ایمن عوده
دوشنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۴
پارلمان اسرائیل روز دوشنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۴ تلاش کرد ایمن عوده را استیضاح و از پارلمان اخراج کند، اما این تلاش رأی کافی نیاورد.
نیما حیدری – اندیشهٔ نو: مقالهای که در انتهای این مطلب میخوانید نوشتهٔ ایمن عوده (Ayman Odeh)، یکی از سیاستمداران مترقی عرب-اسرائیلی است. او در حال حاضر عضو کنست (پارلمان اسرائیل) و صدر جبههٔ مشترک چپگرای هَدَش (جبهۀ دموکراتیک صلح و برابری)-تعال (جنبش عربی برای نوگرایی) است. نمایندگان پارلمان اسرائیل تصمیم داشتند او را بهاتهام «حمایت از تروریسم» استیضاح و از کنست (پارلمان) اخراج کنند، اما چون تعداد آرای مثبت به حدّ لازم (۹۰ رأی مثبت) نرسید، این طرح شکست خورد. (هاآرتص، دوشنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۴).
دلیل این مخالفت با ایمن عوده توییتی است که او در اواسط ماه ژانویهٔ ۲۰۲۵ منتشر کرد و در آن نوشت: «از آزادی گروگانها[ی اسرائیلی] و زندانیان [فلسطینی] خوشحالم. اکنون هر دو ملت باید از یوغ اشغال رها شوند. زیرا همهٔ ما آزاد به دنیا آمدهایم.»
نمایندگان راستگرای پارلمان اسرائیل میگویند که در این توییت گروگانهای اسرائیلی را با اعضای حماس یکی دانست شده و بنابراین بهمعنای حمایت از تروریسم است. یا شاید یهودیان با فلسطینیها برابر گرفته شده است. در هر صورت از نظر آنها این «بسیار بد» است.
یائیر لاپید، رهبر اپوزیسیون دولت نتانیاهو، نیز قبلاً اعلام کرده است که به استیضاح عوده- که قرار بوده است امروز دوشنبه ۲۳ تیر دربارهاش رأیگیری شود- رأی مثبت خواهد داد. یائیر لاپید همان کسی است که با طرحهای نتانیاهو برای استقرار فلسطینیها در اردوگاههای اجباری در غزه مخالفت جدّی کرده است، اما فقط به این دلیل که این کار هزینهٔ گزافی دارد. بهعبارت دیگر، بهنظر میآید که مخالفت با شخصیتهای ترقیخواه و موافقت با نسلکشی و نابودسازی قومی فلسطینیها دیدگاه اصلی در اسرائیل است.
با این مقدمه، ترجمهٔ فارسی نوشتهٔ بسیار ارزنده و شجاعانهٔ ایمن عوده با عنوان «متهم میکنم: با جنگ و اشغالگری اسرائیل مخالفم» را که روز دوشنبه ۲۳ تیر در هاآرتص منتشر شد در ادامه بخوانید. این مقالهٔ او پیش از رأیگیری در کنست نوشته شده است.

امروز، صدای من، حزب من، و خودِ حضور من در پارلمان اسرائیل مورد حمله قرار گرفته است. اما این یک حملهٔ ساده نیست: تلاشی است برای پاک کردن من و همهٔ کسانی که با دولت نتانیاهو، اشغال، و جنگ در غزه مخالفاند.
نمایندگان پارلمان از ائتلاف حاکم و اپوزیسیون تلاش دارند من را بهخاطر توییتی که تقریباً شش ماه پیش در X منتشر کردم استیضاح کنند. آنجا نوشتم:
«از آزادی گروگانها[ی اسرائیلی] و زندانیان [فلسطینی] خوشحالم. اکنون هر دو ملت باید از یوغ اشغال رها شوند. زیرا همهٔ ما آزاد به دنیا آمدهایم.» [تأکید از مترجم است.]
توییتی که موضعی انسانی و عادلانه دارد، بر اساس این پذیرش جهانی است که بقای آزادی هیچکس نمیتواند به قیمت آزادی دیگری باشد، نباید چنین جنجالی برانگیزد. اما در اینجا، در اسرائیل، کلماتی از این دست را تحریف میکنند و بهمعنای «حمایت از تروریسم» میگیرند.
بگذارید صریح بگویم: آنهایی که از تروریسم حمایت میکنند مانند من مدافع صلح نیستند. آنهایی که از تروریسم حمایت میکنند در واقع در این دولت اسرائیل نشستهاند. اینها افراطیاند، نه من. اما بهجای اینکه مسئولیت گفتار و کردارشان را به عهده بگیرند، اکنون من را بهخاطر آنچه احساس میکنم، بهخاطر آنچه نوشتم، به محاکمه میکشند.
بسیاری از این افراطگرایان، برخی از وزیران این دولت، از همان روزهای اول این جنگ اعلام کردهاند که «غزه باید به آتش کشیده شود.» دیگران بدون شرم گفتند: «بچههای غزه خودشان این را به سر خودشان آوردند.» برخی حتی فراتر رفتند و اعلام کردند: «هیچ بیگناهی در غزه وجود ندارد» و حتی گفتند: «مردان باید از زنان و کودکان جدا شوند- و سپس اعدام شوند.» [تأکید از مترجم است.]
این سخنان نمایندگان کنست است، برخی از ائتلاف نتانیاهو و برخی از اپوزیسیون. و با این حال، آنها میخواهند من را استیضاح کنند و همهٔ ما را که علیه جنگ صحبت میکنیم ساکت کنند.
مانند امیل زولا که در دفاع از وجدان انسانی در «ماجرای دریفوس» فریاد زد، من نیز احساس وظیفهٔ اخلاقی میکنم که فریاد بزنم.
من متهم میکنم.
من دولت اسرائیل به رهبری بنیامین نتانیاهو، ایتامار بن گویر، و بتسلئیل اسموتریچ را به راه انداختن جنگ نابودی علیه ملت فلسطین متهم میکنم. این دولتی است که حتی کوچکترین تظاهر به اخلاق را کنار گذاشته است. هدفش برقراری امنیت نیست، بلکه انتقامگیری، تخریب، سلطه، و اشغال است.
من کسانی را که از این روند استیضاح شرمآور، خطرناک، و کاملاً ضدّدموکراتیک حمایت میکنند متهم میکنم. این یک رخداد منفرد نیست. گام دردناک دیگری در کارزاری سیستماتیک برای از بین بردن نمایندگی سیاسی شهروندان عرب اسرائیل و ساکت کردن هر صدای اخلاقگرایی است که جرئت میکند دربارهٔ برابری، عدالت، دموکراسی، و صلح صحبت کند.
من رسانههای اصلی اسرائیل را متهم میکنم که تا حدّ زیادی در پوشش این روند استیضاح، با جدیّتی که لازم است، کوتاهی کردهاند. همان رسانههایی که وحشت جنگ را پنهان میکنند: رنج کودکان، گرسنگی، نابودی. بسیاری از رسانههای اسرائیلی از همان ابتدای این جنگ تصمیم گرفتند که در خدمت دولت باشند و واقعیت را از مردم پنهان کنند. این روزنامهنگاری نیست: همدستی است.
من رهبران اپوزیسیون را متهم میکنم که نتوانستهاند بدیل واقعی برای این مسیر جنایتکارانه ارائه دهند. آنها تصمیم گرفتند همان قواعدی را رعایت کنند که نظامی نوشته است که بهسمت فاشیسم میلغزد. دموکراسی بدون اپوزیسیون اخلاقگرا اصلاً دموکراسی نیست.
من آنهایی را متهم میکنم که از برتری یهودی حمایت میکنند، که از برابر دیدن ما خودداری میکنند، کسانی که انسان بودن ما را انکار میکنند، و حتی یک مبارز آزادی مسالمتجو در میان ملت فلسطین نمیبینند. ملت فلسطین از طریق حفظ کرامت، از طریق پایداری، و از طریق [مبارزه در راه] عدالت آرمان خود حق حیات و موجودیت، حق مقاومت در برابر بیعدالتی، و حق جستوجوی آزادی دارند.
من رهبری جنبش شهرکنشینان را متهم میکنم که پیشتاز ایدئولوژیک آپارتاید و دولت سایهٔ اسرائیل است. آنها نابودسازی قومی را تبلیغ میکنند، برتری یهودیان را تجلیل میکنند، و هر روز برای اخراج و محو کردن مردم فلسطین از کرانهٔ باختری، غزه، و النقب [صحرای نگب]، به نام یهودیت، اما برخلاف ارزشهای یهودیت تلاش میکنند.
من آنهایی را متهم میکنم که کارزار تخریب در غزه را رهبری میکنند. آنها همهٔ خطوط قرمز را رد کردهاند. آنها خویشتنداری را کلاً از دست دادهاند. آنها با چنان بیرحمیای عمل میکنند که تاریخ از به یاد آوردنش به لرزه میافتد.
من آنهایی را متهم میکنم که شهرها را ویران میکنند، زندگیها را نابود میکنند، و اشغال غیرقانونی را تداوم میبخشند، و همهٔ این کارها را بهنام حفظ «امنیت» اسرائیل میکنند.
من مسئولان قتلعام وحشتناک ۷ اکتبر را متهم میکنم. این جنایتی نابخشودنی است. کشتن افراد بیگناه- سالمندان، زنان، مردان، جوانان، از جمله کسانی که در جشنوارهٔ موسیقی میرقصیدند- جنایتی وحشتناک است. من صدها بار این جنایتهای هولناک را محکوم کردهام. من با خانوادههای گروگانها و قربانیان دیدار کردم. من درد آنها را احساس میکنم. من درد آنها را میفهمم. کشتار مردم بیگناه همیشه باید محکوم شود. این یک اصل اخلاقی است که من هرگز از آن دست نمیکشم. جنایت اشغالگری اسرائیل هرگز نمیتواند کشتن حتی یک شهروند اسرائیلی بیگناه در ۷ اکتبر را توجیه کند. و هر آنچه در ۷ اکتبر رخ داد نمیتواند کشتن حتی یک غیرنظامی بیگناه فلسطینی در غزه را توجیه کند.
من جامعهٔ بینالمللی را متهم میکنم. بله، من رئیسجمهور آمریکا دونالد ترامپ و پیشینیان او را متهم میکنم که جنگ نابودسازی غزه و ظهور فاشیسم در اسرائیل را مشروعیت بخشیدند. ترامپ در مورد الحاق و آپارتاید صحبت کرد بدون اینکه اثری از همدلی یا درکی از بهایی که برای آن پرداخت میشود نشان دهد.
و من خودمان را هم متهم میکنم. بله، من خودم را هم متهم میکنم. ما بهاندازهٔ کافی کار نکردهایم. ما بهاندازهٔ کافی قوی و با صدای بلند نبودهایم که این فاجعه را متوقف کنیم. ما بهاندازهٔ کافی سخت کار نکردهایم که رأی اعراب را در اسرائیل تقویت کنیم. اما ما اینجاییم. هنوز ایستادهایم. و متوقف نخواهیم شد. ساکت نخواهیم ماند. ما متزلزل نخواهیم شد.
اما من خانوادههای گروگانها و قربانیان ۷ اکتبر را متهم نمیکنم. آنها سزاوار هر حمایتیاند، حتی زمانی که دولت خودشان آنها را رها کرد.
من جمعیت عرب در اسرائیل را متهم نمیکنم، که بار دیگر ثابت کردهاند که قطبنمای اخلاقی و صدای آشتی در دریایی از نفرتاند.
و من بیشک فلسطینیهای غزه یا کرانهٔ باختری را متهم نمیکنم. غزه ویرانشدهترین مکان روی زمین از زمان جنگ جهانی دوم است. بیش از ۱۳۰۰ ایست بازرسی نظامی در کرانه باختری است که زندگی روزمرهٔ فلسطینیهایی را که زیر اشغال زندگی میکنند تقریباً غیرممکن میکند. من رنج آنها را میفهمم. من گریههای آنها را میشنوم. من ویرانی را میبینم. من میدانم که آنها هر روز در محاصره، تحت اشغال، و زیر بمباران با چه گزینهها و انتخابهای غیرممکنی مواجهاند. من افرادی را میبینم که فقط میخواهند زندگی کنند؛ که فقط میخواهند فرزندانشان را با عزت و در صلح بزرگ کنند و از طریق ایجاد کشور فلسطین حق تعیین سرنوشت خودشان را تحقق بخشند. من مردمی را میبینم که آزادی و انسانیت را از آنها گرفتهاند و بین دیوارهای ظلم و آتش جنگ به دام افتادهاند.
من مخالفان این جنگ را متهم نمیکنم: یهودیان و اعرابی که با صدایی رسا و تزلزلناپذیر اعلام کردند: نه بهنام ما. سرنوشت ما مشترک است. ما دشمن نیستیم. ما شریک یکدیگر هستیم.
و من اشغالگری اسرائیل را متهم میکنم که به درد، ویرانی، و چرخهٔ بیپایان خشونت دامن میزند. به همین دلیل است که من معتقدم هر دو ملت را باید آزاد کنیم، زیرا همهٔ ما آزاد به دنیا آمدهایم. راه جناح راست اسرائیل شکست خورده است. این جنگِ نابودکننده هیچ دستاوردی نداشته و هیچ دستاوردی نخواهد داشت. در پایان، فلسطینیها و اسرائیلیها همراه با هم قیام خواهند کرد. فقط راهحل سیاسی میتواند عدالت، امنیت، و صلح را از رودخانه تا دریا به ارمغان آورد. تاریخ دربارهٔ آنهایی که ساکت ماندند قضاوت خواهد کرد و به آنهایی که مقاومت کردند و ایمان آوردند احترام خواهد گذاشت. ما انتخاب میکنیم که باور کنیم. ما مقاومت را انتخاب میکنیم.
فقط همراه با هم میتوانیم چیز دیگری بسازیم: آیندهای متفاوت. آیندهای بهتر. زیرا فرزندان من، درست مانند هر کودک دیگری، با تمام وجود تشنهٔ زندگیاند. تشنهٔ شادیاند. تشنهٔ امیدی ساده و سرسختانهاند که نمیخواهد بمیرد. آنها تشنهٔ امنیت، صلح، و حق بدیهی بودناند.
و چه کسی در میان ما تشنهٔ اینها نیست؟
این هفته، زمانی که بهخاطر اصولم استیضاح میشوم، با سری بالا و سرافراز در کنست خواهم ایستاد. هر کلمهای که گفتم کاملاً بیانگر خودِ من است- و هیچحرفی را پس نمیگیرم. نه یک جمله، نه یک کلمه، نه یک حرف، نه یک کاما، نه حتی یک نقطه.
مواضع من مواضع اخلاقی است. بدیلی ارائه میدهد، بدیلی بهسود دموکراسی، برابری، و صلح برای ملتهای یهودی و فلسطینی ارائه میدهد. زیرا تاریخ دربارهٔ آنها قضاوت خواهد کرد. و تاریخ مرا تبرئه خواهد کرد.