آثار تحریمها در بخش سلامت، هشداری جدی است که بارها از سوی کارشناسان اعلام شده است. سیمین کاظمی، پزشک و جامعهشناس، تحریمها را عامل میانجی میداند که تأثیر نابرابریهای اقتصادی واجتماعی بر دسترسی به خدمات سلامت را بهوضوح مشخص میکند. او دراینباره به «هممیهن» میگوید: «تحریمها فرصت چارهاندیشی برای مشکلات اقتصادی و اجتماعی را سلب میکنند و جامعه را در شرایط یک بیماری حاد نگه میدارد که امید بهبود از آن در ابهام است.»
کاظمی در پاسخ به سوالی درباره تاثیر تحریمها بر وضعیت سلامت جامعه میگوید: «تحریمها موجب افت کمی و کیفی در ارائه خدمات سلامت شده است. مسئله کاهش دسترسی به وسایل تشخیصی، ابزار و لوازم درمان و داروهای مهم وجود دارد. چون بسیاری از ابزارهای تشخیصی، لوازم آنها و داروها یا مواد اولیهشان از خارج از کشور وارد میشود و در شرایط تحریم، امکان فراهم کردن آنها دشوار است.»
به گفته او، تحریمها بهخاطر شرایط کمبود و کمیابشدن کالاها باعث افزایش هزینههای درمانی شدهاند: «از دیگر آثار تحریمها که در برخی مطالعات مشخصشده؛ افزایش مرگومیر نوزادان، کودکان کمتر از پنجسال، همچنین مرگومیر ناشی از بیماریهای مزمن است که میتوان به سرطانها، تالاسمی، اماس و بعضی بیماریهای خاص اشاره کرد.» او میگوید، این تنها بُعد سلامت و جسمانی مسئله تحریمهاست: «میدانیم که سلامت، ابعاد روانی و اجتماعی هم دارد که این دو بُعد نیز تحتتأثیر شرایط تحریم قرار گرفته است.»
ازسویدیگر، تحریم موجب تشدید نابرابری در دسترسی به خدمات سلامت شده: «بهتر بگویم، تحریمها بهعنوان عامل میانجی عمل میکنند که تأثیر نابرابریهای اقتصادی و اجتماعی بر دسترسی به خدمات سلامت، با آنها بهوضوح مشخص میشود. به این معنی که در شرایط تحریم و کمبود، تهیدستان هستند که دسترسیشان به خدمات سلامت کاهش پیدا کرده یا مجبور به استفاده از خدماتی با کیفیت بدتر شدند.» او معتقد است که در شرایط تحریم منابع نظام سلامت کاهش پیدا کرده و ارائه خدمات رایگان و ارزان کاهش مییابد و بحث پیشگیری از بیماریها کمرنگ میشود.
اثرات تحریمها بعد از دو تا سه سال بیشتر مشهود و ملموس خواهد بود و به همین دلیل کاظمی معتقد است، باید نگران آینده باشیم: «در آغاز، اخبار مربوط به فعالشدن مکانیسم ماشه و تشدید تحریمها، بیثباتی اقتصادی و افزایش قیمتها را بهدنبال داشته اما هرچه میگذرد، اثرات کمبود و فقدان دسترسی در بخشهایی مثل سلامت، بیشتر مشخص خواهد شد.»
به گفته او بیثباتی اقتصادی، هرجومرج در بازار، کمبود و نداشتن دسترسی به کالاها و خدمات ضروری، کیفیت زندگی مردم را تحتتأثیر قرار داده است: «بهدلیل فقدان دسترسی و ناتوانی در تامین کالاهای ضروری و رفاهیات زندگی، مردم مجبورند تغییراتی در زندگیشان ایجاد کنند و از بسیاری چیزها صرفنظر کنند.» او گزارشها و آماری که از کاهش مصرف گوشت، لبنیات، میوه و حتی حبوبات منتشر میشود را نگرانکننده میداند: «این گزارشها هشداری است در مورد آسیبپذیری جامعه در برابر بیماریها.»
او در پاسخ به سوال دیگری درباره فشار تحریمها روی زندگی مردم جامعه میگوید: «تحریمها بهعنوان مجازاتی برای دولتها تعیین میشوند، اما بار آنها به دوش ملتهاست و رنج و ستمی است که به ملتها، بهویژه گروههای آسیبپذیر هر جامعه تحمیل میشود.» به گفته او، تحریمها برای دولتهای ناکارآمد بهانهای قوی هستند که بتوانند ناکارآمدی و ناتوانی خود را توجیه کنند و مسائل اجتماعی پیشین و مزمن مانند فقر، نابرابری و بیکاری را به تحریم منتسب کنند: «تحریمها فرصت چارهاندیشی برای مشکلات اقتصادی و اجتماعی را سلب میکنند و جامعه را در شرایط یک بیماری حاد نگه میدارند که امید بهبود از آن در ابهام است.»
سهشنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۴