دوشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۴
نیما حیدری – اندیشهٔ نو: بهگزارش انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران، «اولین گزارش دستمزد و وضعیت کاری روزنامهنگاران» صبح روز ۱۴ مرداد ۱۴۰۴ در محل انجمن روزنامهنگاران و با حضور و توضیحهای دکتر سعید ارکانزاده یزدی، پژوهشگر، دربارهٔ روند تدوین این گزارش، رونمایی شد.
دکتر ارکانزاده یزدی، در مقدمهٔ این گزارش نوشته است: «این پژوهش بهسفارش انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران انجام شده است و از اواخر تابستان ۱۴۰۳ مقدمات اجرایی آن شروع شد. ابتدا با مطالعهٔ ادبیات [=منابع] موجود در زمینهٔ دستمزد و شرایط کاری رسانهها، پرسشنامهای تنظیم شد. رسانههای منتخب برای پر کردن پرسشنامه انتخاب شدند و سپس در پاییز ۱۴۰۳ ، از مهر تا آذر، با کمک روزنامهنگارانی که با رسانههای جامعهٔ نمونه پژوهش آشنا بودند، پرسشنامه بهصورت آنلاین پر شد. بنابراین، نتایج این پیمایش مربوط به دستمزدها و وضعیت کاری نیمهٔ دوم سال ۱۴۰۳ است.»
جامعهٔ آماری این گزارش شامل ۱۶۵ روزنامهنگار از ۲۹ رسانهٔ پُرمخاطب ایران، شامل خبرگزاریها، پایگاههای خبری، روزنامهها و مجلات چاپی بوده است.
طبق این گزارش، رسانههای نمونهٔ آماری این پژوهش بهترتیب الفبا اینها بودهاند: اطلاعات، اعتماد، اکو ایران، انصاف نیوز، ایران، ایرنا، ایسنا، ایلنا، پانا، پیام ما، پیوست، تجربه، خبر آنلاین، خبر ورزشی، دنیای اقتصاد، زومیت، سازندگی، شرق، صبا، عصر ایران، عصر تراکنش، فرهیختگان، فوتبال ۳۶۰ ، فیلم امروز، مهر، ورزش ۳، هفت صبح، همشهری، هم میهن.
بخش مهمی از این گزارش به بررسی وضع مزد روزنامهنگاران و بیمهٔ آنها اختصاص یافته است. بررسی این بخش نشان میدهد که خالص دریافتی ماهانهٔ حدود ۸۵درصد از روزنامهنگاران کمتر از ۲۰میلیون تومان است و جامعهٔ روزنامهنگاری ایران از لحاظ رضایت حرفهیی و امنیت شغلی وضع مناسبی ندارد.
آمار پژوهشی انجمن صنفی روزنامهنگاران حاکی از آن است که ۴۲٫۹درصد از روزنامهنگاران فقط نیمی از کل درآمد برای گذران زندگیشان را از راه فعالیت رسانهیی بهدست میآورند. بهعبارت دیگر، درآمد حاصل از روزنامهنگاری در ایران بهتنهایی نمیتواند هزینهٔ زندگی بخش بزرگی از شاغلان رسانهیی را تأمین کند و آنها ناچارند برای تأمین هزینههای زندگی به فعالیتهای دیگر بپردازند.
این گزارش با دقتی آماری و روشی علمی تصویری کمسابقه از وضع تحریریههای رسانهها ارائه میدهد. از سن و جنسیت شاغلان رسانهیی گرفته تا نوع رسانه، سابقهٔ کار، وضع بیمه، قرارداد، مزد، رضایت حرفهیی، امنیت شغلی، و حتی احساس آزادی در روزنامهنگاری، همه در قالب پرسشنامهای دقیق گردآوری شده است.
میانگین سنی پاسخگویان ۳۸ سال است و تقریباً ۵۹درصد آنان زن و ۴۱درصد مرد هستند. تقریباً ۵۵درصد متأهل و ۴۵درصد مجردند.
۹۷درصد از روزنامهنگاران مدرک دانشگاهی دارند
۹۷درصد پاسخگویان مدرک دانشگاهی دارند. تقریباً ۴۲درصد مدرک کارشناسی و ۴۹درصد مدرک کارشناسی ارشد دارند.
۳درصد مدرک دیپلم، ۴درصد مدرک کاردانی، و ۲درصد مدرک دکتری دارند. طبق این پژوهش آماری، میانگین سابقهٔ کار روزنامهنگاران نیز ۱۴٫۲ سال است.

دستمزد ۶۵درصد از روزنامهنگاران بین ۱۰ تا ۲۰میلیون تومان است
بر اساس نتایج این پژوهش، درآمد بیش از ۶۵درصد از روزنامهنگاران از شغل روزنامهنگاری بین ۱۰ تا ۲۰میلیون تومان است. همچنین، ۱۹٫۸درصد کمتر از ۱۰میلیون تومان درآمد دارند و فقط ۱٫۲درصد از روزنامهنگاران بیش از ۳۰میلیون تومان مزد میگیرند.
اگر خط فقر خانوار در سال ۱۴۰۳ و شهر تهران حدود ۲۰میلیون تومان در نظر گرفته شود، به این ترتیب حدود ۸۵درصد از روزنامهنگاران در سال گذشته زیر خط فقر خانوار در تهران زندگی کردهاند.

طبق توضیحهای این گزارش، میزان مزدها در رسانههای حکومتی بهطور میانگین بیشتر از مزدهای رسانههای خصوصی است. در رسانههای خصوصی، عدهٔ روزنامهنگارانی که بین ۵ تا ۱۰میلیون تومان حقوق میگیرند چهار برابر همان عده در رسانههای حکومتی است.
نکتهٔ شایان توجه دیگر آنکه هیچیک از پاسخدهندگان شاغل در رسانههای حکومتی کمتر از پنجمیلیون تومان یا بیش از ۳۰میلیون تومان مزد نمیگرفتند.

درآمد روزنامهنگاری برای تأمین هزینهها کافی نیست
با وجود اینکه ۳۷٫۸درصد از روزنامهنگاران شرکتکننده در این پژوهش اعلام کردند که مزد دریافتی آنها از کار رسانهیی بیش از ۹۰درصد از کل درآمدهای آنها را تشکیل میدهد، ۴۲٫۹ درصد اذعان کردند که کمتر از نیمی از درآمدشان از محل درآمد رسانهیی تأمین میشود.

نارضایتی ۷۳٫۷ درصد روزنامهنگاران از میزان مزد
میزان رضایت از مزد ۷۳٫۷درصد از شرکتکنندگان در این پیمایش آماری کم یا بسیار کم بود و هیچیک از آنها در پاسخ دادن به پرسشها در این مورد «رضایت خیلی زیاد» از مزد را انتخاب نکردند.

۵۶٫۱درصد از روزنامهنگاران احساس امنیت شغلی ندارند
در این پژوهش ۵۶٫۱درصد از شرکتکنندگان میزان امنیت شغلی خود را کم یا خیلی کم اعلام کردند. نکته شایان توجه اینکه احساس امنیت شغلی در رسانههای حکومتی کمتر بود تا در رسانههای خصوصی.
همچنین، در پرسشی مربوط به دغدغهٔ ترک فعالیت روزنامهنگاری، ۵۴٫۳درصد از روزنامهنگاران اعلام کردند که به ترک این شغل فکر میکنند.
۵٫۷درصد از روزنامهنگاران سابقهٔ بیمه ندارند
طبق دادههای پژوهشی انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران، ۵٫۷درصد از روزنامهنگاران هیچ سابقهٔ بیمهای ندارند و ۴۸٫۴درصد کمتر از ۱۰ سال سابقه بیمه دارند. همچنین، ۲۲درصد از روزنامهنگاران هماکنون پوشش بیمهٔ کاری ندارند و ۱۵٫۹درصد از آنها تماموقت در رسانهها مشغول به کارند. همچنین، ۳۷٫۶درصد از روزنامهنگاران شرکتکننده در این پژوهش اعلام کردند که بیمهٔ تکمیلی درمان ندارند.

بر اساس دادههای این پیمایش، ۴۸٫۵درصد از روزنامهنگارانی که به پرسشنامه پاسخ دادند اجارهنشیناند و ۳۶٫۸ مالک خانهاند. همچنین، ۱۴٫۷درصد گفتهاند که در خانهٔ متعلق به دیگران (مثل پدر و مادر) زندگی میکنند.

دادههایی که حاکی از بحران است
بهنوشتهٔ باشگاه روزنامهنگاران ایران، در این گزارش بحرانهای پنهان در تحریریهها آشکار میشود: شکاف میان درآمد و هزینههای زندگی، نبود بیمهٔ تکمیلی، نبود شایستهسالاری، و مشارکت اندک در تصمیمگیریهای رسانهیی. این عوامل نهتنها به فرسودگی شغلی و مهاجرت درونحرفهیی منجر میشود، بلکه کیفیت تولید خبر و گزارش را نیز تهدید میکند.
این آمار نشان میدهد که بخش بزرگی از روزنامهنگاران از نظر تأمین معاش در وضع بحرانی و شکنندهای قرار دارند. تقریباً نیمی از آنها اجارهنشیناند و با توجه به نوسانهای شدید بازار مسکن، این امر فشار اقتصادی مضاعفی بر زندگیشان وارد میکند.
طبق پژوهش صورتگرفته، بسیاری از روزنامهنگاران دچار اضطراب، افسردگی، و فرسودگی شدهاند. این بخش شاید از همه دردناکتر باشد، چون نشان میدهد که حرفهای که باید با شور و آگاهی همراه باشد، به منبع رنج بدل شده است.
بسیاری گفتهاند که خودسانسوری بخشی از کار روزمرهشان شده است. این یعنی آزادی بیان، که جوهر روزنامهنگاری است، در عمل به آرزو تبدیل شده است.
این بخشها نهفقط تکاندهنده، بلکه هشداردهنده است. اگر روزنامهنگار نتواند با امنیت، استقلال، و آرامش کار کند، جامعه نیز از حقیقت محروم میماند.
این گزارش نهفقط یک سند آماری، بلکه آینهای است از رنجها، امیدها، و واقعیتهای دردآور و بحرانی حرفهٔ روزنامهنگاران ایران.
محدودیتهای پژوهش و پیشنهادها
در پایان این گزارش پژوهشی به محدودیتها و پیشنهادها پرداخته شده است. یکی از محدودیتها این بوده است رسانههای جامعهٔ نمونه در این پیمایش «رسانههای سراسری» بودهاند. به پژوهشگران آتیه پیشنهاد شده است که پیمایشی برای رسانههای محلی و منطقهیی نیز صورت گیرد. میتوان حدس زد که شرایط کار روزنامهنگاری در رسانههای محلی دشوارتر باشد.
همچنین، جا دارد پیمایشی نیز از مزدها و شرایط کاری روزنامهنگارانی صورت گیرد که بهشکل پروژهیی یا حقالتحریری با رسانهها همکاری میکنند تا شرایط پرداخت به آنان و شرایط کار این گروه نیز ارزیابی شود.
در انتها آمده است که بسیاری از رسانههای اثرگذار در نظام رسانهیی کنونی رسانههایی خارج از گروه رسانههایی است که آنها را به ‘رسانههای جریان اصلی’ میشناسیم. همچنین، رسانههایی که متنمحور نیستند و بیشتر ویدئو تولید میکنند نز باید جداگانه ارزیابی شوند.
در این پژوهش، که به درخواست انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران انجام شده، امکان پیمایش در رسانههای جایگزین و ویدئومحور نبود است، اما امید میرود که در پژوهشهای آینده، وضع مزدی و حرفهیی این گروه نیز ارزیابی شود.