نمایش ضدّنظامیگری در مقابل کاخ سفید آمریکا. «بودجه را نظامیزدایی کنید.» عکس از American Friends Service Committee
از نشریهٔ گاردین استرالیا
ترجمهٔ لیندا سارنگ – اندیشهٔ نو
یکشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۴
کسانی که برای صلح فعالیت میکنند عادت دارند که بهشان گفته شود که بیش از حد آرمانگرا هستند. در واقع، طرفداران جنگ و هواداران ارتش و نظامیگری اغلب به این چند افسانه باور دارند:
افسانهٔ اول: قدرت نظامی ضامن صلح است
این گزاره در ابتدا معقول به نظر میرسد. اگر درست مسلح باشیم، کشورهای دیگر به ما حمله نخواهند کرد، بنابراین جهان جای صلحآمیزتری خواهد بود، درست است؟ نه، اشتباه است! انباشت تسلیحات در یک کشور میتواند مایهٔ افزایش تسلیحات در کشورهای دیگر باشد و همه را در وضعی بدتر قرار دهد (زیرا پولی را خرج تسلیحات میکنند که میتوانست برای تأمین آموزش و بهداشت مردم خرج شود) و مردم همچنان در ترس و وحشت باشند. مشکل دیگر این افسانه این است که معمولاً از سلاحها استفاده میشود و بیاستفاده نمیمانند. فقط به تعداد جنگهایی نگاه کنید که آمریکا به راه انداخته است.
افسانهٔ دوم: مخارج نظامی به بهبود اقتصادی کمک میکند
«برای اقتصاد خوب است» توجیهی رایج برای صرف پولی بسیار زیاد برای هزینههای تسلیحاتی و نظامی است که از جیب زحمتکشان کشور خرج میشود. در استرالیا بهویژه این گزاره به کار میرود که هزینههای نظامی به ایجاد شغل میانجامد. در استرالیا دولتهایی داریم که به صنعت خودرو کمک نمیکنند، اما از «ایجاد شغل» برای توجیه خرج کردن مقدار عظیمی پول استفاده میکنند که تا کنون در این کشور برای تهیهٔ زیردریاییها و موشکهای هستهیی در چارچوب آکوس [AUKUS، پیمان امنیتی سهجانبهٔ استرالیا، بریتانیا، آمریکا] خرج شده است.
این درست است که پولی که برای ارتش خرج میشود باعث ایجاد برخی مشاغل هم میشود. به گفتهٔ مؤسسهٔ آلمانی «کیل» (Kiel) برای اقتصاد جهانی که پژوهشهای اقتصادی میکند، هزینههای نظامی تأثیر نابهنجاری بر اقتصاد دارد، زیرا صرف هزینه در ارتش جدا از نیازهای جامعه است. وقتی صحبت از مشاغل و ایجاد شغل به میان میآید، باید گفت با صرف هزینه در عرصهٔ آموزش، مراقبتهای بهداشتی و درمانی، و انرژی پاک شغلهای بیشتری ایجاد میشود تا هزینه کردن برای نیروهای مسلح و تجهیزات آنها.
افسانهٔ سوم: جنگ بد است، اما دستکم دستاوردهای جانبی خوبی دارد
بیشتر مردم این دستاوردهای جانبی را میشناسند. شما هر روز از یکی از این دستاوردهای معروف استفاده میکنید: اینترنت. آژانس پروژههای پژوهشی پیشرفتهٔ دفاعی (DARPA) بازوی تحقیق و توسعهٔ ارتش آمریکا است که اینترنت را بهعنوان راهی برای برقراری ارتباط نیروهای مسلح با یکدیگر پس از حملهٔ هستهیی اختراع کرد. هورا برای دارپا! اما کمی صبر کنید. ماریانا مازوکاتو، اقتصاددان، حقایق امر را بررسی کرده است. آنچه واقعاً به رواج اینترنت کمک کرد دانشگاهها، شرکتها، و آزمایشگاههایی بودند که همگی با بودجهٔ دولتی تأمین مالی میشدند. مرورگرهای وب و آدرسهای اینترنتی که امروزه بدیهی فرض میکنیم و بهشان فکر نمیکنیم در پروژهای غیرنظامی به نام «سازمان پژوهش هستهیی اروپا (CERN) ساخته شدند تا دانشمندان بتوانند کشفهایشان را بهسرعت با یکدیگر به اشتراک بگذارند. این سازمان پژوهشی اروپایی ذرات زیر اتمی جدیدی را کشف کرده و HTML را ساخته است که امکان طراحی صفحههای وب را ممکن کرده است. به نظر میآید که همهٔ اینها استفادهٔ بسیار بهتری از پول ملت باشد تا خرید یک سیستم موشکی جدید.
افسانهٔ چهارم: سلاحهای اتمی به این معنی بود که پس از ۱۹۴۵ هیچ جنگی رخ ندهد
این یکی نسخهٔ بهروز شدهٔ استدلال «صلح از طریق قدرت» است و خیلی از کسانی آن را به کار میبرند که باید بهتر از اینها بدانند و بفهمند. میگویند: قدرتهای هستهیی از رفتن به جنگ میترسیدند. میترسیدند که سلاحهای هستهیی طرف مقابل آنها را از روی زمین محو کند. بنابراین سلاحهای هستهیی چیزهای خوبیاند.
درست است که از زمان پایان دومین جنگ جهانی پیشااتمی جنگ جهانی دیگری رخ نداده است، اما این استدلال بسیار مبهم و خدشهدار است. بله، قدرتهای هستهیی از زمان بمباران ناگاساکی در ۸۰ سال پیش تا کنون از سلاحهای هستهییشان استفاده نکردهاند، اما سلاحهای هستهیی از وقوع جنگ در کره، ویتنام، مالزی، فلسطین، افغانستان، و عراق خیلی جاهای دیگر جلوگیری نکرده است. مردم فلسطین هیچ دلیلی ندارند که از زرادخانهٔ هستهیی اسرائیل برای برقراری صلح تشکر کنند. وقتی کسی میگوید که سلاحهای هستهیی حافظ صلحاند، منظورش این است که سلاحهای هستهیی صلح را در آن کشورهایی حفظ کرده است که برای آنها اهمیت دارند.
حزب کمونیست استرالیا برای صلح از راه خلعسلاح و حل سیاسی اختلافها تلاش میکند. این تلاش و این شیوه بسیار واقعبینانهتر از آن چیزی است که لابیهای نظامیگری میخواهند به شما میگویند.