مجلس قانونگذاری اسرائیل (کنست) عکس از Yonatan Sindel/Flash90
چهارشنبه ۱ مرداد ۱۴۰۴
نیما حیدری – اندیشهٔ نو: بهگزارش تایمز آو اسرائیل، نمایندگان مجلس اسرائیل (کنست) با ۷۱ رأی موافق در مقابل ۱۳ رأی مخالف به پیشنهاد غیرالزامآور برای الحاق کرانه باختری به خاک اسرائیل رأی دادند.
امیر اوهانا، رئیس کنست، پس از رأیگیری گفت: «سرزمین اسرائیل متعلق به مردم اسرائیل است» و افزود که «یهودیان نمیتوانند اشغالگر» سرزمین اجدادی خودشان باشند.
او افزود: «این سرزمین ماست. اینجا خانهٔ ماست. سرزمین اسرائیل متعلق به قوم اسرائیل است. اشغال در سال ۱۹۶۷ آغاز نشد، بلکه پایان یافت، و میهن ما به صاحبان واقعیاش بازگردانده شد. ما نخستین بومیان اصلی این قطعه زمین هستیم. یهودیان نمیتوانند ‘اشغالگر’ سرزمینی باشند که ۳,۰۰۰ سال سرزمین «یهودیه» نامیده شده است.
“اینها حقایقیاند که هیچ روایت نادرستی نمیتواند آنها را تغییر دهد. این حقیقت تاریخی است […] و این همچنین تنها راه دستیابی به صلح واقعی از طریق قدرت و از بین بردن امید کاذبی است که در دل دشمنان ما میتپد که ما ناپدید میشویم، اخراج میشویم، یا از وطن خودمان بیرون میرویم. ما اینجاییم که بمانیم.»
در این طرح- که سیمخا روتمن، نمایندهٔ مجلس از «صهیونیسم مذهبی»، دان ایلوز، از حزب لیکود، و عود فورر، از «اسرائیل بیتنو» به مجلس آوردهاند- یهودیه، سامره، و دره اردن «بخشی جدانشدنی از سرزمین تاریخی مردم یهود» توصیف شده و بر خواست اعمال حاکمیت اسرائیل بر این مناطق تأکید شده است.
در این طرح پیشنهادی آمده است: «این اقدام برای جهان روشن میکند که اسرائیل راهحلهایی را که شامل امتیازات ارضی خطرناک است نخواهد پذیرفت و به آیندهاش بهمثابهٔ یک کشور یهودی امن متعهد است.»
این نوع طرحهای پیشنهادی در مجلس اسرائیل پیامد عملی ندارد و بر وضع حقوقی کرانهٔ باختری اثر نخواهد گذاشت.
کنست سال پیش نیز پیشنهاد مشابهی در مخالفت با دولت فلسطین طرح شد که با ۶۸ رأی موافق در برابر ۹ رأی به تصویب رسید. برخی از اعضای اپوزیسیون، از جمله نمایندگان کنست از حزب وحدت ملی بنی گانتس، به آن پیشنهاد رأی مثبت دادند، در حالی که اعضای کنست از حزبهای مخالف میانهرو و چپ «یش عتید» و «کارگر» رأی ممتنع دادند.
همانطور که سامر جابر، فعال سیاسی و پژوهشگر اقتصاد سیاسی در دانشگاه لندن، در مقالهای در الجزیره نوشته است، شهرکنشینان اسرائیلی نقش فعالی در پیشبرد این طرح الحاق ایفا میکنند. تلاش آنها محدود به تصرف تپههای استراتژیک نیست، بلکه اساساً خشونت روزمره و سیستماتیک علیه فلسطینیها است. حملههای شهرکنشینان به املاک و اموال فلسطینیها و شکنجه و کشتار فلسطینیها بخشی از یک کارزار سازمانیافته است که هدفش ریشهکن کردن فلسطینیها از مناطق B و C و تسهیل الحاق این سرزمینهای به خاک اسرائیل است. این استراتژی با آنچه سیاستگذاران اسرائیلی «انتقال داوطلبانه» میخوانند همسو است، که البته اساساً بهمعنای بیرون راندن کلی فلسطینیها از سرزمین خودشان است.
طبق قوانین بینالمللی، همهٔ اینها غیرقانونی و برخلاف قطعنامههای مکرر سازمان ملل متحد و حکم دیوان بینالمللی دادگستری در سال ۲۰۲۴ است. پس چه کسی اسرائیل را متوقف خواهد کرد؟
دهها سال است که دولتهای غربی الحاق را در حرف محکوم کردهاند، اما همزمان از اسرائیل حمایت امنیتی و اقتصادی میکنند. اگر اسرائیل الحاق را رسمی کند، بعید است همینهایی که نتوانستهاند نسلکشی جاری در غزه را متوقف کنند اعتراضی به الحاق کنند.
تشکیلات خودگردان فلسطین هم که ظاهراً منطقهٔ A در کرانهٔ باختری اشغالی را اداره میکند نمیتواند اسرائیل را متوقف کند. تشکیلات خودگردان فلسطین از زمان تأسیس، در بخشی از روند صلح اسلو، نهفقط در مقاومت در برابر اقدامات اسرائیل برای الحاق شکست خورده است، بلکه با همکاری با اسرائیل- برای جلوگیری از بروز مقاومت مسلحانه و حتی مسالمتآمیزی که مغایر با دستور کار سیاسیاش باشد- این روند را تسهیل کرده است.
آنچه باقی میماند مقاومت و عاملیّت خود مردم فلسطین و جنبشهای سیاسی اصولی آنهاست. در اوضاع کنونی، صرف بودن و ماندن فلسطینیها در سرزمینشان کنش مقاومتی است.
برای حفظ این حضور و تقویت مبارزه، فلسطینیها باید به بسیج جنبشهای مترقی و آزادیمحور جهانی برای حمایت از آرمانشان ادامه دهند- نهفقط در همبستگی، بلکه بهعنوان بخشی از یک مبارزهٔ جهانی گستردهتر علیه نیروهای راست افراطی، نژادپرست، و ضدّعدالت که از اسرائیل حمایت میکنند و همزمان حقوق مدنی و عدالت اجتماعی را در کشورهای خودشان نقض میکنند.
کنش مستقیم طبقهٔ کارگر بسیار مهم است. کارگران در طرح خواستهای مبارزاتیشان برای شرایط کاری بهتر، میتوانند آرمان فلسطین را هم ادغام کنند. برای مثال، اعتصابهای عمومی در همبستگی با فلسطین، مانند اعتصابهای کارگران راه آهن در کشورهای اروپایی، ممکن است دولتها را زیر فشار بگذارد که در حمایت از اسرائیل تجدیدنظر کنند.
در حالی که دولتهای جهان دست از تعهدهای قانونی برای متوقف کردن نسلکشی و استعمار دست کشیدهاند، بسیج مردمی برای اقدامات اثرگذار تنها راه برای بر هم زدن فعالیتهای استعماری اسرائیل است. یک جنبش جهانی فعال میتواند شهروندان اسرائیلی را مجبور به مخالفت و مقابله با پایههای نژادپرستانه، آپارتاید، و استعماری جامعهشان کند و آنها را بهسوی تغییر واقعی سوق دهد.