یکشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۴
یک دهه پس از حضور نخستین زنان راننده در خطوط بیآرتی تهران، امروزه مدیران شهری با استناد به «قانون سخت و زیانآور بودن شغل» راه را بر استخدام رانندگان زن بستهاند. این در حالی است که در مشهد، بیرجند، و بسیاری شهرهای دیگر کشور زنان همچنان مسافران را جابهجا میکنند.
احمد قیومی، مدیرعامل شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، بهتازگی به آتیه آنلاین گفته است که «اتوبوسرانی جزو مشاغل سخت و زیانآور محسوب میشود. رانندگی در این بخش برای زنان ممنوع است، چون قانوناً مشاغل سخت و زیانآور به خانمها تعلق نمیگیرد. این ممنوعیت دست ما نیست، بلکه قانون میگوید بهدلیل سختی و زیانآور بودن این شغل، ضریب سختی کار به زنان تعلق نمیگیرد. بنابراین، ما نمیتوانیم استخدام رانندهٔ زن داشته باشیم. این مشکل یک مشکل قانونی است و خارج از اختیار ماست.»
این درحالی است که مدتی پیش حبیب کاشانی، عضو شورای شهر تهران، پیشنهاد داد که زنانی که گواهینامهٔ پایه یک دارند به ناوگان اتوبوسرانی تهران کمک کنند و محدودیت جذب آنان برداشته شود.
علیرضا زاکانی، شهردار تهران، نیز اعلام کرد در صورت نبود موانع قانونی از این ایده حمایت خواهد کرد. همزمان، تیمور حسینی، رئیس پلیس راهور فراجا، از ورود زنان استقبال کرد و گفت زنان در دقت، نظم، و رعایت قوانین رانندگی از بسیاری مردان جلوترند و آمارها نشان میدهد تخلفات و حوادث رانندگان زن بهمراتب کمتر است. او تأکید کرده که در صورت تصمیم مدیریت شهری، پلیس نهتنها مخالفتی ندارد، بلکه آمادهٔ حمایت کامل است.
تجربهٔ نیمهتمام تهران
بازگشت به پاییز ۱۳۸۶ نشان میدهد که حضور زنان پشت فرمان اتوبوس در تهران تجربهای کوتاهمدت، اما مهم بوده است. آن زمان، ۱۵ رانندهٔ زن آموزشدیده برای نخستین بار در خط بیآرتی (BRT) میدان آزادی–دپوی شرق فعالیتشان را آغاز کردند.
فرحناز شیری، نخستین رانندهٔ زن بیآرتی، روایت میکند که چگونه با انگیزه و عشق به این کار وارد شرکت واحد شد و ۱۲ ساعت بیوقفه مسافران را جابهجا میکرد. او به یاد دارد که پدرش هشدار داده بود وارد محیطی مردانه و دشوار میشود، اما پذیرفت تا «جاده صافکن دیگر زنان» باشد.
با این حال، تنها دو سال بعد همهچیز تغییر کرد. سی زن راننده بهاجبار بازخرید شدند و شیری بهرغم حکم بازگشت به کار از دیوان عدالت اداری، هیچگاه نتوانست دوباره پشت فرمان اتوبوسهای قرمز بنشیند.

پیگیریهای حقوقی فرحناز شیری و احکام قضایی متعدد برای بازگشت به کار او بارها بینتیجه ماند. موسی برزین، حقوقدان، در تحلیل این ماجرا میگوید: «هیچ قانونی مانع استخدام زنان در شهرداریها و شرکت واحد نیست. احکام دیوان عدالت اداری لازمالاجرا هستند و نادیده گرفتن آنها حتی میتواند مجازات انفصال از خدمت و حبس برای مدیران به همراه داشته باشد.»
در حالی که تهران تجربهٔ زنان راننده را نیمهکاره رها کرد، شهرهای دیگر مسیر متفاوتی رفتند. ژاله شندری، رانندهٔ باسابقهٔ مشهد، میگوید: «مردم ابتدا متعجب میشوند، اما بعد با لبخند و تشویق کارمان را تأیید میکنند. همین انرژی مثبت خستگی را از تنمان میبرد.»
در بیرجند نیز کریمدادی، رانندهٔ ۴۲ ساله، از عشق به این شغل سخن میگوید: «۶ سال رانندهٔ تاکسی بودم. حالا اتوبوس میرانم و برنامهٔ زندگیام را طوری تنظیم کردهام که هم به خانهداری برسم و هم در کار موفق باشم.»
تجربههای موفق در اراک، مشهد، و بیرجند نشان میدهد که رانندگی اتوبوس توسط زنان نهتنها شدنی است، بلکه با استقبال اجتماعی نیز همراه است. مشخص نیست چرا تهران با همهٔ نیاز فوریاش به راننده و توسعه ناوگان حملونقل عمومی همچنان به بستن درها به روی زنان پافشاری میکند؟