یکشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۴
در میان ۵۹ زندانی سیاسی محکوم به اعدام سه زن زندانی سیاسی نیز هر روز، با تأیید اتهامات واهی توسط قضات مرگ و جنون بیامان حاکمیت در سیاست حذف و ارعاب در جامعه، به اعدام نزدیکتر میشوند.
پخشان عزیزی، وریشه مرادی، و شریفه محمدی تجسّم زندگی هستند. نگاهی کوتاه به کارنامهٔ مبارزاتی و زیست شخصی آنان به ما یادآور میشود که این جانهای شریف جز برای برابری، رهایی، و ایستادگی علیه هر شکلی از ارتجاع اقدام نکردند. تأیید دیگربارهٔ احکام اعدام آنان در دیوان عدالت چشمپوشی عامدانهٔ حاکمیت جمهوری اسلامی بر تناقضات پرونده است. حکومتی انتقامگیر که در تمامی پنج دههٔ گذشته تاوان قیامهای سترگ مردمی و فساد و چپاول و فروپاشی سیاسی خود در منطقه و مناسبات جهانی را تنها با «اعدام» و «کشتار» فعالان سیاسی و مردم پرداخته است.
جمهوری اسلامی ارتجاعی طاعونی است که با اعدام هویت سیاسی خود را شکل داد و تا آخرین روز حکمرانی نیز به مدد کشتن و طناب دار به قدرت خود ادامه میدهد.
نه به اعدام فقط یک مطالبه نیست، ضرورت تاریخی برای گذار از قدرتهای پیاپی وحشت و ترور است. هیچ دولت دموکرات، رهاییبخش، و مبتنی بر خواست و ارادهٔ مردمی شکل نخواهد گرفت، اگر مقابله و نفی اعدام یکی از ارکان اصلی آن نباشد.
باید احکام اعدام را برجسته ساخت تا عموم آن را ببینند. این مهم توسط ابزارها و راههای مختلفی امکانپذیر است. نگذاریم خدای دههٔ شصت با یَد طولای خود در اعدامهای صحرایی، ترورهای در پستو، اعدامهای فلّهای، و ساخت خاورانها- و حالا نابودی همان اسناد جنایت- باز هم بکشد و بتازد.
در کنار بیشمار زنان و مردان زندانی جرائم عمومی و سایر زندانیان سیاسی محکوم به اعدام سه زن در شُرُف مرگ قرار دارند. حاکمیت میخواهد انتقام خروش، آگاهی جمعی، و پتانسیل اعتراضی مردم همیشه مبارز کوردستان و- گیلان، خاصه پس از قیام ژینا- را از پخشان و وریشه و شریفه بگیرد.
جان هر زندانی سیاسی محکوم به اعدام جان هر یک از ماست. علیه این قتل حکومتی باشیم.
از کانال تلگرامی بیدارزنی