جمعه ۲۴ مرداد ۱۴۰۴
تارنمای داوطلب گزارشی مستند و تحلیلی با عنوان «سرکوب آزادی تجمع و انجمن کارگران و مزدبگیران در ایران: از خشونت در عمل تا نظاممند شدن در قانون» منتشر کرد.
گزارش منتشرشده بهشیوهای نظاممند وضع حق آزادی انجمن و تجمع کارگران و مزدبگیران در ایران را بررسی میکند، دو حقی که بهرغم گنجانده شدن در قانون اساسی جمهوری اسلامی (اصول ۲۶ و ۲۷) و نیز التزام حقوقی ایران به اسناد بینالمللی مانند میثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، در عمل بهطور گسترده و مستمر نقض میشود.
این گزارش، که حاصل تحلیل اسناد قانونی، گفتوگو با فعالان کارگری، بررسی گزارشهای نهادهای بینالمللی و مستندات تاریخی است، نشان میدهد که چگونه سرکوب این حقوق بنیادین از حالتی پراکنده و امنیتی در سالهای ابتدایی انقلاب ۱۳۵۷، به شکلی نظاممند و قانونیشده در دهههای بعد تغییر کرده است. این روند با تضعیف تدریجی بندهای حمایتی قانون کار، صدور آییننامههای محدودکننده، و انحصار سازمانهای کارگری به نهادهای حکومتی همراه بوده است.
سرفصلهای اصلی این گزارش عبارتند از:
– تبارشناسی گفتارهای حاکم بر قوانین جمهوری اسلامی در حوزهٔ انجمن و تجمع، از هنگام تدوین قانون اساسی در سال ۱۳۵۸ تا امروز؛
– تاریخچهٔ شکلگیری و سرکوب تشکلهای مستقل کارگری مانند سندیکای شرکت واحد، انجمن صنفی معلمان، و اتحادیههای آزاد؛
– واکنشهای بینالمللی، بهویژه واکنش سازمان بینالمللی کار (ILO)، که در پروندههایی همچون پروندهٔ شمارهٔ ۲۵۰۸ (Case No. 2508) بهطور مستند نقض فاحش این حقوق در ایران را ثبت کردهاند؛
– روندهای قانونیسازی سرکوب از دههٔ ۱۳۸۰ به بعد، بهویژه پس از خیزشهای اعتراضی و تلاشهای مدنی برای سازمانیابی مستقل؛
– ارتباط میان سرکوب آزادی انجمن با فجایع محل کار و مرگومیر کارگران، بهویژه در نبود تشکلهای صنفی مستقل در صنایع پُرخطر؛
– نقش جناحهای سیاسی در ایجاد و تخریب فرصتهای تشکلیابی و بهرهبرداری از تشکلهای رسمی بهعنوان ابزار رقابت درونحکومتی؛
– و در نهایت، آمار مستند از افزایش اعتراضهای کارگری و سرکوبهای فزاینده در دورهٔ اخیر، از جمله در دولت کنونی پزشکیان.
نتیجهای که از این گزارش گرفته شده این است که نبود امکان ایجاد تشکلهای مستقل کارگری و سرکوب شدید اعتراضها و اعتصابها نهتنها نقض صریح حقوق بنیادین انسانی است، بلکه در شرایط بحرانی اقتصادی امروز، شکافهای اجتماعی و نارضایتیهای عمیقتری را در پی دارد.
تارنمـای داوطلـب بـا انتشـار ایـن گـزارش از نهادهـای بین المللـی، سـازمانهای کارگری جهانـی، و نهادهـای مدنـی مستقـل میخواهـد که بـا اعمـال فشـارهای مؤثرتـر بـر جمهـوری اسلامـی ایـران از حقـوق بنیادیـن کارگـران بـرای سـازمانیابی و اعتـراض مسـالمتآمیز حمایـت کننـد.
در بخش نتیجهگیری آمده است: «سرگذشــت آزادی انجمــن و تجمــع در جمهــوری اسلامــی سرگذشــت مقاومتهــای پنهـان و آشـکار در برابـر نظمـی اسـت کـه از بـدو تأسـیس خـود سـازمانیابی مستقـل مزدبگیـران را نـه حـق، بلکـه تهدیـدی علیـه اقتـدار سیاسـی و ایدئولوژیـک خـویش تلقـی کــرده اســت. از حــذف واژهٔ «ســندیکا» در مجلــس خبــرگان قانــون اساســی گرفتــه تــا سـرکوب خونیـن تجمعـات کارگری در هفت تپـه، طبـس، و تهـران، از مسکوت گذاشـتن تفاهمنامههــای امضاشــده بــا ILO تــا انحصــار کامــل نهادهــای نمایندگــی کارگری در دســت دولــت و کارفرمــا، تاریــخ حقــوق صنفــی در ایــران تاریخــی پُــر از تبعیــض، خشــونت، و وعدههــای عمل نشــده اســت. امـا ایـن تاریـخ تنهـا تاریـخ سـرکوب نیسـت. همانقدر کـه حکومـت کوشـیده کارگـران را از حـق تجمـع، تشـکل، و اعتـراض مـحروم کنـد، آنـان نیـز راههـای نوینـی بـرای بیـان، مقاومـت، و سـازماندهی یافتهاند. تشـکیل مجـدد سـندیکای شـرکت واحـد اتوبوسرانـی تهــران و حومــه در دل ممنوعیتهــا، مبــارزات صنفــی معلمــان در ســالهای اخیــر، شــکل گیری شــوراهای غیررســمی در پالایشــگاههای نفــت، یــا شــبکههای خودیــاری میــان کارگــران اخراجــی همــه نشــان میدهــد کــه در دل تــرس، خلأ، و فشــار، نوعــی خلاقیـت اجتماعـی زاده شـده کـه هنـوز میـدان را تـرک نکـرده اسـت.»
«ســازمانیابی کارگــران و مزدبگیــران نــه صرفاً سیاســی-اجتماعی اســت، کــه بــه بازتعریــف رابطــهٔ میــان مــردم و قــدرت میانجامــد. پرسـش از حـق تجمـع پرسـش از مرزهـای خشـونت مـشروع، مالکیـت، و مشـارکت در تصمیـمگیری جمعـی اسـت. در دل همیـن ستیـز بـر سـر تشـکلیابی اسـت کـه کارگـران میکوشـند خـود را از وضعیـت «سـوژههای قابـلفرمـان» بـه کنشـگران آگاه و صاحـب حـق بـدل کننـد.»
برای دریافت نسخهٔ کامل این گزارش اینجا کلیک کنید.

