Skip to content
ژوئن 2, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • صدیقی پس از ۱۷ سال دعاخوانی، گریه، و اشک، خطبه‌های «مفید و مؤثر» به کلاس‌های اخلاق کوچ کرد
  • ایران
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک

صدیقی پس از ۱۷ سال دعاخوانی، گریه، و اشک، خطبه‌های «مفید و مؤثر» به کلاس‌های اخلاق کوچ کرد

حمید آصفی

یکشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۴

استعفای صدیقی از امامت نماز جمعه تهران نه آغاز تغییری در ساختار قدرت است و نه پایان یک دوران پُرمسئله؛ بیشتر شبیه مراسم بازنشستگی نمادین یکی از خطیبان وفادار به نظم موجود است. از صدیقی تقدیر می‌شود بابت هفده سال «خطبه‌های مفید و مؤثر»، گویی در این سال‌ها نه اعتراضی خاموش شد، نه نسلی از دست رفت، نه اعتمادی فروپاشید.
اما این «خطبه‌های مفید» دقیقاً چه بودند؟ دعا برای زلزله نیامدن؟ دعوت به صبر در گرانی؟ وعدهٔ ظهور مشروط به حجاب کامل؟ تکرار مکرر توصیه‌های اخلاقی و معنوی، آن‌ هم در شرایطی که سفرهٔ مردم هر هفته کوچک‌تر می‌شد و دیوار بی‌اعتمادی هر جمعه بلندتر؟ صدای لرزان، اشک‌های آماده، و گریه‌هایی که گویی بار عاطفی خطبه را بالا می‌برد، اما نه درد مردم را کم می‌کرد و نه رنج زمانه را درک می‌نمود. اما نماز جمعهٔ صدیقی از همه جالب‌تر بود؛ خطبه‌هایی که ترکیبی بود از اندرزهای خنثی، گریه‌های تکراری، و تأیید مطلق وضع موجود؛ یک نوع خطابهٔ روحانی آرام‌بخش برای نظام، نه جامعه.
نهاد نماز جمعه در نظام جمهوری اسلامی نه صرفاً برای اقامهٔ نماز، که برای نمایش انسجام ایدئولوژیک و بازتولید مشروعیت حاکمیت طراحی شد. تریبونی یک‌سویه، بالاتر از مردم، و خارج از نقد، که در آن امام‌جمعه نه سخنگوی جامعه، که مأمور ابلاغ سیاست‌های کلان بود. در واقع، نماز جمعه نه‌فقط یک مراسم عبادی، که نوعی «مینیاتور حکومتی»‌ست، با یک خطیب منصوب، مردمی که تنها شنونده‌اند، و پیامی که از بالا نازل می‌شود. همین ساختار باعث شده که این تریبون، در بزنگاه‌های تاریخی، بیشتر به کار توجیه وضع موجود بیاید تا اصلاح آن.
اما این همهٔ ماجرا نیست؛ پس از افشای پروندهٔ زمین‌خواری در منطقهٔ اُزگُل و بازداشت پسر و عروس ایشان، انتظار می‌رفت صدیقی همان روز زیر فشار افکار عمومی و این رسوایی بزرگ استعفا دهد و نشان دهد که حداقل برای حفظ آبروی خود به مردم پاسخگوست. اما جمهوری اسلامی هرگز تحت این‌گونه فضاها عقب نمی‌نشیند، چون می‌ترسد اگر یک‌ بار کوتاه بیاید، مردم پُررو شوند و دیگر نتواند مدیریت بحران‌ها و فسادهای آشکار را به همین راحتی ادامه دهد.
اکنون هم استعفا تنها به‌معنای تغییر یک تریبون است، نه اصلاح مسیر خطبه‌ها. نه کسی از مردم بابت بی‌توجهی به دردهایشان عذر خواست و نه کارنامه‌ای روی میز گذاشته شد. صدیقی می‌رود تا «بر کارهای علمی و تبلیغی تمرکز کند»، اما میراث او  پروژه‌ای علمی نبود، بلکه هفده سال خطابه‌هایی که بیشتر به تسکین قدرت پرداختند تا درمان جامعه.
در شرایطی که جامعه با بحران اعتماد، فقر گسترده، شکاف‌های اجتماعی، و مطالبات انباشته‌شده روبه‌روست، تریبون نماز جمعه اگر قرار بود مفید باشد، باید به تریبون گفت‌وگو، شجاعت، و عدالت تبدیل می‌شد، نه جایگاهی برای توصیه‌های تکراری و وفاداری به وضع موجود. استعفای صدیقی هم از جنس همان مناسبات است: بی‌هزینه، بی‌نقد، و با تشکر رسمی.
در غیاب شفافیت و پاسخگویی، تریبون همچنان تریبون می‌ماند و مردم همچنان بی‌صدا. صدیقی می‌رود، اما مسئله‌ای حل نمی‌شود، چون اینجا نه سیاست بازنشسته می‌شود، نه مسئولیت. تنها جایگاه‌ها دست‌به‌دست می‌شوند، با خطبه‌هایی جدید، اما همان خط‌مشی کهنه. شاید فقط کمی کمتر اشک بریزند.

از کانال تلگرام نویسنده

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: عریان شدن ذات دو نهاد ایرانی
Next: نمایندهٔ مجلس یا مُجری سیاست‌های مرگ‌بار علیه بلوچ‌ها؟
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved