حزبالله، سازمان مقاوم اسلامی لبنان، متحد جمهوری اسلامی ایران عکس از Mohammad Kassir / Shutterstock
یکشنبه ۱۶ شهریور ۱۴۰۴
آ. نمعتزاده – اندیشهٔ نو: در خبرها بود که هیئت دولت لبنان روز جمعه ۱۴ شهریور از طرح ارتش آن کشور برای خلعسلاح «حزبالله» استقبال کرده است، گرچه هیچ جدول زمانی برای این خلعسلاح تعیین نشده است.
در جلسهٔ بحث دربارهٔ خلعسلاح حزبالله، سازمان سیاسی-نظامی اسلامگرای شیعه در لبنان، پنج وزیر شیعهٔ هوادار این سازمان از جلسهٔ هیئت دولت بیرون رفتند، زیرا حزبالله همچنان اصرار دارد که سلاحهایش را حفظ کند.
روز جمعه هیئت وزیران لبنان به مدت سه ساعت جلسه داشت که در آن از جمله دربارهٔ طرحی بحث و گفتوگو شد که رودولف هیکل، فرمانده ارتش، برای خلعسلاح حزبالله، متناسب با توانایی ارتش لبنان، تدوین کرده بود.
در پایان این جلسه، وزیر اطلاعات دولت لبنان گفت که دولت از این طرح نظامیان استقبال میکند، اما این هنوز به معنای تصویب رسمی آن نیست. جزئیات این طرح نیز هنوز منتشر نشده است.
وزیران متمایل به حزبالله و جنبش امل- دیگر سازمان شیعهٔ لبنان، پیش از این سعی کردهاند با خروج از جلسهٔ هیئت وزیران تصمیمگیری در آن را مختل کنند.
نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله لبنان، ماه گذشته موضوع «شبح جنگ داخلی» را مطرح کرد و به دولت در مورد تلاش برای مقابله با این گروه هشدار داد و گفت که در این صورت، اعتراضهای خیابانی محتمل خواهد بود. حزبالله همچنین گفته است که بحث در مورد خلعسلاح آن سازمان در حالی که اسرائیل به حملههای هوایی به لبنان ادامه میدهد و بخشهایی از قلمرو جنوب لنبان را اشغال میکند اشتباهی جدّی خواهد بود.
استدلال دولت لبنان این است که قدرت نظامی باید متحد و یکپارچه در اختیار ارتش رسمی کشور باشد و به تعدد سازمانهای نظامی و نیروهای مسلح باید پایان داد.
پس از تجاوزهای نظامی و ترورهای اسرائیل که به کشته شدن حسن نصرالله، رهبر پیشین حزبالله، و بسیاری دیگر از رهبران ارشد نظامی و ضعیف شدن آن سازمان منجر شد، فشار زیادی بر حزبالله برای خلعسلاح وارد شده است.
حزبالله لبنان که در سال ۱۹۸۲ / ۱۳۶۱ تأسیس شده است اساساً در واکنش به تهاجم گستردهٔ اسرائیل به لبنان بود که جنگ چریکی مستمری به راه انداخت.

