Skip to content
ژوئن 2, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • تمرکز مبارزه در داخل یا در سطح جهانی؟
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک
  • ویژه اندیشهٔ نو

تمرکز مبارزه در داخل یا در سطح جهانی؟

الف. هوش‌یار – اندیشهٔ نو

شنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۴

در مورد تمرکز مبارزه در داخل یا در سطح جهانی بحث‌های گسترده‌ای را در فضای سیاسی کشور به‌ویژه در میان ‏چپ‌ها شاهدیم. سؤالی که مطرح می‌شود آن است که کدام مبارزه اصلی است و کدام مبارزه نقش تکمیلی دارد. مسلّم است در ‏هر شرایط مشخص زمانی و همچنین با توجه به دیدگاهی که از آن برخورداریم، پاسخ‌های گوناگونی به این پرسش بدهیم. این ‏نوشته درصدد است بر این پرسش و پاسخ درنگ کند و پاسخی روشن به این پرسش بدهد.‏

۱. ‎اهمیت مبارزه در داخل (محور اصلی داخلی)‏‎
‏ تمرکز بر شرایط عینی:
تغییر سیاسی پایدار معمولاً زمانی رخ می‌دهد که ساختارهای قدرت داخلی (حکومت، نهادهای اقتصادی، فرهنگ ‏سیاسی) دچار تحول شوند. این تغییرات عمدتاً از درون جامعه و توسط نیروهای داخلی آن صورت می‌گیرد.‏
ریشه‌های محلی مسائل: بسیاری از مشکلات مردم (فقر، سرکوب، بی‌عدالتی) اگرچه ممکن است تحت تأثیر عوامل ‏خارجی باشند، اما نهادها و قوانین داخلی آنها را اجرا می‌کنند و تداوم می‌دهند. مبارزه برای تغییر این نهادها مبارزه‌ای ‏اساساً داخلی است.‏

‏مسئله قدرت و حاکمیت: ‏
در نهایت، قدرت سیاسی در پایتخت کشوری است که تصمیم‌گیری می‌کند. مبارزه برای به دست آوردن یا ‏تأثیرگذاری بر این مرکز قدرت نیازمند سازمان‌دهی، بسیج، و اقدام در داخل مرزهای کشور است.‏

خطر انفعال: ‏
تمرکز صرف بر دشمنی خارجی می‌تواند به ابزاری برای توجیه سرکوب داخلی، محدود کردن آزادی‌ها به بهانهٔ ‏«وحدت در برابر دشمن»، و منحرف کردن توجه مردم از مشکلات داخلی تبدیل شود.‏

۲. ‎اهمیت مبارزهٔ جهانی (ضدّامپریالیستی و بین‌المللی)‏‎
‏ سیستم جهانی به‌هم‌پیوسته: ‏
در جهان امروز، اقتصادها و سیاست و فرهنگ‌ها به‌شدت در هم تنیده شده‌اند. تصمیم‌ها در پایتخت‌های جهان و ‏نهادهای بین‌المللی (صندوق بین‌المللی پول، ناتو، شرکت‌های چندملیتی، و…) می‌تواند تأثیر مستقیم و عمیقی بر ‏زندگی مردم در داخل کشورهای جداگانه بگذارد.‏

شکل‌های نوین امپریالیسم: ‏
سلطهٔ امروز ممکن است کمتر نظامی و بیشتر اقتصادی، مالی، فرهنگی، و دیپلماتیک باشد. مبارزه با این شکل‌های ‏سلطه نیازمند درک و اقدام در عرصهٔ بین‌المللی است.‏

‏همبستگی بین‌المللی: ‏
مبارزات مردمی در سراسر جهان می‌توانند از یکدیگر حمایت معنوی، سیاسی، و گاهی مادّی کنند. ایجاد شبکه‌های ‏همبستگی جهانی می‌تواند صدای مبارزان داخلی را تقویت کند و هزینهٔ سرکوب را برای حکومت‌ها افزایش دهد.‏

مبارزه با سیستم سرمایه داری:‌
برخی از مکاتب فکری (مانند برخی گرایش‌های چپ رادیکال) استدلال می‌کنند که سرمایه‌داری و امپریالیسم نظامی جهانی است و مبارزه با آن فقط در سطح یک کشور نمی‌تواند به موفقیت کامل منجر شود.‏

جمع‌بندی
به‌جای دیدگاه «یا این یا آن»، رویکرد دیالکتیکی و یکپارچه می‌تواند راهگشا باشد:‏
۱. ‎مبارزه داخلی محور اصلی است: بدون تردید، هستهٔ مرکزی و اصلی هر تغییر ماندگاری باید در داخل کشور باشد. هدف ‏نهایی تغییر ساختارهای قدرت و حکومت برای بهبود زندگی مردم است و این نبرد در نهایت در عرصهٔ داخلی به نتیجه می‌رسد. ‏سازمان‌دهی، آگاهی‌بخشی، و بسیج نیروهای داخلی غیرقابل جایگزینی است.‏

۲. ‎مبارزهٔ جهانی یک جبههٔ ضروری و مکمل است: مبارزهٔ ضدّامپریالیستی یا بین‌المللی نباید جایگزین مبارزهٔ داخلی شود، ‏بلکه باید مکمل آن باشد. این مبارزه می‌تواند:‏
‏●‏‏ به افشای تبانی حکومت‌های سرکوبگر با قدرت‌های خارجی بپردازد،‏
‏●‏‏ از طریق فشار سیاسی بین‌المللی، هزینهٔ سرکوب داخلی را افزایش دهد،
‏●‏‏ با ایجاد همبستگی جهانی، روحیهٔ مبارزان داخلی را تقویت کند،
‏●‏‏ مانع از مداخلهٔ سیاسی یا نظامی خارجی شود که می‌تواند به نفع حکومت موجود یا علیه منافع مردم تمام شود.

۳. ‎تعادل استراتژیک برقرار باشد: جنبشی موفق است که بتواند بر اساس شرایط، در هر دو جبهه فعال باشد و منابعش را هوشمندانه به این دو تخصیص دهد. گاهی اولویت با سازمان‌دهی داخلی است و گاهی رخدادهای بین‌المللی بر ‏تحولات در داخل کشور اثری تعیین‌کننده دارد.‏

۴. ‎اجازهٔ انحراف به بیراهه‌ها داده نشود: باید مراقب بود که بحث ضدّامپریالیستی به ابزاری برای توجیه دیکتاتوری داخلی یا ‏نادیده گرفتن حقوق مردم تبدیل نشود. همچنین، باید مراقب بود که مبارزهٔ داخلی در انزوا و بدون پشتیبانی نیروهای ترقی‌خواه ‏جهانی قابل انجام نیست.‏

و حرف آخر اینکه: مبارزه در داخل کشور برای تغییر رژیم یا ساختارهای قدرت اصل و اساس است. اما این مبارزه در ‏خلأ صورت نمی‌گیرد. در دنیای امروز، درک درست از نقش قدرت‌های جهانی و استفادهٔ هوشمندانه از عرصهٔ بین‌المللی برای ‏پیشبرد مبارزهٔ داخلی امری ضروری و اجتناب‌ناپذیر است. به‌جای انتخاب یکی و حذف دیگری، باید به‌دنبال پیوند زدن این ‏دو جبهه در یک استراتژی منسجم بود. موفقیت نهایی در گرو تمرکز بر داخل با نگاهی به واقعیت‌های جهانی است.‏

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: خودکشی تمدنی در هورالعظیم
Next: کاهش ۸۰درصدی ارسال بسته‌های پستی به آمریکا
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved