ابتکار چین برای بهبود حکمرانی جهانی و سرنوشت مشترک (تصویر افزودهٔ اندیشهٔ نو است)
از گلوبال تایمز، به نقل از روابط عمومی وزارت امور خارجهٔ چین
ترجمهٔ مینا آگاه – اندیشهٔ نو
شنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۴
I. پیشینه
سال ۲۰۲۵ مصادف با هشتادمین سالگرد تاسیس سازمان ملل متحد است. هشتاد سال پیش جامعهٔ بینالملل با درنظرگیری درسهای تلخ دو جنگ جهانی تصمیم به ایجاد سازمان ملل متحد گرفت و عصر تازهای از حکمرانی جهانی را آغاز نمود. در طول هشت دههٔ گذشته، چشماندازها و رویههای حکمرانی جهانی- متشکل از نظام بینالمللی با محوریت سازمان ملل، نظم بینالمللی مبتنی بر حقوق بینالملل، و هنجارهای بنیادین روابط بینالملل بر پایهٔ اهداف و اصول منشور ملل متحد- سهمی تاریخی در حفظ صلح و توسعهٔ جهانی ایفا کرده است.
صحنهٔ بینالمللی کنونی دستخوش دگرگونی و بیثباتی است. سازمان ملل متحد و چندجانبهگرایی با چالش روبهرو است. خلأ حکمرانی جهانی پیوسته بیشتر حس میشود. نهادهای بینالمللی موجود سه کاستی بنیادین را نشان میدهند:
نخست، سهم کشورهای جنوب جهانی در این نهادها بسیار ناچیز است. خیزش جمعی اقتصادهای نوظهور و کشورهای در حال توسعه ضرورت افزایش نقش و نمایندگی جنوب جهانی و جبران بیعدالتیهای تاریخی را ایجاب میکند.
دوم، فرسایش اقتدار. اهداف و اصول منشور ملل متحد به شکل مؤثر رعایت نشده است. قطعنامههای شورای امنیت به چالش کشیده شده است. اقداماتی از قبیل تحریمهای یکجانبه حقوق بینالملل را نقض و نظم بینالمللی را مختل کرده است.
سوم، نیاز مبرم به کارآمدی بیشتر. اجرای دستور کار ۲۰۳۰ سازمان ملل برای توسعهٔ پایدار با تأخیر جدّی مواجه است. مسائلی همچون تغییرات اقلیمی و شکاف دیجیتال هر روز برجستهتر میشوند. در عرصههای نوینی مانند هوش مصنوعی، فضای سایبر، و فضای فرازمین خلأ حکمرانی وجود دارد.
جمهوری خلق چین، در مقام عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل و بزرگترین کشور در حال توسعه، همواره حامی استوار صلح جهانی، پیشبرندهٔ توسعهٔ جهانی، پاسدار نظم بینالمللی، و عرضهکنندهٔ کالاهای عمومی بوده است. چین با تمرکز بر پرسش محوری دوران ما، یعنی ساختن نظامی برای حکمرانی جهانی و چگونگی اصلاح و بهبود آن، «ابتکار حکمرانی جهانی» ( Global Governance Initiative) را ارائه نموده است. این ابتکار با اتکا به این رهنمود بنیادین تهیه شده است که باید به اهداف و اصول منشور ملل متحد پایبند ماند؛ دیدگاه حکمرانی جهانی مبتنی بر مشورت گسترده و مشارکت جمعی برای سود همگانی را محقق ساخت؛ بهدنبال زمینهسازی برای ایجاد نظامی عادلانهتر و منصفانهتر برای حکمرانی جهانی بود؛ و برای تحقق جامعهای با آیندهای مشترک برای بشریت گام برداشت.
II . مفاهیم کلیدی
۱. پایبندی به اصل برابری حاکمیتی
این اصل پیششرط بنیادین حکمرانی جهانی است. برابری حاکمیتی مهمترین هنجار حاکم بر روابط دولتها و اصلی اساسی است که سازمان ملل متحد و همهٔ نهادها و سازمانهای بینالمللی باید آن را رعایت کنند. ماهیت برابری حاکمیتی عبارت است از اینکه تمامی کشورها، صرفنظر از اندازه، قدرت یا ثروت، باید از حاکمیت و منزلتی برخوردار باشند که محترم شمرده شود؛ امور داخلی خود را بدون دخالت خارجی اداره کنند؛ حق انتخاب مستقل نظام اجتماعی و مسیر توسعه خود را داشته باشند؛ و حق داشته باشند بهصورت برابر در فرایند حکمرانی جهانی مشارکت کنند، در تصمیمگیریها نقش داشته و از منافع آن بهرهمند شوند. باید دموکراسی بیشتری در روابط بینالمللی ترویج شود تا نظام حکمرانی جهانی بهتر منافع و آرمانهای اکثریت کشورها را نمایندگی کند و میزان نمایندگی و حق اظهارنظر کشورهای در حال توسعه افزایش یابد.
۲. پایبندی به حاکمیت قانون بینالمللی
این اصل ضمانت بنیادین حکمرانی جهانی است. اهداف و اصول منشور ملل متحد هنجارهایی پایهای و اساسیاند که بهصورت جهانی در روابط بینالملل به رسمیت شناخته شدهاند. این اصول باید بهصورت تزلزل ناپذیر و استوار رعایت شود. در عرصههای نوظهور، قواعد بینالمللی باید بر اساس اجماع گسترده تدوین شود. حقوق و قواعد بینالمللی باید بهصورت یکسان و برابر به کار گرفته شود، بدون هیچ استاندارد دوگانه یا تحمیلی. باید اقتدار و ابهت حقوق بینالملل حفظ شود. بهویژه، قدرتهای بزرگ باید پیشرو در تبلیغ و دفاع از حاکمیت قانون بینالمللی باشند.
۳. پایبندی به چندجانبهگرایی
چندجانبه گرایی مسیر بنیادین حکمرانی جهانی است. چندجانبهگرایی مفهوم محوری نظام و نظم بینالمللی موجود است. اصل مشورت گسترده، مشارکت جمعی و منافع مشترک، باید رعایت شود. امور جهانی را باید همگان تصمیمگیری کنند، نظام حکمرانی را همگان بسازند، و ثمرات حکمرانی میان همگان تقسیم شود. باید از رویههای یکجانبهگرایی اجتناب شود. سازمان ملل متحد بستر اصلی اجرای چندجانبهگرایی و پیشبُرد حکمرانی جهانی است که نقش آن باید تقویت شود، نه تضعیف. سایر نهادهای چندجانبهٔ جهانی و منطقهای باید نقاط قوت خود را به کار گیرند و نقشی سازنده ایفا کنند. باید از همهٔ ترتیبات تبعیضآمیز و انحصاری اجتناب شود.
۴. پایبندی به رویکرد مردممحور
این ارزش اساسی حکمرانی جهانی است. مردم همه ملل بازیگران بنیادین حکمرانی جهانی هستند و رفاه آنان نفع نهایی آن محسوب میشود. نظام حکمرانی جهانی باید پاسخگوی نیازهای مردم باشذ و پیوسته اعتماد و باور آنان به آیندهای باثبات را تقویت کند تا مورد حمایت گسترده قرار بگیرد و اثرگذار باشد. این نظام باید از طریق اصلاحات به بهبود خودش بپردازد تا از طریق شتابدهی به توسعهٔ مشترک، احساس امنیت و رفاه بیشتر از طریق پاسخدهی مؤثرتر به چالشهای مشترک جامعهٔ بشری، و احساس کسب موفقیت از طریق پیشبرد منافع مشترک کشورها و مناطق مختلف را در میان مردم همهٔ کشورها برانگیزد.
۵. پایبندی به نتایج ملموس و عملی
این اصلی مهم در حکمرانی جهانی است. در اساس، حکمرانی جهانی اثرگذار رویکردی است که مسائل واقعی را حل میکند. با توجه به پیوندهای نزدیک میان مسائل مختلف، حکمرانی جهانی باید به شیوهای هماهنگتر، نظاممندتر، و همهجانبهتر انجام پذیرد. این نظام باید هم علل ریشهای و هم علائم و نشانهها را مورد توجه قرار دهد تا راهحلهای پایدار بیابد. هم باید به مسائل فوری بپردازد و هم چالشهای بلندمدت را در نظر بگیرد. کشورهای توسعهیافته باید بهطور جدّی مسئولیتهایشان را بر عهده بگیرند و منابع و کالاهای عمومی بیشتری ارائه دهند. کشورهای در حال توسعه نیز باید بهسهمخود هماهنگی و همکاری بیشتر را برای تقویت خودشان دنبال کنند و نهایت تلاششان را برای جهان به کار گیرند.