امروزه حزبالله، متحد سیاسی-نظامی جمهوری اسلامی ایران و آموزشدیدهٔ سپاه پاسداران ایران و از شالودههای اصلی «محور مقاومت اسلامی»، با جدّیترین تهدیدها علیه فعالیت نظامی و زرادخانهاش مواجه است. نشریهٔ میدل ایست آی در گزارشی به تلاشهای پیشین برای خلعسلاح کردن حزبالله و مقاومت در برابر آن پرداخته است.
۱۹۸۶: توافق سهجانبه
رد کردن درخواستها یا تلاشهای مقامات لبنانی برای خلعسلاح حزبالله به ژانویهٔ ۱۹۸۶، کمتر از یک سال پس از ظهور علنی این جنبش در عرصهٔ تحولات لبنان بازمیگردد.
در بحبوحهٔ جنگ داخلی لبنان (۱۹۷۵-۱۹۹۰)، حزبالله میترسید که هر گونه توافق صلحی آن را وادار به تسلیم سلاحهایش به دولت کند. سوریه، که مدت کوتاهی پس از شروع جنگ نیروهایش را در لبنان مستقر کرده بود، تقریباً در هر ابتکاری برای میانجیگری بهمنظور پایان دادن به جنگ شرکت داشت.
یکی از این تلاشها توافق سهجانبه بود که نبیه بری، رهبر جنبش شیعهٔ امل، ولید جنبلاط، رئیس حزب سوسیالیست مترقی دروزی، و اِلی حبیقه، فرمانده شبهنظامیان نیروهای مسیحی لبنان، در ۲۸ دسامبر ۱۹۸۵ [دی ۱۳۶۴] در دمشق امضا کردند.
در این توافق، تغییر قدرت در میان فرقههای اصلی لبنان و خلعسلاح همهٔ جنبشهای مسلح درخواست شده بود.

حزبالله قاطعانه با این توافق مخالفت کرد و سیدحسن نصرالله، یکی از مقامات ارشد آن زمان، اعلام کرد: «به کسانی که فکر میکنند ما سلاحهایمان را تحویل خواهیم داد میگویم که این کار را نخواهیم کرد.»
در اوایل همان سال، سیدعباس الموسوی، روحانی ارشد حزبالله که بعدها دبیرکل این جنبش شد، در سخنرانیاش در اوت ۱۹۸۵ [مرداد ۱۳۶۴] گفت: «هدف همهٔراهحلهای پیشنهادی برای حل بحران لبنان خلعسلاح [مردم] این منطقه است. ما به اعراب، حزبها، و فرقهها میگوییم: شما باید ابتدا اورشلیم را آزاد کنید و فقط پس از آن میتوانید از مردم بخواهید که سلاحهایشان را زمین بگذارند.»
توافق سهجانبه در نهایت کمتر از سه هفته پس از امضا شدن، زمانی که وقوع شورش در اردوگاه مسیحیان حبیقه را سرنگون کرد، منتفی شد.
۱۹۸۸: جنگ قدرت شیعیان
تهدید بعدی برای سلاحهای حزبالله از جانب جنبش امل بود که رقیب شیعهٔ حزبالله در آن زمان بود که در پی انحصار تسلیحات در جنوب لبنان برای خودش بود.
امل با حمایت سوریه در بهار ۱۹۸۸ برای سرکوب کردن حزبالله اقدام کرد و هم در جنوب لبنان و هم در حومهٔ جنوبی بیروت حزبالله را هدف قرار داد. امل اصرار داشت که هرگونه عملیات مسلحانه علیه اشغال اسرائیل، که اکنون به جنوب کشور محدود شده بود، فقط باید زیر نظر این سازمان باشد.

با این حال، حزبالله از تسلیم شدن خودداری کرد و اصرار داشت که سلاحهایش و آزادی عمل در جنوب را حفظ کند.
این درگیری به سه سال درگیری پراکنده بین این دو جنبش در جنوب لبنان و جنوب بیروت تبدیل شد.
این توافق فقط پس از توافقی با میانجیگری سوریه و ایران پایان یافت که طبق آن به حزبالله اجازه داده شد زرادخانهاش را حفظ کند و به فعالیت مسلحانه علیه ارتش اسرائیل ادامه دهد.
۱۹۸۹: توافق طائف و استثنای حزبالله
در اکتبر ۱۹۸۹، همانگونه که پیش از این در توافق سهجانبه بود، حزبالله نگران مفاد توافق طائف شد.
در پی این توافق، که پس از سه هفته مشورت نمایندگان مجلس لبنان در شهر طائف در عربستان سعودی به دست آمد، جنگ داخلی لبنان در سال بعد به پایان رسید.
این توافق، با میانجیگری سوریه و عربستان سعودی، نظام سیاسی لبنان را متوازن کرد: امتیازات رئیسجمهور قدرتمند مارونی را به نفع نخستوزیر سنّی و رئیس مجلس شیعه از او گرفته شد و در ضمن کرسیهای پارلمان و هیئت وزیران بهطور مساوی بین مسلمانان و مسیحیان تقسیم شد.
در توافق طائف نیز خلعسلاح همهٔ سازمانهای مسلح لبنانی و غیرلبنانی در لبنان ظرف مدت شش ماه پس از تصویب آن در پارلمان درخواست شده بود.
حزبالله این درخواست را رد کرد.

در نوامبر ۱۹۸۹، شیخ محمد یَزبک، مقام ارشد حزبالله، این توافق را محکوم کرد و گفت که «هدف آن مصادرهٔ سلاحهایی است که برای جنگ با اسرائیل استفاده میشود.»
تقریباً در همان زمان، روزنامهٔ «العهد» متعلق حزبالله در ۲۷ اکتبر هشدار داد که توافق طائف «مقدمهای برای نابودی واقعی مقاومت و تقدیس اشغال است.»
اما در حالی که همهٔ جناحهای مسلح لبنان سلاحهای سنگین را مطابق با این توافق تحویل دادند، حزبالله بهدلیل منافع ایران و سوریه به حفظ فشار نظامی بر نیروهای اشغالگر اسرائیل در جنوب لبنان، توانست زرادخانهاش را حفظ کند.
این امر بهویژه پس از آن ممکن شد که دولت آمریکا و بیشتر دولتهای عربی به سوریه چراغ سبز نشان دادند که بر اجرای توافق طائف مطابق با شرایط خودش نظارت کند. در عوض، دولت سوریه موافقت کرد که به ائتلاف بینالمللی به رهبری آمریکا برای «آزادسازی کویت از اشغال عراق» در عملیات «طوفان صحرا» بپیوندد که در ژانویه ۱۹۹۱ [دی ۱۳۷۰] آغاز شد.
با گذشت زمان، حزبالله بهتدریج مخالفت با توافق طائف را ملایمتر کرد.
۲۰۰۸: ۱۴ مارس و خطوط قرمز حزبالله
پس از خروج ارتش سوریه از لبنان در آوریل ۲۰۰۵ [فروردین ۱۳۸۴]، مسئلهٔ تسلیحات حزبالله بهسرعت به موضوعی تفرقهانگیز و بحثبرانگیز در سیاست و جامعهٔ لبنان تبدیل شد.
«ائتلاف ۱۴ مارس» طرفدار عربستان سعودی و مورد حمایت غرب کارزار فشار بر این جنبش را برای تسلیم زرادخانهاش به دولت لبنان آغاز کرد.
تنشها در سال ۲۰۰۸ به اوج رسید، زمانی که دولت «۱۴ مارس» نخستوزیر فواد سنیوره برای برچیدن شبکهٔ مخابراتی خصوصی حزبالله اقدام کرد که شاخهٔ نظامی حزبالله از آن استفاده میکرد.
حزبالله با تصرف بخشهای وسیعی از غرب بیروت و مناطقی در جَبَل لبنان واکنش نشان داد که باعث درگیریهای مسلحانهٔ چندروزه با گروه طرفدار «۱۴ مارس» و کشته شدن حدود ۸۰ نفر شد.

سید حسن نصرالله در کنفرانس خبری در روز ۸ مه ۲۰۰۸ گفت: «ما دستی را که سلاحهای مقاومت را هدف قرار میدهد بدون توجه به منبع آن قطع خواهیم کرد.»
او افزود که تصمیمهای دولت از تمام خطوط قرمز حزبالله عبور کرده است و «از سلاح برای محافظت از سلاح استفاده خواهد شد.»
این خشونتها دولت سنیوره را مجبور کرد که از تصمیمش عقبنشینی کند. این بحران دو هفته بعد با توافق دوحه پایان یافت که به حزبالله و متحدانش حق وتو در دولت داد.
از آن زمان تا همین جلسهٔ اخیر دولت لبنان، هیچیک از دولتهای لبنان اقدام مشابهی برای خلعسلاح حزبالله نکردند.