشها و خیزشهای تازهای پدید آید.
پانویسها:
[۱] منبع این تعریف:
Kevin Gillan: “Social Movements: Sequences vs Fuzzy Temporality”, in: The Cambridge Handbook of Social Theory, Volume II: Contemporary Theories and Issues. Edited by Peter Kivisto. Cambridge University Press 2021, 407-432.
[۲] کتابی برای آشنایی عمومی با این جنبشها:
Lara Monticelli (ed.): The Future Is Now: An Introduction to Prefigurative Politics. Policy Press 2022.
[۳] نوشین احمدی خراسانی: جنبش یک میلیون امضا، روایتی از درون، ۱۳۸۶، ص. ۱۲۰. در دسترس در اینجا.
[۴] آصف بیات: زندگی همچون سیاست. چگونه مردم عادی خاورمیانه را تغییر میدهند. ترجمهٔ فاطمه صادقی. ۱۳۹۰، ص. ۲۵
در دسترس در اینجا.
اصل انگلیسی:
Asef Bayat: Life as Politics. How Ordinary People Change the Middle East. Stanford University Press 2013, P. 15
[۵] Cornelius Castoriadis: The Imaginary Institution of Society. The MIT Press 1998. 340ff