گزارشی از نیلوفر حامدی دربارهٔ تعطیلی و حذف شدن سازمانهای مردمنهاد در یک دههٔ اخیر
دوشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۴

آ. نعمتزاده – اندیشهٔ نو: نیلوفر حامدی در گزارشی در شرق مینویسد که در یک دههٔ اخیر، سمنهای (سازمانهای مردمنهاد) زیادی بهطور کامل یا موقت تعطیل شدهاند.
«جمعیت امام علی» و «خانهٔ خورشید» منحل شدند، «شبکهٔ یاری»، «خانه امن آتنا»، و «مهروماه» با برکناری مدیران عامل روبهرو شدند، «مهر شمسآفرید» یک بار تعطیل و دوباره بازگشایی شد، «جمعیت دفاع» و «انجمن حمایت از حقوق کودکان» بارها با بحران تمدید مجوز روبهرو شدند، و چندین مؤسسهٔ دیگر نیز که تمایلی به انتشار نامشان نداشتند از موانع متعددی برای سرپا ماندن عبور کردند.
فضای فعالیت مدنی و سازمانهای مردمنهاد (سمنها) ایران در یک دههٔ اخیر، هرچند وقت یک بار با موجی از تلاطم روبهرو شده است. از «جمعیت امام علی» گرفته تا «خانهٔ خورشید» سمنهایی بودهاند که نقشی کلیدی در مبارزه با بحرانها و آسیبهای اجتماعی «در دل میدان» داشتهاند، اما بعد از چند سال فعالیت بیوقفه، مُهر تعطیلی بر پیشانیشان نشانده شده است.
نگاهی به برخوردهای گاهوبیگاه با سمنها و سازمانهای غیردولتی در یک دههٔ اخیر نشان میدهد اگرچه در برخی از این سمنها بسته میشود، اما کسی به فکر جبران نقش آنها در جامعه نیست. یکی از شاخصترین سمنها (انجیاوها)یی که منحل شد، «جمعیت امداد دانشجویی مردمی امام علی» بود که از سال ۱۳۷۸ راهاندازی شد، توانست حدود ۱۰هزار داوطلب از سراسر کشور جذب کند. گسترهٔ فعالیت این نهاد از رساندن سبد غذایی به خانوادههای کمبضاعت بود تا حمایت از زنان سرپرست خانوار، خانوادههای مهاجر، تحصیل کودکان، و همچنین آسیبهای اجتماعی همچون اعتیاد. در اواخر دههٔ ۹۰ بهدلیل فشارهای متعدد پای جمعیت به دادگاه کشانده شد. در نهایت، این سمن پس از ۲۱ سال فعالیت بیوقفه در اسفند ۹۹ منحل شد.
«خانهٔ خورشید»، که مرکزی تخصصی برای کاهش آسیب اعتیاد زنان بود و از سال ۱۳۸۵ در محلهٔ دروازه غار تهران فعال بود، در اسفند ۱۴۰۰ تعطیل شد. این مرکز طی ۱۷ سال فعالیت ۲۵۰۰ زن را زیر پوشش گرفت که بیش از ۶۰۰ نفر از آنان به بهبود نسبی رسیده بودند.
سازمانهای دیگری مانند «خانهٔ امن آتنا»، «شبکهٔ یاری»، «مهروماه»، «جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان»، و «مهر شمسآفرید» نیز با شکلهایت متفاوتی از فشار روبهرو بودهاند: از برکناری مدیران عامل تا تعلیق مجوز، تهدید داوطلبان، و اعمال مداخلههای پنهان در تصمیمگیریهای درونسازمانی. برخی از این نهادها بدون اعلام رسمی تعطیل شدند و برخی دیگر ناچارند برای ادامهٔ حیات هویت و ساختارشان را تغییر دهند.
با این حال، پیوندهای غیررسمی میان فعالان اجتماعی همچنان به حیات برخی از این نهادها کمک میکند. بسیاری از داوطلبان و مؤسسان پس از تعطیلی یک سازمان، با نام جدید یا ساختار متفاوت در نهاد دیگری به فعالیت ادامه میدهند. البته این انتقال ناگزیر همیشه با کاهش ظرفیت، از دست دادن داوطلبان، و محدودیت در دسترسی به منابع همراه است.
لیلا ارشد، بنیانگذار «خانهٔ خورشید»، میگوید که سمنها در واقع حلقهٔ واسط میان مردم و نهادهای سیاستگذارند و وجودشان نوعی «بازی بُرد-بُرد» برای دولتهاست. او میگوید: «این نهادها با تکیه بر تجربه، تخصص، و آموزشهای میدانی، در دل جامعه فعالاند و میتوانند فاصلهٔ میان سیاست رسمی و نیازهای مردمی را پر کنند.»
تجربهٔ «مهر شمسآفرید» ارومیه نیز نمونهٔ دیگری از فشارهای مداخلهگرایانه است. فاطیما باباخانی، مدیر این مرکز، از تخلیهٔ ناگهانی این خانهٔ امن خبر میدهد که بدون هشدار قبلی و بهدلیل شکایت همسران خشونتگر از طریق بهزیستی صورت گرفت. در پی پیگیری هیئتمدیره و بررسی ناظران سازمان، این مرکز یک هفته بعد دوباره بازگشایی شد. او میگوید که حذف چنین مراکزی امنیت و سلامت زنان خشونتدیده را مستقیماً تهدید میکند.
فاطیما باباخانی میگوید که سیاستگذاریهای شخصی و سلیقهیی برخی مدیران دولتی سمنها را دچار بیثباتی کرده است. او خواستار آن است که جایگاه این نهادها در نظام اجتماعی و فرهنگی کشور به رسمیت شناخته شود و از رفتارهای فصلی و سیاسی با آنان پرهیز شود.
گزارشی که نیلوفر حامدی تهیه کرده است تصویری روشن از وضع جامعهٔ مدنی و سمنها در ایران به دست میدهد، جامعهای که با وجود افزایش فشارها، هنوز میکوشند که به کارش ادامه دهد. نباید گذاشت که این نهادها تعطیل یا کماثر شوند.