III . راه پیش رو
ابتکار حکمرانی جهانی (GGI)، یکی دیگر از ابتکارهای عمدهٔ پیشنهادی چین پس از «ابتکار توسعهٔ جهانی» (Global Development Initiative, GDI)، «ابتکار امنیت جهانی» (Global Security Initiative, GSI) و «ابتکار تمدن جهانی» (Global Civilization Initiative, GCI ) است. GDI بر ترویج همکاریهای بینالمللی در زمینه توسعه، GSI بر تشویق گفتوگو و مشورت برای حل اختلافهای بینالمللی، GCI بر ترویج تبادلات و یادگیری متقابل میان تمدنها، و GGI بر تعیین جهت، اصول، و مسیر اصلاح نظام و نهادهای حکمرانی جهانی متمرکز است. این چهار ابتکار هرکدام اولویتهای خاص خود را دارند و میتوانند بهصورت موازی دنبال شوند. هر یک از آنها منبعی برای انرژی مثبت در دنیای متغیر و پرآشوب و محرکی برای توسعه و پیشرفت بشریت خواهند بود.
«پنج مفهوم کلیدی» GGI ریشه در اهداف و اصول منشور ملل متحد دارد و پاسخی به آرزوی مشترک اکثر کشورهاست. اصلاح و بهبود حکمرانی جهانی به معنای واژگون کردن نظم بینالمللی موجود یا ایجاد چارچوبی دیگر خارج از نظام بینالمللی کنونی نیست. بلکه هدف آن است که نظام و نهادهای بینالمللی موجود در تصمیمگیری کارآمدتر، در عمل اثربخشتر، در انطباق با تغییرات منعطفتر، در پاسخدهی به چالشهای جهانی سریعتر و مؤثرتر، و در خدمترسانی به منافع همهٔ کشورها، بهویژه کشورهای در حال توسعه، بهتر عمل کنند.
صرفنظر از تغییرات صحنهٔ بینالمللی، چین در حمایت از نظام بینالمللی با محوریت سازمان ملل متحد و نظم بینالمللی مبتنی بر حقوق بینالملل ثابتقدم خواهد ماند، بر جانب درست تاریخ ایستادگی خواهد کرد، و دست در دست دیگر نیروهای مترقی جهان برای ساختن جامعهای با آیندهٔ مشترک برای بشر و برای آرمان والای صلح و توسعهٔ جامعهٔ بشری بیوقفه تلاش خواهد کرد.
ما از بسترهای فراهمشده توسط سازمان ملل، نهادهای بینالمللی ذیربط، و نهادهای چندجانبهٔ منطقهای و زیرمنطقهای بهره خواهیم گرفت تا همراه با همهٔ طرفها اقدامات فعالانهای انجام دهیم و افکار و انرژیمان را برای اصلاح و بهبود حکمرانی جهانی مصروف داریم. اولویت به حوزههایی داده خواهد شد که حکمرانی در آنها نیازمند توجه فوری و با کمبود مواجه است، از جمله اصلاح ساختار مالی بینالمللی، هوش مصنوعی، فضای سایبری، تغییرات اقلیمی، تجارت و فضای ماورای جوّ، و نیز حمایت استوار از اقتدار و نقش محوری سازمان ملل متحد و پشتیبانی از این نهاد در اجرای «پیمان آینده». ما مایلیم ارتباط و همکاری در این حوزهها را افزایش دهیم تا وفاق جمعی ایجاد کنیم، دستاوردهای عملی را شناسایی نماییم، و به دستیابی زودهنگام به نتایج ملموس کمک کنیم.
جامعهٔ بشری به جامعهای با سرنوشت مشترک و درهمتنیده بدل شده است. بهبود حکمرانی جهانی انتخاب درست جامعهٔ بینالمللی برای سهیم شدن در فرصتهای توسعه و مقابله با چالشهای جهانی است. چین تلاشهای مشترک با همهٔ طرفها را برای کاوش در شیوههای اصلاح و بهبود حکمرانی جهانی تقویت میکند تا آیندهای درخشان از صلح، امنیت، رفاه، و پیشرفت گشوده شود.