گزارش و تفسیری از سایروس جَنسَن
ترجمه و تلخیص از مینا آگاه – برای اندیشهٔ نو
شنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۴
«تحولی جهانی در عرصهٔ فناوری در حال وقوع است و آنچه چینیها اخیراً ساختهاند نهتنها توانایی تغییر نحوهٔ استفاده جهان از ماهوارهها را دارد، بلکه میتواند به یکی از بزرگترین تحولات ژئوپلیتیک قرن تبدیل شود.»
ماه گذشته، پس از تجاوز نظامی اسرائیل و جنگ دوازدهروزه با ایران، دولت ایران که استفادهٔ گستردهٔ متجاوزان از جیپیاس (سیستم موقعیتیابی جهانی GPS) را شاهد بود اقدامی کرد که هیچکس پیشبینی نمیکرد. ایران جیپیاس ایالات متحده را در سراسر کشور غیرفعال کرد و به سیستم معادل چینی بهنام «بِیدو» (BeiDou) روی آورد. بسیاری نمیدانند که جیپیاس، که سیستم موقعیتیابی عملاً رایج در سراسر جهان است، ساختهٔ ارتش ایالات متحده است و در واقع این ارتش آن را کنترل میکند. در نتیجه، این امر به دولت آمریکا قدرت عظیمی میدهد که در صورت وقوع جنگ، به متحدان خاص آمریکا کمک کند و همزمان به هر کسی که دولت آمریکا دشمن تلقی کند آسیب برساند. تصمیم ایران برای خاموش کردن جیپیاس و استفاده از سیستم جدید چینی هشدار ژئوپلیتیک مهمی به جهان میفرستد: مراقب باشید از سیستمهای چه کسانی استفاده میکنید. اما از همه مهمتر اینکه نباید فراموش کرد که فقط یک اَبَرقدرت در ابداع فناوریهای پیشرفته نقش نداشته است.
چین در سه دههٔ گذشته بیسروصدا یک سامانهٔ ماهوارهای عظیم نسل آینده ایجاد کرده است و با فعال کردن سامانهٔ «بایدو» در بیش از ۱۴۰ کشور، وابستگی به سامانهٔ جیپیاس ایالات متحده را شکسته است. این خروج تدریجی از جیپیاس فقط بخشی از روندی گسترده در جهان است که بهمنظور کاهش ریسکهای ناشی از وابستگی به ایالات متحده در حال شکلگیری است.
همانگونه که مسدودسازی ۳۰۰میلیارد دلار از داراییهای روسیه شوک بزرگی به کشورهای دارای ذخایر دلاری وارد کرد، تسلیحاتی شدن جیپیاس نیز زنگ خطری برای همهٔ کشورهایی شد که به این سامانه وابستهاند. همانطور که گروه بریکس پیشگام ایجاد جایگزینهایی برای دلار است، چین نیز پیشتاز گذار به آیندهای نوین در عرصهٔ ماهوارهای شده است.
ظهور چین در فضا بازتابی است از تحول ژئوپلیتیکی وسیعتری که در همین لحظه روی زمین در حال وقوع است.
سامانهٔ جیپیاس بخشی جداییناپذیر از زندگی روزمرهٔ ما شده است. گرچه ممکن است بهنظر برسد که این فناوری منبعی عمومی و در دسترس همگان است، اما واقعیت این است که جیپیاس در اصل یک امتیاز است، امتیازی که میتواند در هر لحظه سلب شود. شاید هرگز به این فکر نکرده باشید که چه کسی کنترل این سامانه را در دست دارد. این فناوری را ارتش آمریکا طراحی و تولید کرده و همچنان نیز اداره میکند. این بدان معناست که ارتش آمریکا اختیار نهایی را در تعیین نحوه و زمان استفاده از این فناوری دارد.
جیپیاس صرفاً محدود به برنامکهایی (اپلیکیشنهایی) که روزانه از آنها استفاده میکنیم نیست. این سامانه نقشی حیاتی در صنایعی مانند کشاورزی، کشتیرانی، و البته عملیات نظامی ایفا میکند. بدون موقعیتیابی جهانی، تولید انبوه محصولات کشاورزی ممکن نخواهد بود، کشتیها قادر به یافتن مسیر تا بندر نخواهند بود، و موشکها نیز نمیتوانند به هدفهایشان برخورد کنند. همانطور که میتوان تصور کرد، نهادی که این فناوری را کنترل میکند اهرم فشاری قوی علیه کشورهای وابسته به آن در اختیار دارد. این موضوع قدرت چشمگیری به دولت آمریکا میبخشد و حتی از لحاظ نظری، کوچکترین اختلال در سامانهٔ جیپیاس میتواند پیامدهایی ویرانگر و گسترده همراه داشته باشد.
برای چین این فقط یک خطر نظری نیست. آنها بهخوبی از مخاطرات وابستگی به سامانهای که تحت کنترل یک قدرت خارجی است آگاهاند و آسیبپذیریهای ناشی از آن را تجربه کردهاند. در سال ۱۹۹۳، دولت آمریکا بر اساس اطلاعاتی که به دست آورده بود ادعا کرد که کشتی کانتینربر چینی بهنام «یینهه» (یا «کهکشان شیری») در حال انتقال سلاحهای شیمیایی به ایران است. در پی این اتهام، سامانهٔ جیپیاس آن کشتی مختل شد و کشتی توانایی ناوبریاش را بهطور کامل از دست داد. نیروی دریایی آمریکا کشورهای اطراف در خاورمیانه را زیر فشار گذاشت که از پهلو گرفتن این کشتی جلوگیری کنند. در نتیجه، آن کشتی چینی به مدت ۲۴ روز در آبهای بینالمللی اقیانوس هند سرگردان ماند.
در نهایت، یک تیم مشترک سعودی-آمریکایی محمولهٔ کشتی را بازرسی کرد و نتیجه گرفت که کشتی حامل هیچگونه سلاح شیمیایی نیست و حرکت آن را آزاد اعلام کرد. چین این رفتار آمریکا را قاطعانه محکوم کرد و خواستار جبران خسارتهای ناشی از آن اختلال در تجارت دریایی شد. اما دولت آمریکا با تکبّر اعلام کرد که هیچ عذرخواهیای در کار نخواهد بود و ادعا کرد که بر اساس اطلاعاتی که از منابع متعدد بهدست آمده، با حسننیّت عمل کرده است.
این سوءاستفاده از قدرت زنگ خطری بزرگ برای چین بود. دولت چین بهروشنی دریافت که کشتیهایش بهراحتی ممکن است ردیابی، مختل، یا بهدلخواه آمریکا از مسیر خارج شوند. پس از همین واقعهٔ بینالمللی بود که چین تصمیم گرفت بهطور رسمی طراحی و تولید سامانهٔ ماهوارهای مستقل خودش را آغاز کند، سامانهای که «بیدو»- بهمعنای صورت فلکی «دُبّ اکبر»- نام گرفت.
اما چین فقط سامانهای برای جایگزینی جیپیاس نساخت، بلکه چیزی بهتر ساخت. سامانهٔ بیدو اکنون با بیش از ۵۰ ماهواره فعالیت میکند، در حالی که جیپیاس فقط ۳۱ ماهواره دارد؛ این یعنی شبکهای متراکمتر، مدرنتر، و مقاومتر در برابر اختلال. بیدو در سال ۲۰۲۰ تکمیل شد. این سامانه، با تکیه بر فناوریهای نوین، عملکردی سریعتر، پایدارتر، و کماختلالتر از جیپیاس دارد. در واقع، این سامانه هماکنون در ۱۶۵ کشور جهان- بهویژه در آفریقا، آسیا، و آمریکای لاتین- عملکردی بهتر از جیپیاس از خود نشان داده است.
در حالی که چین سامانهای از نسل جدید را اداره میکند، آمریکا همچنان به فناوری متعلق به دوران جنگ سرد متکی است و پیشبینی نمیشود که پیش از دههٔ ۲۰۳۰ بهبود و روزآمدسازی عمدهای در جیپیاس آمریکا صورت گیرد. بیدو در دقت نیز بر جیپیاس برتری دارد: کاربران غیرنظامی میتوانند انتظار دقتی بین یک تا دو متر داشته باشند، در حالی که این دقت در جیپیاس بین سه تا پنج متر است. و بیدو در ترکیب با ایستگاههای موقعیتیاب زمینی چین میتواند به دقتی در حد دسیمتر (ده سانتیمتر) یا حتی سانتیمتر دست یابد.
افزون بر این، بیدو قابلیت ارسال پیامهای کوتاه نیز دارد که در مناطق دورافتاده، شرایط جنگی، یا بلاهای طبیعی میتواند کاربرد حیاتی داشته باشد، قابلیتی که جیپیاس اساساً از آن برخوردار نیست. با توجه به این مزایای چشمگیر، جای شگفتی نیست که کشورهای متعدد و شرکتهای بزرگ یکی پس از دیگری به بیدو روی میآورند. فقط در سال ۲۰۲۴، صنعت ناوبری ماهوارهای چین نزدیک به ۸۰میلیارد دلار ارزشگذاری شد که نسبت به سال پیش ۷٫۴درصد رشد داشت. این سامانه اکنون روزانه بیش از یک تریلیون درخواست موقعیتیابی را پردازش میکند.
تحلیلگران گذار از جیپیاس آمریکایی به بیدوی چینی را نوعی «اعلام استقلال» از غرب توصیف کردهاند و بهراحتی میتوان دلیل آن را دریافت. در جنگ دوازدهروزهٔ ایران و اسرائیل در ماه گذشته، پلتفرمهایی مانند واتساپ و اینستاگرام مکان کاربران درون ایران را در لحظه افشا کردند و ردپایی دیجیتال بهجا گذاشتند. اسرائیل نیز از همین دادهها برای هدفگیری دقیق مقامهای دولتی، افسران نظامی، و دانشمندان ایرانی با پهپاد و موشک استفاده کرد. این موضوع نشان داد که استفاده از جیپیاس میتواند شما را به هدفی آشکار برای حمله تبدیل کند.
اما فقط ایران نیست که در حال فاصلهگیری از سامانهٔ آمریکایی است. هفتهٔ گذشته، زمانی که اعلام شد شرکت چینی هواوی قراردادهایی برای مدیریت شنودهای سازمانهای اطلاعاتی اسپانیا بسته است، اسپانیا جهان را شگفتزده کرد. منتقدان در فضای مجازی دولت اسپانیا را بهخاطر اعتماد به یک شرکت چینی در حوزهٔ امنیت دیجیتال مورد انتقاد شدید قرار دادند. اما این اقدام پیامی قدرتمند از سوی دولت اسپانیاست. آنها عملاً میگویند: «ما به چین و شبکههای آن بیشتر اعتماد داریم تا به سامانههای آمریکایی که بهناچار اطلاعات ما را با سازمان سیا به اشتراک خواهند گذاشت.»
حتی نزدیکترین متحد و شریک تجاری آمریکا، یعنی کانادا، نیز در حال تغییر موضع است. در روزهای اخیر مقالهای در روزنامهٔ گلوب اند میل منتشر شد با عنوان: «وقت آن رسیده است که از وابستگی به آمریکا رها شویم و روابطمان با چین را گسترش دهیم». انتشار چنین مقالهای در کانادا تا همین چند سال پیش تصوّرنشدنی بود. اما شرایط بهسرعت در حال تغییر است.
جهان برای درک مزایای استقلال راهبردی از دولت آمریکا نیازی به جستوجوی زیاد ندارد. یکی از بهترین نمونههای قابل بررسی «دیوار آتش بزرگ چین» (Firewall) است. چین با محدود کردن دسترسی فناوریهای غربی از همان آغاز پلتفرمهای رسانهایاش را ساخت و در فضای دیجیتال توانست به خودکفایی کامل برسد. این اقدام نهتنها چین را از روایتهای منفی رسانههای غربی محافظت و کنترل فضای اطلاعاتی داخلیاش را حفظ کرد، بلکه از نظر اقتصادی نیز بسیار سودمند بود و به رشد صنعت فناوری بومی قدرتمندی منجر شد.
در مقابل، اروپا همچنان بهشدت به زیرساختهایی وابسته است که غولهای فناوری آمریکایی مانند فیسبوک و گوگل اداره میکنند، مسئلهای که بخش بزرگی از حاکمیت دیجیتال آن قاره را در اختیار آمریکا قرار داده است. در نتیجه، چین توانسته است استقلالش را حفظ کند، در حالی که اتحادیهٔ اروپا عملاً مانند دولت تابع در برابر دولت آمریکا عمل میکند.
درست مانند ابتکارهایی چون گروه بریکس، طرح «یک کمربند، یک راه»، و حرکت جهانی بهسوی کنار گذاشتن دلار، فناوری ماهوارهای چین نیز عمدتاً در خدمت منافع کشورهای در حال توسعه (بهاصطلاح جنوب جهانی) است و در نهایت، بهسود اکثریت جمعیت جهان خواهد بود. از میان ۱۶۵ کشوری که بیدو در آنها عملکردی بهتر از جیپیاس دارد، بیشترشان در آفریقا، آمریکای لاتین، و جنوب جهانی قرار دارند، مناطقی که مدتها مورد بیتوجهی غرب و توسعهنیافتگی قرار گرفته بودند.
اما بیدو به این کشورها فرصتی میدهد که بهعنوان شریک برابر وارد همکاری شوند، فرصتی که غرب هرگز در اختیار آنها قرار نداد. در قارهٔ آفریقا، بیش از سی کشور ایستگاههای پشتیبانی زمینی برای پشتیبانی از کشاورزی دقیق، مدیریت منابع آب، و خدمات هواشناسی راهاندازی کردهاند. این امر به کشاورزان آفریقایی کمک کرده است که بازدهی محصول را بسیار افزایش دهند و از پیامدهای نامطلوب تغییرات آبوهوایی پیشگیری کنند.
در آمریکای لاتین، بنادری مانند چانکای پرو سامانهٔ بیدو را در سیستمهای هوشمند ناوبری خودشان ادغام کردهاند. در آسیا و خاورمیانه، شبکهٔ ماهوارهای چین زیرساختهای حملونقل و لجستیک را در مناطقی تقویت کرده است که پوشش جیپیاس آمریکا ضعیف است. بیتوجهی غرب به این کشورها راه را برای ورود چین هموار کرد تا شکافی که غرب نادیده گرفته بود پُر شود. دقیقاً با همین منطق است که طرحهایی مانند ابتکار «یک کمربند، یک راه» چین موفق شده است، برنامهای که تا کنون بیش از ۱۵۰ کشور به آن پیوستهاند.
اما مهمتر این است که اعتبار بینالمللی چین اکنون از اعتبار آمریکا بیشتر شده است. طبق مطالعهای اخیر که «اتحاد دموکراسیها» انجام داده است، ۷۹درصد مردم جهان اکنون دیدگاه بهتری به چین در مقایسه با آمریکا دارند. این نشاندهندهٔ تغییری بنیادین در نگاه جهان به چین و آمریکا است. شهروندان کشورهای در حال توسعه منافع ملموسی را که چین برای کشورشان به ارمغان آورده است با چشم خودشان میبینند. در حالی که آمریکا عمدتاً بهاتکای قدرت نرم پیش میرفت، این سرمایه در دوران دولت ترامپ، بهواسطهٔ رفتارهای زورگویانه و جنگهای تجاری جهانی، بهسرعت رو به زوال گذاشت.
ایران دههها بهدلیل تحریمهای خفهکننده از نظام اقتصادی آمریکا کنار گذاشته شده بود. و با تسلیحاتی شدن جیپیاس علیه ایران در درگیری اخیر، تصمیم به قطع آن تقریباً ناگزیر بود. ایران واقعاً چیزی برای از دست دادن نداشت. در پی ظهور یک جایگزین قدرتمند از چین، کشورهای بیشتری در حال بررسی امکان مقابله با آمریکا هستند، زیرا پیامدهای کنار گذاشته شدن از نظام تحت سلطهٔ آمریکا دیگر بهشدت گذشته نیست. آمریکا دیگر موتور محرک اصلی در رشد اقتصادی و فناوری جهان نیست؛ این نقش اکنون به چین واگذار شده است.
در نتیجه، چین اعتماد بسیاری از کشورها را جلب کرده است، با این یقین که فناوریهای آن کشور آینده را شکل خواهد داد و نظم جهانی را بازتعریف خواهد کرد. همین منطق پشت اقدام اخیر دولت اسپانیا نیز نهفته است، تصمیمی که در آن ترجیح داده شد از فناوری چینی بهجای نمونهٔ آمریکایی استفاده شود.